تاريخ : ۱۳٩٥/۸/٢٧ | ٤:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

پژوهش، یا تحقیق علمی و عملی، از ضروریات زندگی فردی و اجتماعی انسان است. پیشرفت ها همه محصول، زندگی پژوهش محور انسانهایی است که بخش اعظمی از سرمایه عمر خود را در کشف حقایق و نشر آن صرف کرده اند.بنابر این ادامه راه رشد و پیشرفت زندگی بشر نیز به تلاش و کوشش محققین، پژوهشگران نیاز دارد.
اما در این میان عده ای  راه اصلی و صحیح را رها کرده و به اصطلاح جاده خاکی زده اند و محصول فکر و اندیشه دیگران را ، محصول فکر و اندیشه خود معرفی میکنند.خصوصاً در جوامع علمی مثل برخی دانشگاه ها یا سایر مراکز تحصیلی این امر با نگاه تجارتی آن رونق فراوان یافته است.
کسی هم نیست دغدغه حلّ این معضل را داشته باشد؛ متولیان امر هم شاید دلایل خودشان را دارند.به لسان ساده تر دلسوز آگاه برای حلّ مشکل پژوهش، یا نداریم و یا اگر باشد، جواب گوی مشکلات عدیده آن نیست، و یا اگر صاحب نظران مطلع و ذی علم، نظری را مصروف حلّ این نوع مشکلات بدارند، گوشهای شنوا و چشمان تیزبین و بصیر نداریم که به آن جامه عمل بپوشانند.

در این مقاله برآنیم برای شما پژوهشگر محترم به طور مستقیم، دیدگاه های صائب حضرت آیت الله جوادی آملی را تحت عنوان "الزامات دهگامه پژوهش"ذیلاً بیان کنیم.ان شاء الله با نگاه محققانه و مدبرانه مطالعه نموده و در صدد عملیاتی کردن آن نظرات باشیم:

الزامات دهگانه پژوهش
از منظر آیت الله العظمی جوادی آملی:


محقق باید منصف بوده و پیش داوری نداشته باشد، پیش داوری مانند خانه ای پیش ساخته است که برای ذهن به منزله زندان خواهد بود و راهی برای آزاد اندیشی ذهن باز نخواهد گذاشت.
بدیهی است آدمی در برابر بسیاری از امور و افراد مسئول است که یکی از مهم ترین های آنها در حوزه علم و فن آوری است تا بتواند به واسطه آن علوم و فنون، علاوه بر روشن ساختن ابعاد آفرینش و علوم مؤثر در آسایش و آرامش بشریت، پاسخ گوی ابهامات و سؤالات ذهن های خلاق، کنجکاو و حقیقت خواه باشد، لذا باید از باب ادای وظیفه، به امر حیاتی پژوهش توجه اساسی گردد چرا که حفظ و تصفیه اندیشه انسانها در دژ تحقیق رقم می خورد.[1]


ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۸/٧ | ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

باسمه تعالی
باسلام  وقت بخیر جهت سهولت دسترسی آسان همکاران و دانش آموزان محترم به مخزن سوالات کتاب درسی قرآن و تعلیمات دینی3 متوسطه دوم، به پیوست سوالات طبقه بندی شده به همراه سوالات امتحان نهایی در سطوح مختلف مربوط به سال تحصیلی 95-94 تقدیم علاقمندان میگردد.

لینک دانلود



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/۱٧ | ٥:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم
لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ؛

مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏کنند.

بی تردید نبی مکرم و معزز اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و عترت ایشان علیهم السلام الگوی تمام نمای امت اسلام میباشند. الگوبودن ایشان ذو ابعاد است و منحصر به جوانب محدود زندگی پیروانشان نیست.
یکی از ابعاد مهم زندگی اولیاء الله علیهم صلوات الله اجمعین "دعا و مناجات" با خداوند تعالی است. که یک انسان مسلمان از ابتدای سن تکلیف خود تا وقت وفات بدان نیازمند است.
راه ارتباط گیری با خالق و مبداء هستی را از زبان بزرگان و علمای اسلام فرا میگیریم و بکارمیبندیم.

حال در محضر استاد آیت الله جوادی آملی، پای درس ایشان تلمّذ نموده و به گوش جان میشنویم:

سیرۀ اهل بیت عصمت(علیهم السلام) به هنگام دعا چگونه بوده است؟

وقتی انسان دست به دعا برداشت، طبق روایات و سنت معصومین (علیهم‏ السلام) مستحب است آن را بر سر و صورت خود بکشد؛ برای اینکه لطف خدا به این دست پاسخ داده است. دستی که به سوی خدا دراز شود، یقیناً خالی بر نمی‏ گردد و دستی که عطای الهی را دریافت کرد، گرامی است، لذا خوب است آن را به صورت یا به سر بکشد.گاهی امام سجاد (سلام ‏الله علیه) چیزی که به سائل مرحمت می‏ فرمودند، دست مبارک را می ‏بویید و می‏ گفت: این دست به دست الهی رسیده؛ چون خدا فرمود: (هو یقبل التوبة عن عباده ویأخذ الصدقات)

حکمت عبادات ص215

منبع : اسراء



تاريخ : ۱۳٩٥/٦/۳٠ | ٩:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

🌷الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین🌷

در تاریخ اسلام دو حادثه بسیار مهمّ و بزرگ اتفاق افتاده است که از یکی رسالت و از دیگری امامت به وجود آمده است. نخستین حادثه، نزول وحی بود که رسالت پیامبر گرامی اسلام(ص) را در برداشت و دومین حادثه نیز در هیجدهم ذیحجه سال دهم هجرت در مسیر بازگشت پیامبر گرامی اسلام از مراسم حجة الوداع اتفاق افتاد.

در این روز بزرگ، رسول گرامی اسلام(ص) به امر الهی در مسیر بازگشت از مراسم حج، در محلی به نام غدیر خم حضرت علی علیه السلام، را به عنوان وصی و جانشین بعد از خود به همگان معرفی نمودند. در حقیقت انتصاب حضرت علی(ع) به امامت در واقعه غدیر خم، ادامه رسالت مهم پیامبر گرامی اسلام بود. بنابراین روز غدیر و انتصاب امیرالمومنین(ع) به امامت به اندازه روز بعثت و رسالت نبی گرامی اسلام(ص) دارای اهمیت می باشد.

نقل شده است که امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در کوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند. امام علی علیه السلام با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شرکت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند. و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود. لذا این حرکت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت کنند.

 پس شایسته است که به پاس قدردانی از این نعمت عظیم الهی و عرض ادب به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علی علیه السلام، عید سعید غدیر را در خانواده و اجتماع باشکوه فراوان برگزار نماییم و از برکات معنوی این روز عزیز بهره مند شویم. آنچه در این مختصر تقدیم می گردد آدابی است که بزرگان دین به منظور گرامی داشت این روز عزیز تعلیم فرموده اند:

اعمال و آداب روز عید غدیر

 در بیان ائمه علیهم السلام برای این روز بزرگ اعمالی وارد شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:

 * تحکیم بیعت با ولایت

همان گونه که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله بعداز نصب حضرت علی علیه السلام به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند، در سال روز آن حماسه جاوید، تجدید آن بیعت سفارش شده است.

 * تبریک گفتن



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/٥/٢٧ | ٦:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

ذات باریتعالی قابل وصف و توصیف مخلوق نیست، چون او لامتناهی و نامحدود است و به هیچ صفت و وصفی محدود نمیشود. ما فقط به همان اندازه مجازیم که او را وصف کنیم یا بخوانیم که خود در قرآنش فرموده است«وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذینَ یُلْحِدُونَ فی‏ أَسْمائِهِ سَیُجْزَوْنَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ ؛و خدا را نیکوترین نامهاست، بدانها خدا را بخوانید، و آنان را که در نامهاى او به انحراف می گرایند به خود واگذارید، که به زودى کردار بدشان را مجازات خواهند دید.»

حضرت علی علیه السلام می فرماید:«ستایشْ خداوندی را که با آفرینش بندگان، بر وجود خود دلالت فرمود و آفرینش پدیده های نو، بر ازلی بودن او گواه است و شباهت داشتن مخلوقات به یکدیگر، دلیل آن است که او همتایی ندارد. حواس بشری ذات او را درک نمی کند، و پوشش ها او را پنهان نمی سازد...، آن که خدا را وصف کند، محدودش کرده و آن که محدودش کند، او را به شمارش آورده و آن که خدا را به شمارش آورد، اَزَلیّت او را باطل کرده است. کسی که بگوید: خدا چگونه است؟ او را توصیف کرده و هر که بگوید: خدا کجاست؟ مکان برای او قایل شده است. خدا عالم بود، آن گاه که معلومی وجود نداشت؛ آفریدگار بود، آن گاه که آفریده ای نبود و توانا بود، آن گاه که توانایی نبود».

بر این مبنا و دستور قرآن برآن شدیم که مختصر معانی اسماء الاهی را تقدیم مومنانی کنیم که شاید با مطالعه و مرور بر معنای لغوی آن اسماء و صفات ذره ای به دایره معلومات و عقاید و باورهایشان رتبه اعلا ببخشد و از این میان ما نیز برخوردار از پاداش معنوی خداوند گردیم. گر چه مطالعه عمیق متن،کمی وقت گیر باشد اما ارزش نه یکبار بلکه ده ها بار مطالعه را دارد.

در کتاب توحید از امام على بن موسى الرضا علیه السلام از پدرانش از على علیه السلام نقل شده که فرمود:« عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْهَرَوِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تِسْعَةً وَ تِسْعِینَ اسْماً مَنْ‏ دَعَا اللَّهَ‏ بِهَا اسْتَجَابَ‏ لَهُ وَ مَنْ أَحْصَاهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ.(بحار الانوارج4ص187)
همانا خداوند عزیز و جلیل، نود و نه نام دارد که هر کس او را با آن نامها بخواند، دعایش اجابت می گردد و هر کس که آنها را بشمارد و حفظ نماید، وارد بهشت مىشود.»

اسماء الله الحسنی
الله ، الاله ، الرب، الرحمان، الرحیم ، الحی ، القیوم ، الخالق ، الخلاق ، الباریء، المصور، الملک ، الملیک ، الرزاق ، الرازق،
الاحد، الصمد، الهادی، الوهاب ، الفتاح، السمیع ، البصیر ، العلیم، اللطیف، الخبیر ، العفو ، الغفور ، الغفار، التواب ، العلی ،
الاعلی ، المتعالی ، الکبیر ، العظیم ، القوی ، المتین ، الشهید ، الرقیب ، المهیمن ، المحیط ، المقیت ، الواسع ، الحفیظ، الحافظ ،
الوالی ، المولی ، الاول ، الاخر، الظاهر ، الباطن ، الحکیم، الحکم ، المومن ، الصادق، الغنی ، الکریم ، الاکرم ، السلام ،
القدوس، السبوح ، الحمید ، المجید ، الشکور، الشاکر ، الحلیم ، الحق ، المبین ، القدیر ، القادر ، المقتدر، الودود ، آلبر ،
الرووف ، الحسیب ، الکافی ، الکفیل ، الوکیل ، الغالب ، النصیر ، العزیز ، الجبار ، القریب ، المجیب ، القاهر ، القهار، الوارث
، المتکبر ، النور ، المحسن ، الدیان ، المقدم ، الموخر ، الطیب ، الشافی، الجمیل ، القابض، الباسط ، المنان ، الحیی، الستیر ،
السید ، الرفیق ، الوتر ، المعطی ، الجواد، ذوالجلال والاکرام .

اما ترجمه مختصر اسماء و صفات خداوند متعالی:

الله : شامل صفات الوهیت ) شایسته پرستش ( و تمام معانی اسماءالحسنی ) نامهای نیک ( و بهطورکلی دلالتکننده به تمام اسماء
الله الحسنی است . پس الله به معنی الوهیت ) تنها شایسته خدابودن ( و عبودیت ) تنها شایسته عبادت ( برای تمام مخلوقات به
خدا اختصاص دارد .
الاله : به معنی معبود و شایسته پرستش .
الرب : دارای مقام ربوبیت به تمام مخلوقات از جهت آفرینش و مالکیت و تصرف و تدبیر امور مخلوقات عالم .
الرحمن: کسی که دارای صفت رحمت است بر وزن فعلان پس رحمان بر صفت ثابت دلالت میکند که لازمهاش کمال است که آن صفت رحمت است .



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/٤/۱٢ | ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

به دنبال درخواست برخی از دوستان و اقوام مبنی بر تعیین تکلیف ازدواج با سایر فرقه های دینی اعم از مسلمان و غیر مسلمان، بر آن شدم پاسخی متناسب و اقناع کننده آماده و ارائه دهم تا این نیاز عزیزان مرتفع گردد و بنده از ثواب آن بهره مند . بعد از کلام اینجانب مقاله ای زیبا در ادامه مطالب میآورم از یک نویسنده دیگر که قابل توجه و استفاده شما بزرگواران خواهد بود.

در پاسخ به این سوال که"شرایط ازدواج زن یا مرد مسلمان با غیر مسلمان چگونه است؟ میشود یک مسلمان با یک یکتا پرست ازدواج کند یا نه؟ آیا حتما باید تمام پیامبران و امامان را قبول داشته باشد؟ آیا شیعه فقط باید با شیعه ازدواج کند؟"

در پاسخ باید عرض شود که هر فرقه و دینی برای ازدواج قوانین خاصی دارد، اسلام هم دارای چارچوب تعیین شده ای برای ازدواج است. مهمترین آن بحث "هم کفو"بودن است .هم کفو بودن،صرفاً به این معنانیست که دو طرف،در مسائل مادی و اقتصادی و ظاهری به هم مطابق باشند، بلکه به حقیقت معنا یعنی هم کیش و همراه بودن در عقاید دینی است. لذا از دیدگاه قرآن و روایات ازدواج با کفار و بت پرست مطلقاً حرام است. اما با موحدان اهل کتاب اگر مسلمان شوند قبل از انعقاد ازدواج، هیچ منعی ندارد. نکته دیگر تفاوت آراء علما و مراجع ذی صلاح ما نیز خود جای توجه ویژه دارد. یهود و مسیحیت و مجوس و سایر فرق ازدواج خارج از عقیده خودشان ندارند مگر مخفیانه.ماهم به همان دلیل که عرض شد نداریم.
قرآن کریم در سوره بقره می‏فرماید: «وَ لَا تَنکِحُواْ الْمُشْرِکَاتِ حَتىَ‏ یُؤْمِنَّ  وَ لَأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَیرٌْ مِّن مُّشْرِکَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْکُمْ  وَ لَا تُنکِحُواْ الْمُشْرِکِینَ حَتىَ‏ یُؤْمِنُواْ  وَ لَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَیرٌْ مِّن مُّشْرِکٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکُمْ  أُوْلَئکَ یَدْعُونَ إِلىَ النَّارِ  وَ اللَّهُ یَدْعُواْ إِلىَ الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ  وَ یُبَینِ‏ُّ ءَایَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ»و با زنانِ مشرک ازدواج مکنید، تا ایمان بیاورند. قطعاً کنیزِ با ایمان بهتر از زنِ مشرک است، هر چند [زیبایى‏] او شما را به شگفت آوَرَد. و به مردانِ مشرک زن مدهید تا ایمان بیاورند. قطعاً برده با ایمان بهتر از مردِ آزاد مشرک است، هر چند شما را به شگفت آوَرَد. آنان [شما را] به سوى آتش فرا مى‏خوانند، و خدا به فرمان خود، [شما را] به سوى بهشت و آمرزش مى‏خواند، و آیات خود را براى مردم روشن مى‏گرداند، باشد که متذکّر شوند. (221)
فقها در مسئله ازدواج با سایر فرق اختلاف نظر دارند:
عده ‏ای از فقهای اهل تسنّن ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب را حلال می‏دانند که این نظر بیشتر فقهاست، و عده‏ ای آن را حرام می‏دانند. آراء علمای امامیه نیز در این باب متفاوت است: بعضی از آن‏ها ازدواج مرد مسلمان با زن کتابی را، چه به صورت دایم و چه به صورت منقطع، جایز نمی‏دانند. عده ‏ای، هم به صورت دایم و هم منقطع آن را جایز می‏دانند. گروه سومی هم هستند که به جواز ازدواج منقطع و عدم جواز ازدواج دایم ـ به خاطر جمع بین ادلّه ـ حکم کرده ‏اند.
در قانون مدنی بندی آمده است،و ما یادآور می‏شویم که: "قانون مدنی نیز ازدواج مرد مسلمان با زن غیرمسلمان را به طور مطلق جایز دانسته، ولی با توجه به مقرّرات نکاح قانون مدنی، که از حقوق امامیه اقتباس شده، نکاح دایم را ممنوع شمرده، ولی نکاح منقطع را جایز دانسته است."

اگر دو جوان که کمالاتی در یکدیگر دیدند، مطابق قوانین شرعی مسیر را طی نمایند و قبل از انعقاد عقد ازدواج، طرف غیر مسلمان بحث رجوع محققانه به اسلام را در پیش بگیرد، هیچ منع قانونی و شرعی برای ازدواج آن دو وجود نخواهد داشت. در غیر اینصورت نه به صورت موقت و نه به صورت دائم نباید دست به چنین اقدامی زد.
عمل حرام، حرام است و تبعات دنیایی و اخروی دارد. حتی ازدواج میان فرق مسلمان هم خود جای بحث دارد چه برسد بحث ازدواج با غیر مسلمان. به مقاله قشنگ ادامه مطلب حتماً رجوع نمایید.

در ادامه مقاله دیدگاه فقهی برخی مراجع جامع الشرایط تقلید را برای طالبان علم عرضه آمده است. حتماً مطالعه نمایید.

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/٤/۳ | ۸:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا
منم قرآن
منم قرآن منم قرآن منم بیغام جاویدان
منم سر چشمه ایمان منم برنامه انسان
سرود عشق و امیدم فروغ باک توحیدم
زدودم تیرگیها را به هر عقلی که تابیدم
منم نورافکن رحمت زسوی آفریننده
منم روشنگر بگذشته واکنون وآینده
به ظالم آتش خشمم به عادل بارش جودم
به کام مومنان نوشم به چشم کافران دودم......
چو رود از آبشارعرش رحمان تا شدم نازل
بشستم تیرگی از جان ببردم گرد غم ازدل
بیایک دم تماشا کن گلستان محمدرا
نگر در ایه های من جمال آل احمد را....
بود هرآیه ام رمزی زلطف و رحمت داور
به ایمان و عمل باشد مسلمان از همه برتر
منم قران کتاب عشق و عقل ودانش و تقوی
به حکم آیت عدلم ستمگر را کنم رسوا....
من ان رود خطا شویم مگر موجم نمی بینی
من آن گلزار دل جویم چرا یک گل نمی چینی
ره اورد شب قدرم چرا قدرم نمی دانی
بیام رحمت آوردم چرا آخر نمی خوانی

شعر از حبیب چایچیان


تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱٧ | ۸:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

یک: رمضان یعنی چه؟

 رمضان نام یکى از ماه‏هاى قمرى است و معناى لغوى آن سوزانیدن است

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: نام این ماه رمضان گذاشته شده زیرا گناهان را می سوزاند

یکى از نام‏هاى خداوند نیز رمضان است.

دو: چرا باید روزه گرفت؟

چون دستور خداوند است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «ما روزه را بر شما واجب کردیم همانگونه که برکسانی که قبل از شما بودند واجب نمودیم تا به تقوا برسید»

سه: فلسفه اصلی روزه داری چیست؟

 فلسفه اصلى وجوب روزه تقویت تقواى الهى و ایجاد رابطه بین بنده و خالق است.

معناى این که ماه رمضان ماه میهمانى خدا است. این است که خداوند بندگان خود را دراین ماه پذیرایى مى‏نماید و پذیرایى خداوند عبارت است از برکت، رحمت، مغفرت،تسبیح، حساب کردن نفس کشیدن، عبادت حساب کردن خواب، قبول نمودن اعمال،استجابت دعا و... که همگى از روایات فهمیده مى‏شوند، (ترجمه میزان‏ الحکمه، ج 5، ص 2130).

بنابراین ضمن اینکه روزه فرمان خدا و برای رسیدن به درجات بالای تقوای الاهی است؛ به دلایل دیگر روزه واجب شده است تا مومنان از فواید و آثار مادی و معنوی آن بهره مند شوند:

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۳/٩ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ؛اى اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخى ظنّ و پندارها معصیت است و نیز هرگز (از حال درونى هم) تجسس مکنید و غیبت یکدیگر روا مدارید، هیچ یک از شما آیا دوست مى‏دارد که گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید (پس بدانید که مثل غیبت مؤمن به حقیقت همین است) و از خدا پروا کنید، که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است

کلمه غیبت به طوری که در مجمع البیان آمده عبارتست از: در غیاب کسی عیبی از او بگویی که وجدان بیدار، تو را از آن نهی کند و اگر او بشنود، ناراحت شود، به همین جهت بدگویی دنبال سر فردی که تظاهر به فسق و گناه می کند را، جزو غیبت نشمرده اند، چون اگر بشنود که در غیاب او چنین گفته اند،ناراحت نمی شود.

مفهوم غیبت در روایات:

صحاح اللّغه مى گوید: «غیبت آن است که انسان پشت سر کسى که عیب و عملش پوشیده است سخنى بگوید که اگر به گوش او برسد ناراحت شود».

مصباح المنیر مى گوید: «غیبت آن است که عیوب پنهانى کسى را که از فاش شدن آن ناراحت مى شود (پشت سر او) باز گویى کنى».

مرحوم شیخ انصارى از بعضى از بزرگان علما نقل کرده است که اجماع و اخبار معصومین(علیهم السلام) دلالت دارد بر این که حقیقت غیبت آن است که از دیگرى (در پشت سرش) چیزى بگویى که اگر بشنود ناراحت شود.(1)

این مضمون در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است.

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که غیبت آن است که درباره برادر مسلمانت چیزى بگویى که خداوند آن را بر او مستور داشته است.(2)

---------------------------

. مکاسب محرّمه شیخ انصارى، صفحه 41

2. وسائل الشّیعه، جلد 8، ابواب احکام العشره، صفحه 602

اقسام غیبت(آیت الله مجتبى تهرانى)

غیبت بر چند قسم است:

1. گفتارى : غیبت گفتارى مشهورترین نوع غیبت است، یعنى انسان، نقص برادر مؤمنش را به دیگران بگوید.

2. نوشتارى: شخص، عیبى را که مى‏خواهد بگوید، بنویسد؛ در این صورت به جاى شنونده، خواننده وجود دارد.

3. کردارى: فرد عیب دیگرى را با نمایش به دیگران بفهماند.

4. کنایى: کسى با استفاده از جمله‏هایى کنایى، عیوب دیگرى را در غیاب او به دیگران بفهماند؛ جمله‏هایى مثل «خدا را شکر که به ما ریاست نداد» یا «از بى‏حیایى به خدا پناه مى‏برم» که کنایه از بى‏لیاقتى و بى‏حیایى شخص غایب هستند.

5. اشاره‏اى: یعنى با اشاره‏اى دست و سایر اعضا، عیب دیگرى را بازگوید که اشاره مى‏تواند لفظى یا عملى باشد.

روایت شده که زنى وارد خانه پیامبر (ص) شد و میهمان عایشه بود. وقتى برخاست و رفت، عایشه با دستش اشاره کرد و با این اشاره مى‏خواست بگوید که او کوتاه قد بود. حضرت فرمود:

قد اغتبتها. تو از آن زن غیبت کردی. [1]

انواع عیب و نقص

در مباحث پیشین آورده شد: غیبت آن است که انسان پشت سر برادر یا خواهر مؤمنش عیب یا نقصى را که نزد مردم معروف نبوده یا شنونده نمى‏داند، باز گوید.

حال باید به بحث از انواع و چگونگى این عیب و نقص پرداخته شود.

عیب ونقص اقسامى دارد که عبارتند از:

1. نقص روانى و نفسانى: مانند آن که شخص به رذیله‏اى مانند حسد یا تکبر مبتلا باشد و پشت سر او یه این رذایل اشاره شود.

2. نقص بدنى: مانند آن که شخص بیمارى یا نقص عضوى دارد که کسى از آن آگاه نیست.

3. نقص دینى: مثل آن که شخص در نماز سستى کند و در جایى که او حضور ندارد، این عیب را مطرح کنند.

4. نقص مالى: مانند آن که پشت سر مؤمن آبرومندى که توانایى مالى ندارد، سخنانى دال بر فقر و ناتوانى مالى او به زبان آورده شود یا به طریقى دیگر فهمانده شود. این عمل اگر از روى دلسوزى هم باشد، غیبت به شمار مى‏آید.

5. نقص نسبى: مانند آن که بگوید پدر یا اجداد فلان شخص، خسیس یا فاسق یا... بوده‏اند.

برخى بزرگان، بیان نقص‏هاى موجود در لباس، خانه و سایر متعلقات شخص را نیز غیبت به شمار آورده‏اند. [2]

 [1]. قالت عایشه دخلت علینا امراه فلما ولت او مأت بیدى أنها قصیره. فقال النبى (ص) قد اغتبتها. ورام بن ابى فراس: مجموعه ورام، ج 1، ص 118.)

[2]. فیض کاشانى: المحجه البیضاء، ج 5، ص‏255.

اخلاق الاهی ( أفات زبان ) ج4 -ص

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/٢ | ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

حق و حقیقت تنها چیزی است که برخی انسان های بیدار به دنبال آن هستند. هرکسی شایستگی و لیاقت فحص و تحقیق برای یافتن آن را ندارد. تشخیص مرز میان حق و مشابه آن کاری بس دشوار است مگر برای کسانی که راه های تمییز آن دو را شناخته باشند. قرآن کریم راه تشخیص را داشتن تقوای واقعی و الاهی میداند؛ اما سوال مهم اینجاست که چگونه میتوان به این مهم دست یافت؟بنابراین برای حصول و نیل به هدف در این امر باید از وسایط و وسایل بهره جست به شرط طی طریق صحیح آن. به عنوان مثال از راه قرآن، روایات موثق، تجربه افراد تغییر جهت داده از روی تحقیقات عمیق و مانند آن.

بین فرق اسلامی تفاوت های ظاهری محسوس و ملحوظ است که بیگانگان از این فرصت نهایت بهره را برای جداسازی امت واحده اسلامی، برده و یا خواهند برد. تاریخ زندگی مسلمانان پر از حوادث تلخ و جانکاهی است که در اثر غفلت، تعصبات خشک و غیر حقیقی، سوء دخالت بیگانگان و ... از عوامل اصلی آن بوده است.

آیا این روند باید امروزه هم ادامه داشته باشد؟ آیا در عصر انفجار ارتباطات راه تشخیص حق از باطل سخت تر شده است یا آسانتر؟ آیا باید همچنان مثل اعصار جاهلیت زیست؟ کمی اندیشه و تفکر لازم است تا زمینه ای شود برای برداشتن گام های بزرگ. باید نشست و منطقی و عقلانی جوانب امر اختلاف برانگیز را تا حدی امکان دارد مورد بررسی و ارزیابی قرار داد و بدور از هرگونه جوسازی ها و فرافکنی ها به حل اختلافات قابل حل اقدام نمود. در این مجال من باب نمونه تحول و یافتن راه صحیح را در کلام یکی از بزرگان، توسط دانشجوی عربستانی مورد توجه قرار میدهیم شاید خیری در پشت آن باشد. دیگران هم به این تحفه و خیر برسند. استاد محمد حسینی قزوینی این چنین ماجرا را تعریف میکند:

" بنده خودم با تجربه ای که دارم در دانشگاه ام القرای مکه،‌ که می‌گویند نزدیک 110 هزار دانشجو دارد و دانشگاه وهابی پرور عربستان سعودی است، که مرکزش در خود مکه است و یک شعبه در مکه دارد و یک شعبه در ریاض، با خیلی از این دانشجویانشان صحبت می کردیم و اینها خیلی مؤدبانه این سخنان را از ما قبول می کردند. حتی ما دو سه مورد از دانشجویانی که فرزند شخصیت های برجسته عربستان بودند، در اثر همین گفتگوها مذهب شیعه را قبول کردند.

در سال 1384 بود که ماه رمضان در مکه بودیم، منزل یکی از شیعیان و یک جلسه مولودی گرفته بودیم. جناب آقای نواب مسئول بعثه مقام معظم رهبری درآنجا بود،‌ جناب آقای هادوی و بنده هم بودیم، همین دانشجوئی که وهابی بود و شیعه شده بود، یک مولودی عربی در رابطه با آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) و امام مجتبی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) خواند؛ ‌بقدری این سرود و اشعارش زیبا و حماسی بود که اشک همه را درآورد؛ یعنی این جلسه مولودی با اشعار ایشان، به جلسه عزا بیشتر شبیه بود. یک جوان 20 یا 25 ساله وهابی که تازه شیعه شده، آمده این چنین شعر می خواند."

یکی دیگر از اینها (دانش جویان)که خودش نقل می کرد و می گفت:

«من از برخورد تند وهابیت خسته شده بودم و این خشونت و این چنین فحش دادن و جسارت کردن و حکم تکفیر دادن،‌ با منطق اسلام نمی سازد؛ با کتاب و سنت مطابقت ندارد. می گفت از جلسات وهابی ها بریدم و رفتم به جلسات صوفی ها، مکتب صوفی ها خیلی تشکیلات مفصلی دارند و هفت هشت هزار نفر در جلساتشان شرکت می کنند و در رأسشان سید محمد بن علوی مالکی بود که دو سه سال پیش از دنیا رفت و رهبر صوفی های مکه و مدینه بود؛ این جوان می گفت ما رفتیم یک مدتی به طرف صوفی ها که اینها خیلی نرم و ملایم و لطیف و مباحثشان را خیلی با فطرت تطبیق می کنند؛ دو سه سال رفتم، دیدم اینها یک سری خرافات دارند و این خرافات با کتاب و سنت نمی سازد و با فطرت همخوانی ندارد؛ از اینها هم بریدم. می گفت روی آوردم به سایت های اینترنتی و مقداری روی سایت های وهابیت و شیعه و سنی چرخیدم و دیدم روی سایت های شیعه، نسبت به صحابه، عبارت های رکیک و عجیب دارند؛‌ خیلی ناراحت شدم. در میان این ارتباطی با اینترنت که داشتم، با یک جوانی از بیروت در اینترنت آشنا شدم؛ سؤال کردم که چرا شما شیعیان این چنین با خشونت برخورد می کنید؛ اسلام، اسلام نرم و ملایم است؛ ‌حتی نسبت به فرعون که می گوید: أنا ربکم الأعلی (سوره نازعات، آیه 24) دستور داده بگوئید: فقولا له قولا لینا (سوره طه،‌ آیه 44)، نسبت به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: لو کنت فظا غلیظ القلب، لأنفضوا من حولک (سوره آل عمران، آیه 159)، اگر نسبت به مردم خشن و تندرو بودی،‌ این عرب ها از اطراف تو پراکنده می شدند؛ جوان شیعه گفت: کسانی که تند برخورد می کنند، مورد تائید علمای شیعه و ائمه (علیهم السلام) نیستند و منطق امیرالمؤمنین (علیه السلام) این است که نسبت به کسانی که حتی به معاویه ناسزا می گفتند، می گوید: إنی أکره لکم أن تکونوا سبابین، من دوست ندارم که شما جزو سب کنندگان باشید.(نهج البلاغه، خطبه206) می گفت مقداری با آن جوان صحبت کردیم و من مقداری نرم و آرام شدم. شروع کردیم هر شب یک ساعت دو ساعت با هم چت کردن. مطالب را در سه چهار ماهی که با ایشان اینترنتی مراوده داشتم بحث کردیم؛ تقریبا دیدم مبانی اعتقادی شیعه همانی است که من دنبالش بودم و به فطرت سالم و خالص بشر پاسخگو است و ادامه دادیم تا اینکه ایام حج رسید و جوان شیعه گفت من دارم می آ یم به حج؛ بعد شماره تلفن دادم و وقتی که ایشان به مکه رسید، زنگ زد و رفتم در هتلش. صبح ساعت 8 رفتم آنجا، ‌با همان اعتقاد سنی و وهابی و شب بعد از نماز مغرب از اتاق ایشان بیرون آمدم با مذهب شیعه. می گفت من افتخار می کنم به این و خدا را شاکرم که آن گمشده فطری و ندای باطنی را که دنبالش بودم، پیدا کردم.»

استاد سید محمد حسینی قزوینی- مدرسه فیضیه، پنجشنبه :11 / 11 / 86

منبع:موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر عج



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/۱٩ | ٤:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

 متن صلوات شعبانیه به همراه ترجمه

از امام سجاد (ع) صلواتی وارد شده است که در هر روز ماه مبارک شعبان، در وقت زوال باید خواند . این صلوات در مصباح المتهجد و کتاب های دیگر آمده است .
در آسمان، دریایی است که آن را دریای برکات گویند و بر لب آن دریا درختی است که آن را درخت تحیّات نامند . بر آن درخت آشیانة مرغی است به نام مرغ صلوات و وقتی مؤمنی در ماه شعبان برسیّد پیغمبران (ص) صلوات فرستد ، خدا آن مرغ را امر نماید تا در آن دریا غوطه خورد و پرهای خود را بفشارد و هر قطره ای که از پرهای آن مرغ بریزد ، ملکی خلق نماید و جمیع آن فرشتگان به تقدیس و تحمید و مدح و ثنای پروردگار مشغول گردند و ثواب آنها در دیوان اعمال صلوات فرستنده ثبت گردد .
شایسته یادآوری است که درروایت آمده یک صلوات در ماه شعبان برابر است با ده صلوات در غیر ماه شعبان . 1 . وسائل الشیعه ، ج 10 ، ص 492 ، باب 28 ، و مصباح المتهجد ، ص 28

بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعِ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفِ الْمَلائِکَةِ
درخت نبوت و جایگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان

وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ، وَاَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ و آل‏ مُحَمَّدٍ
و معدن دانش و خاندان وحى خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

الْفُلْکِ الْجارِیَةِ، فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَها، وَیَغْرَقُ‏ مَنْ تَرَکَهَا،
کشتى جارى در اقیانوسهاى بیکران ایمن شود هر که سوار آن کشى گردد و غرق شود کسى که آن را واگذارد،

الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ، وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللّازِمُ لَهُمْ ‏‏لاحِقٌ،
هر که بر ایشان تقدم جوید از دین بیرون رفته و کسى که از ایشان عقب ماند به نابودى گراید

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، الْکَهْفِ الْحَصینِ
ولى ملازم ایشان حق خواهد رسید خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آن پناه‏گاه محکم

وَغِیاثِ‏ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکینِ، وَمَلْجَأِ الْهارِبینَ، وَعِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ،
و فریادرس بیچاره درمانده و پناه گریختگان و دستاویز محکم براى وسیله‏جویان

اَللّهُمَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، صَلوةً کَثیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضاً،
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد درود بسیارى که موجب خوشنودى ایشان گردد
وَلِحَقِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَدآءً وَقَضآءً، بِحَوْلٍ مِنْکَ وَقُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ
حق محمد و آل محمد اداء گشته و انجام وظیفه ما شده و باشد به جنبش و نیروى تو ای پروردگار عالمیان

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، الطَّیِّبینَ الْأَبْرارِ الْأَخْیارِ،
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آن پاکان نیکوکار اى پروردگار جهانیان برگزیده

الَّذینَ‏ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ، وَفَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَوِلایَتَهُمْ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،
آن کسانى‏که حقوقشان را واجب کردى و اطاعت و دوستیشان را فرض نمودى خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاعْمُرْقلبی بِطاعَتِکَ، وَلا تُخْزِنى‏ بِمَعْصِیَتِکَ
و آباد کن دل مرا به اطاعت خود و به وسیله نافرمانیت رسوایم مکن

وَارْزُقْنى‏ مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِکَ،
و روزى من گردان که کمک مالى دهم بر کسى‏که روزیت را بر او تنگ کردى بوسیله آنچه بر من فراخ گرداندى از فضل خویش

وَنَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِکَ، وَاَحْیَیْتَنى‏ تَحْتَ ظِلِّکَ، وَهذا شَهْرُ نَبِیِّکَ‏ سَیِّدِ رُسُلِکَ،
و گستردى بر من از عدل خویش و مرا در زیر سایه‏ات زنده داشتى و این ماه پیمبرت و آقاى رسولانت

شَعْبانُ الَّذى‏ حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ،
ماه شعبان است که اطراف آن را به رحمت و خوشنودى خود پوشاندى

الَّذى‏ کانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِه‏ وَسَلَّمَ، یَدْاَبُ فى‏ صِیامِهِ‏ وَقِیامِهِ،
آن ماهى که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم کوشش بسیار داشت در روزه‏ و شب زنده‏داریش

فى‏ لَیالیهِ وَاَیَّامِهِ، بُخُوعاً لَکَ فى‏ اِکْرامِهِ وَاِعْظامِهِ، اِلى‏ مَحَلِ حِمامِهِ،
هم در شبها و هم در روزهایش بخاطر فروتنى در برابر تو در مورد گرامى داشتن و بزرگداشتنش هم‏چنان تا هنگام مرگش

اَللّهُمَّ فَاَعِنَّاعَلَى الْأِسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ، وَنَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ،
خدایا پس ما را کمک ده تا روش او را در این ماه پیروى کنیم و به شفاعتى که نزد او است برسیم

اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى‏ شَفیعاً مُشَفَّعاً وَطَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً، وَاجْعَلْنى‏ لَهُ‏ مُتَّبِعاً،
خدایا قرار ده او را براى من شفیعى پذیرفته و راهى بسویت که همواره باشد و مرا پیرو او گردان

حَتّى‏ اَلْقاکَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى‏ راضِیاً، وَ عَنْ ذُنُوبى‏ غاضِیاً، قَدْ اَوْجَبْتَ لى‏ مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ،
تا به جایى که در روز قیامت تو را در حالى دیدار کنم که از من خوشنود باشى و گناهانم را نادیده‏گیرى و براى من واجب کرده‏باشى از جانب خود رحمت و خوشنودى را

وَاَنْزَلْتَنى‏ دارَ الْقَرارِ وَمَحَلَّ الْأَخْیارِ،
و مرا در خانه همیشگى (بهشت جاویدان) و منزلگاه نیکان فرود آرى.



تاريخ : ۱۳٩٥/٢/٤ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ
ای که برای هر خیری به او امید دارم

وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ
و از خشمش در هر شری ایمنی جویم


یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ
ای که می دهد (عطای ) بسیار در برابر (طاعت ) اندک


یا مَنْ یُعْطی مَنْ سَئَلَهُ
ای که عطا کنی به هرکه از تو خواهد


یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ
ای که عطا کنی به کسی که از تو نخواهد


وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ
و نه تو را بشناسد

تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَهً
از روی نعمت بخشی و مهرورزی

اَعْطِنی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ
عطا کن به من به خاطر درخواستی که از تو کردم


جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَهِ
همه خوبی دنیا و همه خوبی و خیر آخرت را


وَاصْرِفْ عَنّی بِمَسْئَلَتی
و بگردان از من به خاطر همان درخواستی که از تو کردم

اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَهِ
همه شر دنیا و شر آخرت را


فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ
زیرا آنچه تو دهی چیزی کم ندارد (یا کم نیاید) و

وَزِدْنی مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ
بیفزا بر من از فضلت ای بزرگوار

یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ
ای صاحب جلالت و بزرگواری

یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ
ای صاحب نعمت و جود

یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتی عَلَی النّارِ
ای صاحب بخشش و عطا حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ


برحمتک یا ارحم الراحمین



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٢٩ | ٤:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبی علی دینک

با حفظ احترام به آداب و رسوم مثبت و مفید اسلاف و پیشینیانمان، و به جای جفت و جور کردن هفت خوراکی که با حرف سین آغاز شده، بیاییم هفت آیه از قرآن که با حرف سین و کلمه زیبای سلام، از اسماء خداوند تعالی آغاز شده را با معنا حفظ نماییم شاید این کار راه برزخ و آخرتمان را هموارتر کند:

1-  سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ (24/رعد) (و مى‏گویند) سلام و تحیت بر شما باد که صبر پیشه کردید، و بس نیک است سرانجام این سراى.

2-  سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ (58/یس) (فرشتگان رحمت) بر آنان از خداى مهربان سلام و تحیّت رسانند.

3-  سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمینَ (79/صافات) سلام و تحیّت بر نوح ، در میان عالمیان باد.

4-  سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهیمَ (109/صافات) سلام و تحیّت خدا بر ابراهیم باد.

5-  سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ (120/صافات) سلام و تحیّت بر موسى و هارون باد.

6-  سَلامٌ عَلى‏ إِلْ‏یاسینَ (130/صافات) سلام بر الیاس (و آل یاسین) باد.

7-  سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (5/ قدر) این شب (رحمت و) سلامت و تهنیت است تا صبحگاه.

 حسن فیروزنیا94/12/28

 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٢٦ | ۸:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

نظر فقها و مراجع معظم:

حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای؛

 نظر جنابعالى درباره چهارشنبه سورى چیست؟ جواب: علاوه بر آنکه هیچ مبناى شرعى ندارد، مستلزم ضرر و فساد زیادى است که مناسب است از آنها اجتناب شود.

 حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی: منفعت حاصل از خرید و فروش مواد محترقه حرام است.

 حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی با تأکید بر اینکه چهارشنبه سوری یک مراسم خرافی برگرفته از آیین غلط گذشتگان است و در فرهنگ اسلامی هیچ جایگاهی ندارد، یادآور شد: باید سنت هایی چون دید و بازدید، صله رحم، کمک به دیگران ترویج شود و نباید تسلیم سنت های خرافی گذشتگان شویم. خرید و فروش، حمل و نقل مواد محترقه که به منجر به ایجاد حادثه و مصدوم شدن دیگران می‌شود جایز نبوده و منفعت حاصل از آن نیز حرام است.

 آیت‌الله العظمی بهجت (ره) : این کارها مشروعیت ندارد.

تعبیر قرآن تبعیت کورکورانه از گذشتگان، از پدران، مادران، آباء و اجداد است این هم از موضوعاتی است که قرآن روی آن زیاد تکیه کرده است و آن را منشأ لغزشهای بشر می داند و سخت انتقاد می کند. مثلا می گوید: آنها چنین می کویند:«انا وجدنا آبائنا و جدنا آبائنا علی امه و انا علی آثارهم مقتدون»؛ اینها می گویند: ما پدران خودمان را بر یک طریقه‌ای یافته‌ایم و ما هم همان طریقه پدران خودمان را می گیریم و می رویم ، و به تعبیر امروز سنت گرائی.

 آیت‌الله العظمی سیستانی: اموری که به جامعه ضرر می‌زند و موجب ایذاء مردم است مانند استعمال ترقه و خرید و فروش آن جایز نیست.

 آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی (ره) : در فرض مزبور که دارای خطرات جانی و مالی است و موجب اذیت و آزار دیگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جایز نیست.

 آیت‌الله العظمی میرزا جواد تبریزی(ره): هیچ یک از این امور، رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به این مورد تشویق به دنیا و غافل کردن از آخرت است و این که تصور می‌کنند این امور مردم را به حفظ وطن و عزت وا می‌دارد، تصوری باطل است. آنچه مردم را به عزت می‌رساند و به حفظ وطن وا می‌دارد ایمان است و بس.

 آیت‌الله علوی‌ گرگانی: چهارشنبه سوری یکی از سنت‌های غلط است که از لحاظ عقلی و شرعی هیچگونه جایگاهی ندارد و از رسوم جاهلیت است و لذا لازم است که مؤمنین از برپایی اینگونه برنامه‌ها اجتناب کنند. مخصوصاً اگر مشتمل بر محرمات باشد و در صورتی که موجب وحشت مردم و زیان و ضرر شود، ضمانت هم دارد.

 حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:  چنانچه این مواد موجب آزار مردم باشد، حرمت آن شدیدتر است و مراسم چهارشنبه سوری از این قبیل است و چون استفاده از این مواد،از مصادیق لهو و اسراف است ،جایز نمی باشد.

وی همچنین در پاسخ به استفتائی در خصوص شرکت در مجالس صوفیان و مدعیان عرفان ، بیان داشته است که افکار آنها انحرافی است و شرکت در مجالس آنان حرام و ترویج باطل است.

آیت‌الله جعفر سبحانی در مورد چهارشنبه سوری می‌گوید: قرآن مجید می‌فرماید یکی از اهداف بعثت پیامبر این است که غل و زنجیری که بر افکار مردم بسته شده بود را باز کند.مراد از غل و زنجیر آداب و رسوم جاهلی است که هیچ اثری در اخلاقیات و زندگی انسان ندارد. از این رو پیامبر اسلام تمام رسوم جاهلیت که به ضرر انسان بود را لغو کرد. چهارشنبه سوری به نحوی که در ایران رسم شده جهل است و ضررهای آن برای همه مشهود است.متاسفانه به خاطر همین رسوم غلط، جوانان زیادی زخمی و کشته می‌شوند و پدران و مادران آنها در سوگ آنها می‌نشینند.

آیت‌الله سبحانی با بیان اینکه عقل و شرع به هیچ وجه این آداب غلط را نمی‌پسندد تصریح کرد: همه انبیا و اولیای الهی آمدند تا با خرافات مبارزه کنند و چهارشنبه سوری هم نوعی خرافه است. باید از اصالتهایی که موجب پیشرفت ملت ما می‌شود محافظت کرد.

آیت‌الله سبحانی با اشاره به برخی اعمالی که در چهارشنبه سوری انجام می‌شود تصریح کرد: پریدن روی آتش و گفتن برخی جملات و... به هیچ وجه درست نیست.ایشان از همه مردم خواست که در روز چهارشنبه آخر سال مراقب اعمالشان باشند و دچار مسائل خلاف شرع و عقل نشوند.



تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٢۳ | ٩:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

در پاسخ به این سوال که آیا اصالت فرد بهتر و مهمتر است یا تربیت او؟ پاسخ ها میتواند متنوع و متعدد باشد . هر کسی به مقتضای حال و سواد و معلومات خویش پاسخ دهد. ما جواب این سوال را از طریق یک رویداد تاریخی می یابیم و خود به قضاوت می نشینیم.اینک شرح داستان:

اصالت یا تربیت؟

روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه "شیخ بهائی" رسید پس از سلام و احوال پرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع "اصالت ذاتیِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان؟
شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من "اصالت" ارجح است. و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که "تربیت" مهم تر است.
بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند. بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند.
فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ و برقی نبود مهمان خانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند و آنجا را روشن کردند. در هنگام شام، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم "تربیت" از "اصالت" مهمتر است ما این گربه های نااهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت "تربیت" است.
شیخ در عین این که هاج و واج مانده بود گفت من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند.

شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت: این چه حرفیست فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز ! کار آنها اکتسابی است که با تربیت و تمرین یاد انجام می شود ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند.
لذا شیخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت بی درنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش در آن نهاد. فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان. شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز می خواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد. در آن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال و این یکی جنوب ...
این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت: شهریارا ! یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه "تربیت" هم بسیار مهم است ولی"اصالت" مهم تر. یادت باشد با "تربیت" می توان گربه اهلی را رام و آرام کرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و "اصالت" خود بر می گردد.

حال معلوم شد جایگاه اصالت، بسیار مهمتر و بهتر از تربیت است و تأثیر گذارتر.



تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/۳٠ | ٥:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام و وقت بخیر امیدواریم در عرصه انتخابات اعم از تعیین نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، شورای اسلامی، شوراهای شهر جوری عمل نماییم که پاسخگوی عملمان باشیم و در روز قیامت  نزد خداوند و مردم سرافکنده و خوار نباشیم. لازمه این امر، عنایت به راهی است که دین و قانون برای ما معین کرده است. بدون مقدمه الزامات، انتخاب صحیح را از نظرگاه امام خمینی ره مطالعه مینماییم . تا خدای ناکرده حق الناسی به گردن نماند. نباید بگوییم ما یک رأی داریم روز انتخابات میرویم میدهیم و وظیفه ما تمام است؟ خیر،مسؤولیت ما سنگین است.

برخی بایدها و نبایدها در عرصه انتخابات از دیدگاه و اندیشه های معمار کبیر جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره ):

● اهمیت انتخابات و نقش مردم

 انتخابات تجلی حضور و مشارکت سیاسی مردم و عرصه تحقق اراده ملت برای تعیین سرنوشت خویش است از اینرو انتخابات دارای اهمیت و جایگاه بلندی است و مردم نقش بزرگی در ایفای این رسالت و تکلیف بزرگی بر دوش خواهند داشت .

امام خمینی (ره ) درباره اهمیت حضور و شرکت مردم در انتخابات می فرمایند :



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/۱۱ | ٧:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 24 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها, روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاکدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود که نسل در نسل در کار هـدایـت مردم وکسب مـعارف الهى کـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه العظمـى میرزاى شیـرازى (رض) که پـس از آنکه سالیانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمـیـن ملجأَ مردم و هادى آنان در امـور دینـى بـود. در حـالـیکه بیـش از 5 مـاه از ولادت روح الـلـه نمى گذشت, طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را که در برابر زورگـوئـیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمـیـن به اراک وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حکـم الهى قصاص به تهران (دار الحکـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان کـودکى با رنج یـتـیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران کـودکـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) که خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است و همچنیـن نزد عمه مـکـرمه اش ( صاحبـه خانم ) که بانـویى شجاع و حق‌جـو بـود سپرى کرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید .

هجرت به قم، تحصیل دروس تکمیلی و تدریس علوم اسلامی

اندکـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الکریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى کرد. که مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث کـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزد مرحوم آقا مـیـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تکمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله سید محمد تقـى خـوانسارى, و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سـیـد عـلى یثربى کاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله العظمى حاج شیخ عبدالکریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام برد .
پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/۱۱/٥ | ۸:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

قال رسول الله ص: النکاح سنتی ومن رغب عن سنتی فلیس منی

 داستان زیر میتواند الگویی برای جوانان دختر و پسری باشد که در تدارک ازدواج خویشند؛ هر چند ممکن است نقدهایی هم داشته باشند بر جنبه های فرعی این اتفاق خیر اما اصل و نفس الامر نکته های مهم و عبرت آموز برای همه افراد جامعه دارد. امید است از داستان واقعی ذبل استفاده لازم را برده و به دیگران نیز منتقل سازید.94/11/04

اما داستان ازدواج دختر حداد عادل با سید مجتبی خامنه‌ای

آقای حدادعادل تعریف می کردند؛ «سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که می خواهیم برای خواستگاری خدمت برسیم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبیرستان است و می خواهد ادامه تحصیل دهد. ایشان دوباره پرسیده بودند اگر امکان دارد ما بیاییم دخترخانم را ببینیم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.

بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. و ایشان ............

ادامه



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/۱٠/۱۸ | ٩:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

نگاه دین اسلام به زن یک نگاه برابر با مرد در برخورداری  از فضایل و کمالات عالیه انسانی است، اسلام زن را مهمترین بخش اجتماع بشری میداند همانطورکه برای جنس مرد  این شأن را نیز  قائل است. مکتب اسلام جامع مکاتب آسمانی است. دستورات اسلام مطابق با نیازمندی های زندگی مادی و معنوی، فردی و اجتماعی در ابعاد مختلف آن است.

زن در نگاه اسلام یک ریحانه سراسر لطافت است به شرطی که او جایگاه خود را بشناسد و در مسیر تعیین شده ای که خداوند برایش مقرر داشته قرار بگیرد. اگر این جایگاه از طرف او شناخته نشد یا با وجود علم، تزلزلی در جایگاه او بوجود آمد، خسارات و ضررهای فردی و اجتماعی سنگینی به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل فرامین خداوند به بشر همه مطابق با اهدافی است که از خلق او داشته است. خداوند به هیچ چیز و هیچ نیرو، تأثیر و تأثری نیاز ندارد و اگر دستوری داده همه برای مصلحت بشر بوده است.یکی از شبهاتی که برای جنس زن مطرح است "مسأله مشورت با او" و " سپردن کارهای مدیریت کلان میانی" در جامعه است. از این رو ما برآن شده ایم این مسأله را بشکافیم و به نتایجی مثبت برسیم امید است مورد استفاده قرار بگیرد:

طبق نقل برخی روایات از مشورت با زنان برحذر داشته شده است.تحلیل چنین امری چگونه است؟

در پاسخ به این شبهه باید گفت که اولاً روایات در این مبحث زیاد نیست. ثانیاً در خود روایات قیودی را ذکر کرده که این برحذر داشتن کلیت و عمومیت ندارد.ثالثاً خود قرآن کریم نگاه دقیق روی مسأله مشورت دارد و تخصیص نزده است که با چه کسانی مشورت شود و با چه کسانی نشود. رابعاً تخصیص مورد مشورت را در روایات ائمه جستجو می کنیم. خامساً به توضیحات ذیل عنایت ویژه شود تا مسأله کاملاً تبیین گردد:

از امیر المومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه آمده است که



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٤/۱٠/۱٥ | ٩:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

ؤأیدنا الله بنصره. خداوند ان شاء الله تمام قدم های خیری که جهت اعتلای کلمه توحید و معرفی اولیائش برداشته میشود، قلم هایی که به کار گرفته میشود و تمام فعل و انفعالاتی که به مقصد الله انجام می پذیرد را به شایستگی قبول بفرماید. خدا را شکر که به ما توفیق برداشتن این قدم کوچک را داد تا سوالاتی را به بهانه 17 ربیع الاول تهیه و ارسال نمایم. از آن جا که استقبال خوبی شده است و درخواست پاسخ سوالات نیززیاد بوده بر آن شدم جواب درخواست آن بزرگواران را اجابت نموده و کلید سوالات مطرح شده را ارسال نمایم . به جهت شادی ارواح طیبه و مقدس اولیای الاهی و علمای عالی مقام، اموات مومن و مومنه، و اموات کاربران عزیز من جمله این بنده حقیر؛ الفاتحه مع الصلوات. اللهم صل علی محمد و آل محمد. - مدیر وبلاگ  - فیروزنیا -کرج

دانلود پاسخنامه

س1: الف                                       س11: ب

س2: ب                                         س12: ج

س3: د                                          س13:الف

س4: ج                                         س14:ب

س5: الف                                       س15:الف

س6: ب                                         س16: ج

س7: ج                                          س17: الف

س8: د                                           س18: د

س9: الف                                        س19: ب

س10: ب                                        س20: ب

موفق باشید.



  • پوسته های وطن
  • آریس موب
  • کارت شارژ همراه اول