تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٩ | ۱:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بلغ العلی بکماله             کشف الدجی بجماله

حسنت جمیع خصاله         صلوا علیه و آله

ترجمه:

به سبب کمالش به بلندی(جایگاه مه رسید،
با روی نکوی خود تیرگی ها را برطرف ساخت،
همه‌ی روشهایش نکوست،بر او و خویشانش درود باد.

عید مبعث حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله بر عموم مسلمانان عالم به ویژه امت ایران مبارک باد!



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢۳ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

 

فضیلت ماه شعبان
 

ماه شعبان برای انسان به سوی خدا یکی از ماههای سال است و برای آن جایگاه بزرگ و پر فضیلتی در احادیث و روایات اسلامی از سوی پیشوایان دینی گزارش شده است.

زیرا اولاً شخصیت های بزرگ و ارزشمند که از ستارگان آسمان ولایت و امامت به شمار می آیند در ماه شعبان دیده به جهان گشوده اند مانند ولادت با سعادت حضرت اباعبداللّه الحسینع که در روز سوم ماه شعبان اتفاق افتاده و نیز در روز چهارم این ماه ولادت با سعادت حضرت ابوالفضل علیه السلام رخ داده، در روز پنجم آن ولادت حضرت سجادع می باشد همچنین در پانزده شعبان ولادت پر برکت قطب عالم امکان حضرت ولی اللّه الأعظم مهدی موعود علیه السلام اتفاق افتاده است که خداوند به وسیله او به هر مظلومی از اولیاء و انبیاء و اصفیاء خویش از زمانی که پدر ما آدمع به زمین آمده، وعده نصرت فرموده و وعده داده که زمین را پس از آنکه از ظلم و ستم و بی عدالتی پر شده، از عدل و داد پر کند.ثانیاً علاوه بر موارد ذکر شده طبق برخی روایات نیمه این ماه شب قدر به شمار آمده که پیشوایان دینی به احیاء و شب زنده داری آن سفارش و تأکید کرده اند. ثالثاً ماه شعبان ماه بسیار شریفی بوده و منسوب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.

فضیلت ماه شعبان از نگاه احادیث و روایات

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: رجب شهر اللّه و شعبان شهری و رمضان شهر امّتی1 رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است. هم چنین فرمودند: شعبان شهری رحم اللّه من أعاننی علی شهری2 شعبان ماه من است خدا بیامرزد کسی که مرا به ماه من اعانت کند. و نیز در حدیثی دیگر پیامبر می فرماید: ماه شعبان ماهی است که اعمال انسانها بالا می رود در حالیکه مردم از آن غفلت می کنند.3 همینطور از امام علی علیه السلام گزارش شده که فرمودند: ماه شعبان ماه رسول خدا صلی الله علیه و آله است.4

روزه داری در ماه شعبان

پیامبر می فرمایند: شعبان ماه من است هر کس یک روز از این ماه را روزه بدارد بهشت بر او واجب می شود، و در برخی احادیث از شعبان به سید و سرور ماهها تعبیر شده است.5

در روایتی از حضرت صادق(ع) گزارش شده که هنگامی ماه شعبان فرا می رسید، پدرم امام سجادع اصحاب و یاران خود را جمع می کرد و چنین می فرمود:ای اصحاب من، می دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول ص می فرمود:

شعبان ماه من است پس روزه بدارید برای دوستی و محبت پیامبر خود و برای تقرّب و نزدیک شدن به پروردگار، به حق آن خدایی که جان علی بن الحسین به دست قدرت اوست، سوگند یاد می کنم که از پدرم حسین بن علیع شنیدم که او نیز از پدرش امیرالمؤمنین ع شنیده است که می فرماید: هر کس روزه بدارد ماه شعبان را برای محبّت پیامبرص و تقرّب به سوی خدا، خدا او را دوست دارد و او را به کرامت و بزرگواری خود در قیامت نزدیک گرداند و بهشت را بر او واجب نماید.

از صفوان جمال روایت شده که می گفت امام صادق(ع) به من فرمود وادار کن کسانی را که در اطراف تو هستند به روزه ماه شعبان. گفتم فدایتان شوم. مگر در فضیلت آن چیزی می بینید فرمودند: بلی به درستی که رسول خدا ص هرگاه می دید هلال ماه شعبان را، امر می فرمود به منادی که در مدینه ندا می کرد: ای اهل مدینه من از جانب خداوند به سوی شما مبعوث شدم آگه باشید که شعبان ماه من است. پس خدا رحمت کند کسی را که مرا بر ماه من یاری کند یعنی روزه بدارد.6

از امام صادق روایت است که امیرالمؤمنین ع فرمود: ما فاتنی صوم شعبان مذ سمعت منادی رسول اللّه ص ینادی تلی شعبان فلن یفوتنی ایّام حیاتی صوم شعبان ان شاء اللّه7 روزه ماه شعبان از من فوت نشد از زمانی که شنیدم منادی رسول خدا ص فریاد می کرد. بنابراین هرگز روزه ماه شعبان از من در ایام زندگانی ام فوت نخواهد شد.اگر خدا بخواهد.

روایت شده که روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خداست.8

روزی در نزد امام صادق(ع)، ذکر روزه ماه شعبان به میان آمد. حضرت فرمود که در فضیلت روزه شعبان چنین و چنان است. حتّی آنکه مردی مرتکب خون حرام می شود پس در ماه شعبان روزه می گیرد. به او نفع بخشیده و او آمرزیده می شود.9

اعمال زیادی در ماه شعبان وارد شده ولی آنچه از روایات استفاده می شود این است که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است. هر که در هر روز این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند مثل آن است که هفتاد هزار مرتبه در ماههای دیگر استغفار کرده است. عمل دیگری که در این ماه سفارش شده صدقه دادن است اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایی باشد. تا خداوند بدن او را بر آتش جهنم حرام گرداند.10

عمل دیگر روزه ماه شعبان آنچه در قبل گذشت، از امام صادق(ع) درباره فضیلت روزه ماه رجب سؤال کردند حضرت فرمود: چرا از روزه ماه شعبان غافلید؟ پرسیدند کسی که یک روز از شعبان را روزه بدارد چه قدر ثواب دارد؟ فرمود: به خدا قسم بهشت ثواب اوست.11

دوباره پرسیدند بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود تصدّق و استغفار. هر که در این ماه صدقه دهد خداوند او را تربیت کند. همچنان که یکی از شما بچه شترش را تربیت می کند تا آنکه در روز قیامت به صاحبش برسد.12

روزه ماه شعبان به خصوص در پنجشنبه ماه ثوابی بسیار دارد، روایت شده که در هر پنجشنبه ماه شعبان آسمانها را زینت می کنند، پس ملائکه عرض می کنند: خداوندا روزه داران این روز را بیامرز و دعای آنها مستجاب می شود.13 همچنین پیامبر ص فرموده: هر که روز دوشنبه و پنجشنه شعبان را روزه دارد حق تعالی 20 حاجت دنیوی و 20 حاجت اخروی او را برآورده می سازد.14

در این ماه صلوات بر محمّد و آل محمدص بسیار سفارش شده. هم چنین نمازهای بسیار سفارش شده که برای طریقه انجام آن به مفاتیح الجنان مراجعه فرمائید.

در مجموع این ماه انجام نماز، روزه، زکات، امر به معروف و نهی از منکر، صدقه بر فقرا و مساکین، نیکی به پدر و مادر و همسایگان و اصلاح بین بستگان سفارش بسیار شده است.

مناجات

یکی از کارهایی که بزرگان و پیشوایان دین در این ماه انجام می دادند، مناجات با رب الارباب است از جمله مناجات ها مناجات معروف شعبانیه است که از امیرالمؤمنین و فرزندان او است که در ماه شعبان می خواندند و آن مناجاتی است که برای اهلش عزیز و گرامی است و برای خاطر آن به ماه شعبان مأنوس می شوند بلکه انتظار آن را می کشند و مشتاق آمدن ماه شعبان می شوند و در آن مناجات علوم سرشاری در کیفیّت معامله بنده با خدای متعال است که در آن اظهار ادب در طریق معرفت حق و سؤال و دعا و استغفار نسبت به خدای خود بیان شده و استدلالات ظریف و لطیفی که سزاوار مقام عبودیّت برای استحکام مقام امیدواری مناسب حال مناجات است، ذکر کرده و دلالت صریح و روشن در معنای قرب و لقای خداوند و دیدار او تنظیم شده است که به آن وسیله شبهات انسانها و شکیّات منکران و وحشت اهل شک و شبهه را برطرف کرده است.

حال به فرازهایی از مناجات این ماه اشاره می شود.

لازم به ذکر است که این مناجات مهم ترین اعمال این ماه است بر انسان ها که بعضی فقرات آن را در تمام سال ترک نکند گرچه در قنوت نماز خویش و سایر حالات روزمرّه خود به آن با خدای خود ارتباط پیدا کند.گفتنی است غفلت از آن غفلت از همه خوبی های این ماه است.

آنجا که می گوید: انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النّور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلّقة بعزّ قدسک15

یعنی ای خدا واضح و روشن ساز چشمهای دل و جان ما را به شعایی که با آن به تو نظر کنند، تا اینکه این چشمها و دلها، پرده های نور را پاره کند و به معدن عظمت و بزرگی مقام تو واصل گردد و روح و روان ما به واسطه ارتباط با تو عزیز و بر هواهایمان غالب و پیروز شود.

و لازم است بیشتر تأمّل و دقت نماید که آیا در قلب او چشمی هست که به وسیله آن درک نور کند و از خود بپرسد آن پرده های نور چیست؟ و آیا آن چیزی که به نور تو محتجب شده و به معدن عظمت و بزرگی مقام تو متّصف است، چه می باشد؟

دعا در ماه شعبان

دعا غیر از قرائت و خواندن کلمات و حروف است، تا اینکه بداند چه می گوید؟ و از پروردگار خود چه درخواست می کند؟ در این صورت بر دعا کننده صدق نمی کند که از پروردگار خود فلان چیز را خواسته است بلکه صدق می کند که الفاظی را قرائت کرده و خواننده الفاظ، غیر دعا کننده و خواهنده است.

خدای متعال می فرماید: امّن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السّوء16 و نیز در جای دیگر می فرماید: ادعونی استجب لکم17 و همچنین می فرماید: اسألوا اللّه من فضله18 انّ اللّه کان بکم رحیماَ19 گفتنی است این مناجات تکان دهنده با این مفاهیم عظیم از برکات محمّد و خاندان اوست که قدر و عظمت آن را کسی نمی داند که صاحب دل آگاه و قلبی آکنده از محبت کوی دوست باشد چون در قرآن به صراحت بیان شده است برای کسی که قلبی آگاه و گوشی شنوای از حقیقت دارد شهادت و گواهی را به همراه می آورد انّ فی ذالک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید.20

و غافلان، از معرفت آن دور و از فوائد بزرگ و انوار درخشان آن مهجورند و به جانم سوگند که بیشتر از مردم قدر نعمت مناجات را نمی دانند و همانا منشأ این مناجات علوم و معارف ارجمندی است که جز کسانی که پا در این راه گذاشته اند، کس دیگری بر مقام و حدود آن آگهی نخواهد یافت و آنان اولیاء خدا یعنی آنچنان کسانی هستند که از راه کشف و مشاهده به آن دسترسی یافته اند و رسیدن به حقایق این مکاشفات همانا بزرگترین نعمات آخرت است که هیچ یک از نعمات دنیوی را به آن مقایسه و سنجش نتوان نمود و اشاره صادق آل محمّدع به این موضوع است، آنجا که می فرماید: اگر مردم آنچه را که در فضیلت معرفت خداست می دانستند چشمان خود را به آنچه دشمنان از زرق و برق حیات دنیوی بهره ورند نمی گشودند و دنیای آنها در نزد آنان از آنچه در زیر پاهای خود لگد می کنند پست تر می نمود و به معرفت خداوند مانند آن کسی که همواره در باغهای بهشت با اولیاء خدا مصاحب باشد متنعم می شدند و لذّت می بردند.

مرحوم صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه روایت کرده که: شنیدم از اباعبداللّه ع که می فرمود: کسی که روز اول ماه شعبان روزه بگیرد بهشت بر او واجب می شود و هر کس دو روز روزه بگیرد، خداوند در هر روز و شبی در دنیا به او نظر می افکند و نظر خود را به او در بهشت ادامه می دهد و هر کس سه روز روزه بدارد، خدا را در عرش او و بهشت خود زیارت می نماید. یعنی زائر خدا می شود همانطور که اگر کسی قصد خانه خدا کند، قصد خدا را نموده است.21

البته همه اعمال را بهتر است به آنچه سبک و آسانتر است عمل نماید تا آنکه آن عمل را از روی نشاط به جای آورد و بین آن و بین ذکر خود از سایر اعمال و فکر خویش را بر حسب حال خود جمع نماید.22

فرازهایی از مناجات شعبانیه:

خدایا بشنو دعایم را هرگاه دعا کنم و صدای ناله ام را بشنو هنگامی که صدایت کنم. و به من رو کن هنگامی که تو را مناجات کنم. خدا یا اگر مرا محروم کنی چه کسی به من روزی دهد و اگر تو مرا خوار کنی چه کسی مرا یاری کند. خدایا از خشم و غضبت به تو پناه می برم. خدایا اگر من شایسته رحمت تو نیستم پس تو بر اینکه بر من به فضل وسیعت جود کنی شایسته ای.

خدایا گناهان من را در دنیا می پوشانی ولی من به پوشاندن خطاها در آخرت نیازمندترم. زیرا در قیامت باید در حضور پیامبران، صلحا و شهدا پاسخ گوی اعمال خود باشم. چون در این دنیا همه مردم مثل خودم خطا کارند ولی در قیامت شرمندگی در حضور پیامبران و امامان معصوم را چگونه چاره جویی کنم؟

خدایا اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی تو را به عفوت مؤاخذه می کنم. و اگر مرا به گناهم بازخواست کنی تو را به مغفرتت بازخواست می کنم. و اگر مرا داخل جهنّم کنی به اهل جهنّم اعلام می کنم که من خدا را دوست داشتم.

خدایا عمری را در غفلت و بی خبری و فراموشی گذراندم و جوانی ام را در حال مستی و دوری از تو به پیری رساندم. خدایا غرور به کرمت مرا بیدار نکرد.

خدایا مرا از آنانی قرار ده که وقتی او را خواندی، پاسخت را داد. خدایا مرا از کسانی قرار ده که همواره به یاد تو هستند و پیمان تو را نمی شکنند. همواره شکرگزار تو هستند.

خدایا مرا به نور عزّت فروزنده ایت پیوند ده تا تو را بهتر بشناسم و از غیر تو جدا شوم.23

از جمله اعمالی که در ماه شعبان به آن سفارش شده تمرین سکوت است. روزی یاران در اطراف پیامبر بیدار و مشغول نماز و قرآن خواندن بودند دشمنان، مسلمانان را تیرباران کردند به واسطه تاریکی و ندیدن مسلمانان. نزدیک بود مسلمانان شهید شوند که ناگاه از دهان چند تن از یاران نورهایی ساطع شد که لشکرگاه مسلمانان را روشن کرده و سبب قوّت و دلیری آنها شد. پس شمشیر کشیده و دشمنان را کشته و زخمدار و اسیر نمودند. برگشتند و جریان را برای حضرت رسول ص نقل کردند فرمودند: این نورها به جهت اعمال برادران شما است و یک یک آنها را نام برد و می فرماید همه نیکبخت می شوند جز کسانی که در امور دیگران سرکشی می کنند.24

اول شعبان

خداوند در روز اول شعبان به درهای بهشت امر می کند که باز شوید و به شاخه های درخت طوبی امر می کند که شاخه هایش را نزدیک این دنیا بیاورد، هر کس دری از خیر و نیکی را در این روز فرا گیرد، هر که نماز مستحبی در این روز ادا کند، هرکه در این روز، روزه بگیرد، هر که میان زن و شوهرش یا پدر و فرزندش یا خویشاوندانش یا مرد و زن همسایه اش یا مرد و زن بیگانه صلح برقرار کند، کسی که طلبی از کسی دارد از او کم کند، کسی که قرضی را که صاحبش از بازگشت آن مأیوس شده به یادآورد و آنرا ادا کند، کسیکه کفالت یتیمی را بر عهده بگیرد، کسیکه قرآن یا چیزی از آنرا بخواند، کسیکه خدا را به یاد آورد و نعمتهای او را بشمارد و او را شکر کند، کسیکه مریضی را عیادت کند، کسی که به پدر و مادر یا یکی از آنها نیکی کند، کسی که جنازه ای تشییع کند، کسی که مصیبت زده را تسلیت گوید، کسی که کار خیر انجام دهد. حتماً به شاخه ای از درخت طوبی آویخته می شود.

همچنین اگر دری از شرّ و گناه را در این روز فرا گیرد، کسی که در ادای نمازش کوتاهی کند و آنرا ضایع کند، کسی که فقیری در نزد او بیاید و او قادر بر تغییر حالش باشد و به وی نرسد ولی او را کمک نکند، کسی که بدکاری از او عذرخواهی نماید امّا او عذر او را نپذیرد بلکه او را بیشتر از بدی او عقوبت کند، کسی که میان زن و شوهرش، پدر با فرزندش یا میان دو همسایه جدایی اندازد، کسی که بر تنگدستی سختگیری بگیرد، کسی که بر یتیمی جفا کند و به او آزار رساند و همچنین مال او را تباه نماید، کسی که خوانندگی کند و در آن خواندن بر معاصی و گناهان برانگیزند، کسی که کارهای قبیح خود را در جنگها و انواع ستم های خود را بر بندگان بشمارد و بر آنها افتخار کند، کسی که به عیادت مریض خود نرود، کسی که جنازه ای را تشییع نکند به دلیل خوار و پست بودن آن فرد در نظرش، کسی که از مصیبت زده دوری نماید و به او به خاطر حقارت و کوچکی جفا کند، کسیکه پدر و مادر خود یا یکی از این دو را عاق کند، حتماً به شاخ های درخت زقّوم آویخته می شود البته منافقین، بیشتر به شاخه های او آویخته می شوند.25

نیمه شعبان

نیمه شعبان بسیار گرامی و دارای ارزش فراوانی است. از حضرت صادق(ع) روایت است که می فرماید از حضرت باقرع از فضیلت و برتری شب نیمه شعبان سؤال شد فرمود: آن شب برترین شبها بعد از لیلة القدر است و در آن شب است که خداوند فضل خود را به بندگان عطا می فرماید و آنها را به کرم خود می آمرزد. پس در تقرّب جستن به سوی خدا در این شب تلاش کنید. همانا شبی است که خدا قسم یاد کرده به ذات مقدّس خود که سائلی را از درگاه خود دست خالی برنگرداند و نیمه شعبان شبی است که حق تعالی آنرا برای ما و امامان در مقابل شب قدر که برای پیامبرص است، قرار داده است.26 پس شایسته است که در این شب به دعا و ثنا و شب زنده داری بپردازیم.

اعمال شب نیمه شعبان چند چیز است:

1 غسل که باعث کاسته شدن گناهان می شود.

2 احیاء این شب به نماز و دعا و استغفار همانطور که امام سجادع انجام می دادند در روایت آمده هر که این شب را احیاء دارد در روزی که دلها می میرند دل او هرگز نمی میرد.

3 زیارت امام حسین ع که با فضیلت ترین اعمال در این شب است و باعث آمرزش گناهان می شود. هرکه می خواهد امام حسین ع را زیارت کند باید زیارت حضرت را بخواند و اقلّ زیارت آن حضرت این است که بر پشت بام رود و به چپ و راست رو به آسمان کند و زیارت حضرت را با این کلمات بخواند: السلام علیک یا ابا عبداللّه السّلام علیک و رحمة اللّه و برکاته. و هر کس امام حسین ع را اینگونه زیارت بنماید امید است ثواب حج و عمره برای او نوشته شود.

لازم به ذکر است که شب نیمه شعبان یکی از شبهای قدر و شب تقسیم روزی ها و مرگهاست.27 علاوه بر این گفته شده که بامداد نیمه شعبان، روز قیامت شروع خواهد شد.

نماز در شب نیمه شعبان

امام صادق(ع) در مورد با فضیلت ترین دعاها در شب نیمه شعبان می فرمایند:

هنگامی که نماز عشاء را به جای آوردی دو رکعت نماز بگزار، در رکعت اول، حمد و سوره قل یا ایّها الکافرون و در رکعت دوم توحید بخوان پس از سلام سی سه مرتبه سبحان اللّه، سی سه مرتبه الحمد لله و سی و چهار مرتبه اللّه اکبر سپس بگوید: یا من الیه ملجأ العباد پس از آن سجده کند و بیست مرتبه بگوید یا رب هفت مرتبه یا الله و هفت مرتبه لاحول ولا قوّة الّا باللّه ده مرتبه ماشاء اللّه لاقوّة الّا بالله سپس صلوات بر پیامبرص بفرستد و حاجات خود را بخواهد، حضرت فرمود به خدا قسم خدای متعال به کرم و فضل خود، آنرا به تو می دهد.28

در حدیث دیگر آمده است که رسول خدا ص فرمود: در شب نیمه شعبان خواب بودم که جبرئیل ع نزد من آمد و گفت: یا محمّدص آیا در این شب به خواب می روی؟ گفتم: ای جبرئیل مگر امشب چه شبی است؟ گفت: نیمه شعبان است، برخیز یا محمّدص پس مرا به پا داشت و مرا به بقیع برد به من گفت، سر خود را بلند کن، این شبی است که در آن درهای آسمان باز است و درهای رحمت و رضوان و مغفرت و توبه و جود و احسان باز است و خداوند به شماره موها و پشمهای چهارپایان آزاد می کند و نیز در آن شب اجلها و ارزاق مردم از این سال به سال دیگر تقسیم می گردد و هرچه در تمام سال اتّفاق می افتد در این شب وارد می گردد.29

فضیلت دعای کمیل و خواندن آن در شب نیمه شعبان

از اعمال مخصوص این شب دعای کمیل است که با تأسی به امیرالمؤمنین ع، آن را در سجده بخوانی روایت است که کمیل دیده است که امام علی ع، در شب نیمه شعبان دعا را در سجده خوانده است.30 در روایتی دیگر آمده که کمیل گفت: با مولایم علی ع در مسجد بصره نشسته بودم و گروهی از اصحابش گرد او جمع شده بودند. یکی از آنها عرض کرد معنای فرمایش خدای تعالی که فرموده: فیها یفرق کلّ امر حکیم31 چیست؟ آن حضرت فرمود: شب نیمه شعبان است به آن کسی که جانم به دست اوست بنده ای از بندگان خدا نیست مگر اینکه آنچه از نیک و بدبر او جاری می شود در شب نیمه شعبان بر او مقرر شده است و هیچ بنده ای آن شب را احیاء ندارد و دعای خضرع را نمی خواند مگر اینکه دعای او مستجاب گردد!

هنگامی که حضرت به منزل بازگشت من شبانه به خدمتشان رفتم و درب را کوبیدم فرمود: ای کمیل! تو را چه مطلبی است؟ عرض کردم یا امیرالمؤمنین! مطلبم دعای خضرع است. فرمود: ای کمیل! بنشین و هنگامی که این دعا را حفظ کردی در هر شب جمعه یا در ماهی یک مرتبه یا در سالی یک مرتبه، یا در عمر خودت یک مرتبه آن را بخوان خداوند از تو چاره سازی و یاریت کند روزیت دهد و هرگز مغفرت خود را از تو باز ندارد

سپس فرمود بنویس: اللهم انی اسئلک برحمتک الّتی وسعت کل شی ء....32

آخرین جمعه ماه شعبان

در روایتی آمده که حضرت رضا ع در آخرین جمعه از ماه شعبان به اباصلت فرمود: بیشتر شعبان گذشت و این آخرین جمعه آن است، در این باقیمانده ماه تقصیرهای گذشته ات را تدارک کن و بر آنچه به کارت می آید همّت کن، در دعا و استغفار و تلاوت قرآن بسیار بکوش و از گناهان خویش به سوی خدا توبه کن تا ماه رمضان فرا می رسد بر خدا مخلص باشی. امانتی که بر گردن داری ادا ساز، هر کینه ای در قلب تو از برادر مؤمنت باشد آن را برانداز و هر گناهی بر تو مانده که مرتکب آن شده ای آن را از دل ریشه کن ساز و از خدا پروا داشته باش و بترس و در آشکارا و پنهان بر او توکّل نمای. همانگونه که خود فرموده: ومن یتوکّل علی الله فهو حسبه انّ اللّه بالغ أمره قد جعل اللّه لکلّ شی ءٍ قدرا33 یعنی آنکس که بر خدای توکل کند خدا او را بس است زیرا خداوند امر خود را به انجام رساننده است و برای هر چیز اندازه ای قرار داده است.

اللّهم ان لم یکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفرلنا فیما بقی منه 34

در این ماه خدای تعالی به احترام و حرمت ماه رمضان گردن هایی را از جهنّم آزاد می سازد.35

ثواب روزه سه روز آخر ماه شعبان

و اما در روزه سه روز آخر ماه شعبان برای کسی که تمام آن را روزه نداشته فضیلتی است که برای انسان سزاوار نیست آن را رها کند، صدوق ره از امام صادق(ع) روایت نموده است که هر کس سه روزه آخر شعبان را روزه بگیرد و به ماه رمضان متصل کند، خداوند روزه دو ماه پی در پی را برای او می نویسد.36 آخر هر ماه اغلب برای اصلاح خود و انجام کارهایی که در طول ماه از دست داده ایم است که امید است به نحو احسن از پایان هر ماه به ویژه ماه شعبان به دلیل ارزش آن و ماه بعدی آن یعنی ماه رمضان استفاده کنیم. در شب آخر شعبان برای ماه رمضان دعایی است از امام صادق(ع) که برای خواندن آن باید به مفاتیح الجنان مراجعه کنیم.37 به امید استفاده مضاعف از این دو ماه پربرکت.

پی نوشت ها:

1. وسایل الشیعه، ج 10، ص 480.

2. همان، ص 497.

3. همان، ص 502.

4. همان، ص 493.

5. همان، ج 8، ص 98.

6. بحارالانوار، ج 94 و 79 باب 56.

7. المراقبات، ص 173.

8. کافی، ج 4، ص 93.

9. بحارالانوار، ج 101، ص 382، باب 9 و ج 94 ص 71.

10. همان، ج 94، ص 72

11. شیخ طوسی، الخصال، ج 2، ص 605.

12. همان.

13. وسائل الشیعه، ج 10، ص 493.

14. الاقبال، ص 685.

15. مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.

16. سوره نمل، آیه 62.

17. سوره غافر، آیه 60.

18. سوره نساء،آیه 32.

19. سوره نساء، آیه 29.

20. سوره ق، آیه 37.

21. وسائل الشیعه، ج 10، ص 503.

22. مراقبات به نقل از من لایحضره الفقیه، ص 176.

23. مفاتیح الجنان، ص 259.

24. همان، 266.

25. مفاتیح الجنان، ص 267 و بحارالانوار، ج 73، ص 357، باب 67 و ج 94، ص 61.

26. مفاتیح الجنان، ص 272.

27. المراقبات، ص 185.

28. مفاتیح الجنان، ص 278، از ابی یحیی.

29. روایتی در اقبال الأعمال المراقبات، ص 182.

30. المراقبات، ص 192، به نقل از اقبال الأعمال.

31. سوره دخان، آیه 4.

32. المراقبات، ص 193، به نقل از اقبال الأعمال.

33. سوره طلاق، آیه 3.

34. مفاتیح الجنان، ص 282.

35. المراقبات، ص 196، به نقل از عیون اخبارالرضا ع.

36. المراقبات، ص 198.

37. اقبال الأعمال، ص 258.

برگرفته از سایت انصاریان



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٢ | ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

فضیلت و اعمال ماه رجب (لیله الرغائب، ایام البیض،...)

ماه رجب از ارزش و شرافت بسیار بالایی برخوردار است و این شرافت و ارزش بدان دلیل است که این ماه یکی از ماههای حرام و یکی از زمانهای ویژه‌ دعا است. بر پایه برخی از روایات این ماه، ماه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. همانگونه که ماه شعبان ماه حضرت رسول و ماه رمضان ماه خداست در این ماه پر فضیلت روزه و شب زنده‌ داری بسیار مورد تأکید و سفارش قرار گرفته است به خصوص در نخستین شب آن که یکی از شبهای چهارگانه‌ای است که درباره احیا وشب زنده‌ داری آن سفارشات فراوانی بیان شده است. از شرافت‌های دیگر این ماه روز بیست و هفتم این ماه است که روز بعثت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) است، روزی که رحمت رحیمیه خداوند در آن به طور کامل و تمام تجلی پیدا کرده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد شرافت ماه رجب می‌فرمایند: رجب شهر الله الاصم است و بدان سبب آن را اصم نامیدند که هیچ ماهی به پایه عظمت آن نمی‌رسد. مردم زمان جاهلیت به رجب حرمت می‌نهادند و آنگاه که اسلام درخشیدن گرفت بر حرمت آن افزود. بدانید که رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است.

در این زمینه امام کاظم (علیه السلام) نیز می‌فرمایند: رجب نام نهری در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‌تر است. بنابراین هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.

همچنین در روایت دیگری نیز می‌فرمایند: رجب ماه عظیمی است که خداوند اعمال نیک را در آن چند برابر می‌فرماید و گناهان را در آن محو می‌کند.

امام صادق (علیه السلام) نیز در مورد کرامت و فضیلت این ماه می‌فرماید: آن گاه که قیامت بر پا شود منادی الهی فریاد می‌زند أین الرجبیون؟ کجایند آنان که ماه رجب را گرامی داشتند و از آن بهره‌ها بردند از آن انبوه جمعیت، گروهی برخیزند که نور جمالشان محشر را روشن کند بر سر آنان تاج‌های شاهی که مرصع به در و یاقوت است قرار دارد و در طرف راست هر نفر از آنان هزار فرشته و در سمت چپ نیز هزار فرشته به او کرامت و تعظیم الهی را تبریک گویند؛ از جانب الهی ندا آید:

بندگانم و کنیزانم به عزت و جلالم سوگند، شما را جایگاه و مقام گرامی و عطایای فراوان دهم و شما را در جایی جای دهم که از زیر آن نهرها جاری است و شما در آن جاوید خواهید بود زیرا شما داوطلبانه برای من در ماهی که من بزرگش داشتم روزه گرفتید پس خطاب به فرشتگان فرماید: فرشتگان من بندگان و کنیزان من را به بهشت داخل کنید در اینجا امام فرمودند این پاداش برای کسانی است که یک روز از اول یا وسط یا آخر ماه رجب را روزه بدارند.

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز در بیان عظمت و اهمیت ماه رجب می‌فرمایند: خداوند متعال در آسمان هفتم فرشته‌ای به نام داعی قرار داده است هرگاه ماه رجب فرا رسد آن فرشته دعوت کننده هر شب تا به صبح گوید: خوشا به حال کسانی که به ذکر الهی مشغولند خوشا به حال کسانی که با میل و رغبت تمام رو به سوی درگاه خدا آرند و خداوند می‌فرماید: من همنشین کسی هستم که با من همنشین باشد و مطیع کسی هستم که فرمان مرا ببرد و آمرزنده‌ام کس را که از من طلب آمرزش کند این ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من و رحمت هم از آن من است. هر کس مرا در این ماه بخواند پاسخ مثبت دهم و هر کس از من چیزی بخواهد به او عطا کنم و هر کس از من هدایت جوید هدایتش کنم و من این ماه را وسیله ارتباط بین خود و بندگانم قرار داده‌ام پس هر کس به آن چنگ زند به من می‌رسد.

گرچه تمام ماه رجب نزد خداوند و اولیاء گرامیش عزیز و ارجمند است لیکن برخی از اوقات آن، فضیلت ویژه‌ای دارد.

اولین شب جمعه ماه رجب از فضیلت بیشتری برخودردار است و لیله الرغائب نام دارد پیامبر اسلام در این باره می‌فرمایند: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید فرشتگان آن را لیله الرغائب می‌نامند. چرا که وقتی یک سوم از شب گذشت هیچ فرشته‌ای نیست مگر اینکه در کنار کعبه شریف آید آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم هر چه خواهید از من بخواهید فرشتگان گویند: بار الها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزی خداوند خداوند متعال فرماید: آمرزیدم.

 فضیلت روزه در ماه رجب

در مورد ثواب روزه ماه رجب در کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) چنین نقل شده است: بدانید کسی که یک روز از ماه رجب را از روی ایمان و به خاطر پاداش روزه بگیرد مستوجب رضایت خداوند می‌گردد. و اگر کسی به اندازه تمام زمین طلا انفاق کند برتر از روزه یک روز آن نخواهد بود.

همچنین اگر کسی دو روز از ماه رجب را روزه بدارد هیچ کس از اهل زمین و آسمان نمی‌تواند کرامتی را که نزد خداوند دارد توصیف کند و پاداشی مانند ده تن از راستگویان را دارد که در طول عمر خود دروغی نگفته باشند. و در روز قیامت همانند کسانی را که آنان شفاعت نموده‌اند شفاعت می‌کنند و با آنان و در گروهشان محشور می‌شوند و تا وارد بهشت گردد و از دوستان آنان باشد. و پس پیامبر ثواب سه چهار پنج تا سی روز از روزه ماه رجب را تک تک با توضیح کامل بیان فرموده‌اند.

امام موسی کاظم (علیه السلام) نیز در روایتی زیبا در مورد فضیلت روزه ماه رجب می‌فرمایند: رجب ماه عظیمی است که خداوند اعمال نیک را در آن چند برابر می‌فرماید و گناهان را در آن محو می‌کند پس هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد به اندازه مسیر یکسال از جهنم دور می‌شود و هر کس سه روز از آن ماه را روز بدارد بهشت بر او واجب می‌شود.

امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده‌اند:

براستی که نوح در روز اول رجب سوار کشتی شد و به همراهان خود گفت که این روز را روزه بگیرند و فرمود کسی که این روز را روزه بگیرد جهنم به اندازه مسافت یکسال از او دور خواهد شد و کسی که هفت روز از این ماه را روزه بگیرد درهای هشتگانه بهشت برای او باز می‌شود و کسی که پانزده روز از این ماه را روزه بگیرد حاجتش داده خواهد شد و کسی که بیشتر روزه بگیرد خدای عزوجل ثواب بیشتری به او عنایت خواهد کرد.

سیزده رجب:

روز ولادت مولای کونین امیر المومنین علی علیه السلام است در این روز مناسب است مومنین نعمت وجود علی ابن ابی طالب را شکر گذار باشند و نعمت پیروی از آن وجود مقدس را از خدا بخواهند.

نیمه رجب

این روز نیز از روزهای ویژه و ارجمند و گرامی است. در این باره در کتاب شریف اقبال آمده است: حضرت آدم از خداوند پرسید خدایا محبوب‌ترین روزها و گرامی‌ترین زمانها نزد تو کدام است. خداوند وحی فرمود: محبوب‌ترین روزها نزد من نیمه رجب است. ای آدم در این روز بکوش  تا با قربانی کردن، میهمانی دادن، روزه داشتن، نیایش کردن، بخشش خواستن‌، لا اله الا الله گفتن به من تقرب و نزدیکی جویی.

ای آدم من چنین تقدیر کردم که فرزندی از فرزندان تو را به پیامبری برانگیزم و روز نیمه رجب را به او و به امت ویژه سازم که در آن روز چیزی از من نخواهند جز اینکه بدانان ببخشم و عفو و گذشت نخواهند جز اینکه از گناهانشان درگذرم ای آدم آنکه نیمه رجب را روزه دارد ذکر گوید، خضوع و خشوع کند و از صدقه دهد، نفس خویش را پاس دارد پاداشی جز بهشت نخواهد داشت ای آدم به فرزندانت گوشزد کن که در ماه رجب نفس خویش را پاس دارند و از کج راهی بپرهیزند که گناه در این ماه بس بزرگ است.

اما از اعمال نیمه رجب خواندن دعای استفتاح، زیارت امام حسین (علیه السلام) به جای آوردن چهار رکعت نمازی که حضرت امیر در این روز به جای می‌آورد و پس از آن خواندن دعای یا مذل کل جبار و سپس خواستن نیازهای خویش از خدا، به جای آوردن نیمه دوم نماز سلمان و روز را با توسل به صاحبان روز به پایان بردن.

 دیگر اعمال ماه رجب

از دیگر اعمال مهم و ارجمند این ماه خواندن اذکار دعاهایی است که از سوی معصومین (علیهم السلام) روایت شده است. از جمله آنکه:

1ـ در طول ماه هزار بار خواندن این دعا: استغفرالله ذوالجلال و الاکرام من جمیع الذنوب و الاثام. شیخ صدوق در این باره روایت کرده است که هر کس این دعا را در رجب هزار بار بخواند خداوند به او می‌گوید: اگر تو را نیامرزم خدای تو نیستم، خدای تو نیستم.

2ـ خواندن سوره توحید ده هزار یا هزار بار که هر کس در رجب این سوره را هزار بار بخواند در قیامت پاداشی برابر عمل هزار پیامبر و هزار فرشته خواهد داشت و هیچ کس از او به خدا نزدیکتر نخواهد بود جز آنکه پیش از این سوره را خوانده باشد.

3ـ گفتن هزار بار لا اله الا الله و روایت شده هر کس در رجب هزار بار لا اله الا الله بگوید خداوند صد هزار حسنه برای او می‌نویسد و صد کاخ بهشتی به او می‌دهد.

4ـ صدبار خواندن این دعا: استغفرالله الذی لا اله الا هو وحده لا شریک له و اتوب الیه که روایت شده هر کس این دعا را صد بار بگوید و پس از آن صدقه انفاق نماید خداوند کارش را با بخشش و آمرزش پایان دهد و اگر همان را چهارصد بار بگوید خداوند پاداش صد شهید را به او می‌دهد.

5ـ به پیروی از امام سجاد (علیه السلام) در همه ماه در سجده‌های خود این دعا را بخواند: عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک.

6ـ از جمله اعمال دیگر ماه رجب که دارای فضیلت بی شماری است خواندن دعای یا من ارجوه لکل خیر بعد از هر نماز واجب است این دعا در مفاتیح الجنان ذکر شده و برای فرد فضیلت‌های بی شماری را به همراه دارد.

7ـ خواندن دعای اللهم انی اسالک صبر الشاکرین لک در هر روز. در کتاب اقبال در مورد این دعا آمده است که معلی از حضرت امام صادق (علیه السلام) خواست تا دعایی به او بیاموزد که تمام معارف شیعه را در برداشته باشد امام خواندن این دعا را به او توصیه کرده است.

8ـ هر روز این دعا را خواندن: یا من یملک حوائج السائلین.

9ـ خواندن دعای اللهم انی اسألک بمعانی جمیع ما یدعوک به ولاة امرک که از دست خط حضرت ولی عصر نقل شده است و دعایی است با مضامین بسیار بلند و نیکو که درهایی از علم  و معرفت را به روی آنکه اهل آن باشد می‌گشاید.

10ـ خواندن دعای ارجمند و پر مضمون اللهم یا ذالمنن السابغه...

11ـ زیارت حضرت امام حسین (علیه السلام) در آغاز و در میان ماه.

12ـ به جای آوردن نمازهای ویژه ماه.

13-توجه به اعمال روز 13-14-15 رجب که به ایام البیض مشهور است.

منابع مقاله:

1ـ مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی: فضیلت اعمال ماه رجب.

2ـ المراقبات، شیخ جواد ملکی تبریزی: اعمال ماه رجب.

3ـ ثواب الاعمال، شیخ صدوق.

4ـ اقبال الاعمال، سید بن طاووس: اعمال ماه رجب.

5ـ مصباح المتهجد، شیخ طوسی: فضیلت ماه رجب

برگرفته از سایت بحار



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٧ | ٥:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

آیت الله حائری یزدی، بنیانگذار حوزه علمیه قم دارای خصایص اخلاقی و انسانی و سجایای بسیاری بود. از خصوصیات بارز او شدت ارادتش به پیامبر و خاندانش ، به ویژه سالار شهیدان حضرت سیدالشهداء علیه السلام بود که زبانزد خاص و عام بود.

در روایات است که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد خدا او را با آن محشور می کند. حضرت می خواهد بفرماید که هر کسی به هرچه علاقه داشته باشد و عشق بورزد با همان در آن دنیا محشور و همنشین خواهد بود. خواه آن چیز بد باشد یا خوب. فرقی نمی کند.

از همین جا تفاوت درجات انسان ها مشخص می شود. هر که روحی بلند و پاک و آراسته داشته باشد به چیزهای کوچک دل نمی بندد. اینجاست که می فهمیم چرا اولیای خدا اینقدر به اهل بیت عصمت و طهارت وابسته و مشتاق بودند. آنها که به دنبال کمال انسانی و انسانیت اند عاشق الگوهای انسانیت و عبودیت می شوند. این داستان برای انسانهای پست و فرومایه بروعکس و واژگون است.

ائمه اطهار که مصداق بارز غیرت اند هم در مقابل هیچگاه دوستداران خود را رها نمی کنند و روح بلند و ملکوتی و انسانی آنها اجازه نمی دهد که مشتاقانشان را دست خالی برگردانند.

داستان واقعی و جالب:

مرحوم شریف رازی نقل می کند :

آیت الله حائری یزدی، بنیانگذار حوزه علمیه قم دارای خصایص اخلاقی و انسانی و سجایای بسیاری بود.از خصوصیات بارز او شدت ارادتش به پیامبر و خاندانش ، به ویژه سالار شهیدان حضرت سیدالشهداء علیه السلام بود که زبانزد خاص و عام بود.این ارادت به گونه ای بود که مرحوم حاج شیخ ابراهیم صاحب الزمانی تبریزی که یکی از خوبان بود از سوی آن جناب دستور داشت همه روزه پیش از آغاز درس فقه آن مرحوم، دقایقی ذکر مصیبت امام حسین علیه السلام را نماید و آنگاه جناب حائری  درس فقه خود را آغاز می کرد.

 دهه محرم مجلس سوگواری داشت و روز عاشورا خود به نشان سوگ حسین علیه السلام گِل بر چهره و پیشانی می مالید و جلو دسته عزاداری علما حرکت می کرد.از شدت ارادت او به کشتی نجات امت، امام حسین علیه السلام و دلیل آن پرسیدند که در پاسخ فرمود: « من هر چه دارم از آن گرامی است.»  و آنگاه یکی از کرامتهای  آن حضرت در مورد خودش را بدین صورت شرح داد. :

 هنگامی که در کربلا بودم شبی در خواب دیدم که فردی به من گفت: « شیخ عبدالکریم! کارهایت را ردیف کن که تا سه روز دیگر از دنیا خواهی رفت.»

از خواب بیدار شدم و غرق در حیرت گشتم، اما بدان توجه زیادی نکردم. شب سه شنبه بود که این خواب را دیدم ، روز سه شنبه و چهارشنبه را به درس و بحث رفتم و کوشیدم خواب را فراموش کنم و روز پنج شنبه که تعطیل بود با برخی از دوستان به باغ معروف « سید جواد کلیدار» در کربلا رفتیم و پس از گردش و بحث علمی نهار خوردیم و به استراحت پرداختیم.

هنوز خوابم نبرده بود که به تدریج تب و لرز شدیدی به من دست داد و به سرعت شدت یافت و کار به جایی رسید که دوستان هر چه عبا و روانداز بود همه را روی من انداختند اما باز هم می لرزیدم و آنگاه پس از ساعتی تب سوزانی همه وجودم را فراگرفت و احساس کردم که حالم بسیار وخیم است و با مرگ فاصله ای ندارم.

از دوستان خواستم که مرا هر چه زودتر به منزل برسانند و آنان نیز وسیله ای یافتند و مرا به خانه انتقال دادند و در منزل به حالت احتضار افتادم و کم کم علائم و نشانه های مرگ از راه رسید و حواس ظاهری رو به خاموشی نهاد و تازه به یاد خواب سه شنبه افتادم.

در آن حالت بحرانی بودم که دیدم دو نفر وارد اطاق شدند و در دو طرف من قرا گرفتند و ضمن نگاه به یکدیگر گفتند: « پایان زندگی اوست و باید او را قبض روح کرد.» من که مرگ را در برابر دیدگانم می دیدم با قلبی سوخته و پر اخلاص به سالار شهیدان توسل جسته و گفتم:

 « سرورم! من از مرگ نمی هراسم اما از دست خالی و فراهم نکردن زاد و توشه آخرت، بسیار نگرانم، شما را به حرمت مادرت فاطمه علیها السلام شفاعت مرا بکن تا خدا مرگم را به تأخیر اندازد و من کار آخرت را بسازم و آنگاه بروم.»

شگفتا که پس از این توجه قلبی دیدم فردی وارد شد و به آن دو فرشته گفت: « سیدالشهداء علیه السلام می فرماید: « شیخ، به ما توسل جسته و ما شفاعت او را نزد خدا نموده ایم و تقاضا کرده ایم که عمر او را طولانی سازد. و خدا از سر مهر به ما اجابت فرموده است او را رها  کنید.» و آن دو به نشانه اطاعت خضوع کردند و آنگاه هر سه با هم صعود نمودند.

درست در آن لحظات احساس کردم که رو به بهبود بازگشتم. صدای گریه خاندانم را شنیدم و توجه یافتم که به سر و صورت می زنند، به طور آهسته خود را حرکت دادم و دیده گشودم اما دریافتم که چشمانم بسته و برصورتم پوشش کشیده اند. خواستم پایم را حرکت دهم که دیدم دو شصت پایم را نیز بسته اند.

دستم را برای کنار زدن پوشش از صورتم به آرامی حرکت دادم که دیدم همه ساکت شدند و گفتند: « گریه نکنید حرکت دارد.» و آرام شدند،  پوشش از روی من برداشتند و چشمم را گشودند و پاهایم را باز کردند.

 اشاره کردم که آب بیاورید و آب را به دهانم ریختند کم کم از بستر مرگ برخاستم و نشستم و به تدریج بهبودی کامل خویش را یافتم و این به خاطر برکت و عنایت مولایم حسین علیه السلام بود.

برگرفته از سایت تبیان



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٦ | ۸:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

حضرت آیت الله جوادی آملی(دامت برکاته):

«گاهی انسان در کنار دوستانش می نشیند و سخنان عادی می گوید و احساس خستگی نمی کند؛ اما هنگامی که به نماز می ایستد برای او دشوار است؛ زیرا با خدا مأنوس نیست و سخن گفتن با کسی که انسان با وی مأنوس نیست، ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مأنوسیم یا نه؟ باید ببینیم از خواندن قرآن که سخن خدا با ماست و از خواندن نماز که سخن ما با خداست، احساس ملال می کنیم یا احساس نشاط.»

(برگرفته از کتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص34)

آری بکوشیم شأن و منزلت نماز را دریابیم و از روی عادت یا از روی ترس، و یا طمع نعمات بهشتی و فایده های دنیوی(چه مادی و چه معنوی) نماز نخوانیم. نماز را همچون تنفسِ چندین باره در دقیقه، حیات بخش و سودمند برگزار کنیم. بهتر است در فضای مناسب باشد مثل مسجد، حسینیه و حتی اگر مجبوریم در منزل برپا نماییم، یک محیط مشخص را برای نماز اختصاص دهیم؛ طوری که هر وقت آن جا را ببینیم یاد نماز و طاعت و تقوا بیفتیم.



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱۳ | ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله تعالی):

"امام راحل(قدس سره) در میان عالمان ربانی، همچون ستاره فروزان و قدر اول ستارگان درخشان گنبد میناست. او در سلسله عارفان محقق جای داشت و در عین حال،از همه آنان فاصله گرفت. آنان در سیر به سوی خدا و تقرب به او و بریدن از خلق متوقف گشته بودند ولی ایشان برای اصلاح زندگی انسان و حاکمیت قانون خدا، به سیر بالحق فی الخلق رسید."

مقام معظم رهبری: این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست.

و باز می فرماید: خمینی یک حقیقت همیشه زنده تاریخ است.

سالروز رحلت رهبر کبیر انقلاب، بت شکن خستگی ناپذیر، ابر مرد تاریخ، احیا گر ارزشها، حضرت امام روح الله الموسوی الخمینی(رفع الله درجاته)،  را به ساحت حضرتولی عصر، ابا صالح المهدی(عجل الله تعالی فرجه) و امت اسلام، به ویژه ملت شریف ایران اسلامی و رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای تسلیت و تعزیت عرض می نماییم و از خداوند متعال علو درجات ایشان و علما و شهدا را مسئلت داریم.



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱۱ | ٦:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

 

 

اولیای الهی با خدای متعال معامله می کنند. تقوا پیشه می کنند و در عوض خدای متعال هم به آنها ابزاری می دهد که به خیلی ها نداده است. می توانند چیزهایی ببینند که خیلی ها نمی بینند.

 کسانی که با عالم غیب ارتباط برقرار می کنند و اصطلاحا به سمت و سوی خدای متعال پل می زنند, طبعا از اخبار غیبی هم خبر دارند.

 اخباری که از دید ما غایب است و ما نمی توانیم آن را ببینیم. ماجرای آن دقیقا مانند کسی است که از تلسکوپ استفاده می کند. شما با چشم غیر مسلح نمی توانید کهکشانها و بسیاری از سیارات را ببینید.ولی وقت از ابزاری به نام تلسکوپ استفاده کنید می توانید سیاراتی را ببینید که خیلی ها نمی بینند. چون شما چیزی دارید که خیلی ها ندارند.

   داستان اولیای خدا هم از همین قرار است. آنها با خدای متعال معامله می کنند. تقوا پیشه می کنند و در عوض خدای متعال هم به آنها ابزاری می دهد که به خیلی ها نداده است. می توانند چیزهایی ببینند که خیلی ها نمی بینند.

در این نوشتار به برخی ازاین نمونه ها اشاره می کنیم.

 تعبیر خواب امام خمینی(ره):

 زمانى که حضرت امام خمینى (قدس سره) در نجف بودند، پسر ایشان آیت الله شهید سید مصطفى (رض) در درس اخلاق که به صورت خصوصى آیت الله کشمیرى (ره) افاضه مى فرمودند شرکت مى کرد و از ایشان براى حضرت امام خیلى تعریف مى کند.

  حضرت امام مى فرمایند: چیزهایى که مى گویى صحیح است ولى من دلیل مى خواهم ، برو به ایشان بگو: من در فلان تاریخ چه خوابى دیده ام ؟ آقا سید مصطفى هم جریان را به آقاى کشمیرى (ره) گزارش مى دهد.

  ایشان هم مى فرمایند: به پدرت بگو که در خواب دیدى که از دنیا رفته اى و در حالى که جسدت در قبر قرار گرفت زیر سرت سنگى اذیت مى کرد و على (علیه السلام) مى آیند و آن سنگ که شما را ناراحت کرده بود را بر مى دارد.

 وقتى مرحوم آقا مصطفى صحبت هاى آقاى کشمیرى را به عرض امام مى رساند حضرت امام مى فرمایند: کاملا صحیح است . برو و از ایشان تعبیر خواب را هم بپرس .

 براى مرتبه دوم آیت الله شهید خدمت آیت الله کشمیرى مى رسد و تعبیر خواب را مى خواهد، آیت الله کشمیرى مى فرمایند: به پدرت بگو نجف به منزله قم است براى شما، و آن سنگ موانعى است که در کار شما بوجود آمده است که انشاء الله با عنایت امیر المومنین (علیه السلام) این موانع حل مى شود و شما بر مى گردید به ایران و به هدفتان هم مى رسید و در ایران هم از دنیا مى روید.

یک زمان گفتم به خود، خاموش باش              لب فرو بند از سخنها گوش باش

برگرفته شده از سایت تبیان



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱٠ | ٧:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

3- فلسفه حجاب در قرآن چیست؟‏

جواب:

در هر بخشى و هر بعدى از ابعاد براى سیر به مدارج کمال بین زن و مرد تفاوتى نیست منتها باید ‏اندیشه‏ها قرآن‏گونه باشد، یعنى همان گونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز ‏در نظام اسلامى بین کتاب و حجاب جمع کنیم. یعنى عظمت زن در این است که:‏ ‎ »‎أن لا یرین الرّجال ولا یراهنَّ الرّجال»(1).‏ ‎ ‎نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند‎.‎ ‎ ‎قرآن کریم وقتى درباره حجاب سخن مى‏گوید مى‏فرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت ‏قائل شدن براى زن که نامحرمان او را از دید حیوانى ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد ‏تباهى جایز مى‏داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بى‏بهره‏اند.‏ ‎ ‎حال اگر کسى از تشخیص اصول ارزشى عاجز باشد، ممکن است - معاذاللَّه - حجاب را یک بند بداند، و ‏حال این که قرآن کریم وقتى مسأله لزوم حجاب را بازگو مى‏کند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان ‏مى‏فرماید‎ » :‎ذلک أدنى أن یعرفن فلا یؤذین»(2).‏ ‎ ‎یعنى براى این که شناخته نشوند(به پاکی و عفت شناخته شوند) و مورد اذیت واقع نگردند. چراکه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه ‏هستند و حرمت دارند‎.‎ ‏

(زن در آئینه جلال و جمال، صفحات 438 ـ 439)‏

 ‏(1) بحارالانوار، ج103، ص238.‏ ‏(2) سوره احزاب، آیه 59.

تهیه شده از سایت إسرا و با اندک تصرف در ترجمه آیه



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۸ | ۸:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

2- سرّ تفاوت بین زن و مرد چیست؟‏

جواب:

آنچه که در قرآن کریم راجع به تفاوت موجودات بیان شده این است که: اولاً، باید زندگى به احسن وجه اداره ‏شود و ثانیاً، تا تسخیر متقابل بین موجودات محقق نشود و هماهنگى بین آحاد و طبقات متفاوت ایجاد نگردد، ‏نظام به احسن وجه اداره نمى‏شود در سوره زخرف فرمود‎:‎ ‎ » ‎أهم یقسّمون رحمت ربّک نحن قسّمنا بینهم معیشتهم فى الحیاة الدّنیا ورفعنا بعضهم فوق بعض ‏درجات لیتّخذ بعضهم بعضاً سخریّاً ورحمت ربّک خیرٌ ممّا یجمعون»(1).‏ ‎ ‎فرمود: ما مردم را با استعدادهاى مختلف و شرایط گوناگون آفریدیم و اگر همه در یک سطح از استعداد و ‏یک سطح از قدرت بودند نظام هستى متلاشى مى‏شد، چون کارها گوناگون است و کارهاى گوناگون را باید ‏استعدادهاى گوناگون به عهده بگیرد، لذا باید تفاوت باشد. اگر در این تفاوت کسى که مثلاً در درجه پنجم ‏است بیاید در درجه دهم و کسى که در درجه دهم است بیاید در درجه پنجم قرار بگیرد، باز این سؤال محفوظ ‏است که تفاوت چرا؟ قهراً نمى‏شود اصل تفاوت را انکار کرد. اگر مهره‏ها هم تبدیل شود سؤال عوض نخواهد ‏شد، چون تا زمانى که شؤون متفاوت وجود دارد قهراً استعدادهاى گوناگون لازم است که لازمه وجود افراد ‏متفاوت است.‏ ‎ ‎همانطورى که اختلاف طبقات، استعدادها، گرایش‏ها و جذب‏ها و دفع‏ها، هیچ کدام معیار فضیلت ‏نیستند، بلکه همه و همه به عنوان ابزار کار، لازم است تا تسخیر متقابل و دوجانبه محقق بشود «لیتّخذ ‏بعضهم بعضاً سُخریّاً» اختلاف زن و مرد هم این چنین است یعنى اگر کسى استعداد برترى دارد این استعداد ‏برتر، نشانه فضیلت معنوى و تقرّب الى‏اللَّه نیست. اگر بتواند از این استعداد برتر فایده بهتر ببرد و خالصانه‏تر ‏کار کند به مرتبه بالاترى از تقوا مى‏رسد، و از این جهت به کمال محض نزدیک‏تر خواهد بود ولى اگر از این ‏استعداد برتر طَرْفى نبست و به خداى سبحان تقرّب نجست چه بسا این استعدادِ زائد براى او وبال باشد. ‏پس استعدادها گرچه یک فضیلت ظاهرى است امّا نشانه تقرّب الى‏اللَّه نیست.‏ ‎ ‎بنابراین، تفاوت‏ها براى آن است که گروهى، گروه دیگر را به صورت متقابل و دوجانبه تسخیر کنند و هیچ ‏کسى حق ندارد افراد دیگرى را تحت تسخیر خود درآورد اما خودش مسخَّر نشود، کسى نمى‏تواند به دلیل ‏داشتن قدرت و امکانات استعدادى یا غیر استعدادى از دیگران، تسخیر یک جانبه طلب کند بلکه باید تسخیر ‏متقابل و خدمت متقابل باشد تا نظام به احسن وجه اداره بشود. و اگر تسخیر، متقابل نباشد همان استهزاء ‏کردن و منافع دیگرى را به سود خود رایگان بردن است که قرآن آن را نهى کرده و آن را به عنوان ستم، تحریم ‏و محکوم کرده است.‏ ‎ ‎بنابراین نظام آفرینش، استعدادهاى متقابل و متخالف مى‏طلبد و این تفاوت هم براى تسخیر دوجانبه و ‏متقابل آن تقرّب الى‏اللَّه است‎.‎ ‏(زن در آئینه جلال و جمال، صفحات 389 ـ 391.)‏

 

‏(1)سوره‎ ‎زخرف، آیه 32.



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۸ | ۸:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

  1- آیا زن مى‌تواند به مقام مرجعیت برسد؟

جواب:

با نگاهى به سیره علماى دین روشن خواهد شد که بسیارى از بزرگان فقاهت، به زحمت مرجعیت را قبول ‏مى‏نمودند، و تا آنجا که ممکن بود آن را نمى‏پذیرفتند، در عین حال شبانه‏روز در جهت فقاهت تلاش مى‏کردند ‏و در مسیر اجتهاد جدّیت داشتند، از طرفى مجاهده داشتند تا مجتهد شوند، و از سویى مجاهد بودند که ‏مرجع نشوند، این نشانه آن است که آنچه فضیلت است چیز دیگر است و مقام‏هاى اجرایى صرفاً وظیفه ‏است که اگر کسى قیام کرد باید او را تأیید و کمک نمود.‏ ‎ ‎بنابراین، اگرپذیرفتن مسؤولیت‏هاى اجرایى واجب عبادى یا حتى مستحب تعبدى مى‏بود و لازم بود که ‏انسان براى دسترسى به آن تلاش وکوشش نماید، حتماً بزرگانى نظیر شیخ انصارى‏ها تلاش مى‏کردند که به ‏این بارگاه بار یابند. این که ما مى‏بینیم هر فقیهى که زاهدتر است مى‏کوشد مرجعیت را نپذیرد، یا هر فقیهى ‏که وارسته‏تر است مى‏کوشد مسائل مالى را قبول نکند یا کمتر قبول کند، - مگر این که براى او واجب عینى ‏شود - سرّش آن است که این امور وظیفه است، نه مقام. اما اجتهاد، فقاهت، وارث علوم انبیا شدن، فهم ‏کتاب و سنت، مقام است. و همان که با تلاش، از مسائل مالى گریزان است، با کوشش به مسائل علمى ‏گرایش دارد. این پرهیز و گریز از مال و کشش به طرف فقاهت دو کار است نه یک کار، یکى تبرى و دیگرى ‏تولّى است. لذا چنانکه در سخنان اولیاى الهى (علیهم السلام) تبیین شده، درجات بهشت به عدد آیات قرآن ‏و به اندازه فهم و اعتقاد و ظاهر و باطن، قرآن دسته‏بندى شده است، اما در هیچ موردى دیده نشده است ‏که درجات بهشت بر معیارهاى اجرایى تقسیم شده باشد تا در نتیجه گفته شود، به زن سهم کمترى ‏مى‏دهند. بلکه تقسیم، بر اساس معنویات و اصول ارزشى است، به این معنا که هر که اعلم یا افقه است، و ‏یا هر که اتقى است مقامات را به ترتیب سیر مى‏کند.‏ ‎ ‎باید این مسائل براى معتقدان به مبانى ارزشى اسلام حل شود و نقد آنها از صحنه ذهن و فکرشان پاک ‏گردد. تا جاى سؤال نماند که چرا، زن نمى‏تواند کار اجرایى قبول کند، و مرد مى‏تواند عهده‏دار کار اجرایى ‏بشود؟ ما باید آن زیربناى نظام ارزشى را در انسانیّتمان جستجو کنیم، نه در ذکورت، و نه در انوثت.‏ ‎ ‎اما در مقام پاسخ به دیگران و کسانى که به این مسائل عمیق راه نیافته‏اند باید از طریق عادى سیر ‏کرد، و با زبان خود آنان پاسخ گفت و توضیح داد که اولاً بسیارى از کارهاى اجرایى براى زن جایز است. بویژه ‏اگر کارهاى اجرایى مخصوص بخش زنان، به عهده آنان باشد نه تنها ممنوع نیست بلکه اولى است. ‏همچنانکه اگر زن به مقام فقاهت بار یابد، راه حضور در مسائل مشورتى، نظیر شوراى نگهبان و مجلس ‏شوراى اسلامى براى او باز است. اگر احیاناً براى شوراى نگهبان شش نفر فقیه از رجال قرار داده شده‏اند، ‏براى آن است که دشواریهاى برخورد را آنها بهتر مى‏توانند تحمل کنند وگرنه اگر حضور زنان و حشر آنان با ‏مردان، موجب محذور نباشد، بعید نیست که فقهایى از زنان نظر و فتوا بدهند و مورد مشورت واقع شوند.‏ ‎ ‎ممکن است زنى در اوج فقاهت به حد مرحوم صاحب جواهر و شیخ انصارى رسیده باشد، اما به دلیل ‏محذور و حشر و نشر با نامحرم، مرجع تقلید نشود ولى شاگردان او مرجع تقلید باشند، این هیچ نقصى براى ‏زن نیست.‏ امیرالمؤمنین على بن ابیطالب (علیه افضل صلوات المصلین) کارهاى اجرایى را وظیفه مى‏داند و ‏مى‏فرماید: این امانتى به دست شما است و هرگز امین، مالک نیست. فرق بین مقام و پست این است که: ‏مقامات معنوى ملک آدمى است ولى پست، امانت است و امانت مایه فخر نیست و حال آن که ملک مایه فخر ‏است‎.‎ ‎ ‎یک وقت به شخصى مى‏گویند این فرش به عنوان امانت پیش شماست، او موظف به نگهدارى است و ‏حق بهره‏بردارى ندارد. اگر این فرش ارزشى داشته باشد مال صاحب فرش است نه مال امین. اما زمانى به ‏شخص مى‏گویند این فرش مال شماست در این صورت او حق بهره‏بردارى دارد. و مى‏تواند استفاده کند و ‏براى او زینت است.‏ ‎ ‎اینها در مسائل ظاهرى و اما در مسائل معنوى: علوم و معارف متعلق به انسان است یعنى زینت به ‏انسان مى‏دهد لیکن سمَت، وظیفه و امانت است نه مقام‎.‎ ‎ ‎مرجعیت امانت است ولى فقاهت ملک است، وزارت امانت است، اما تقوا ملک است و در آنچه تعلق به ‏جان دارد و کمال روح است زن و مرد یکسانند. اما در محدوده آنچه امانت و وظیفه است و جداى از جان ‏است، کارها تقسیم شده است‎.‎ ‎ ‎الآن اگر‎ ‎دانشگاههایى مخصوص زن باشد، اگر مسؤولیت اجرایى آن دانشگاهها را زن به عهده بگیرد ‏قطعاً بهتر است. مگر این که زنى شرایط مدیریت را نداشته باشد، و این شرایط، تحصیلى است نه حصولى، ‏یعنى باید زنانى باشند که امور مربوط به زنان و دختران را اداره کنند تا لازم نباشد نامحرم متصدى اداره آن ‏امور بشود. البته ولى مسلمین باید مرد باشد چرا که، ولایت تتمه همان امامت است، چون، ولى دستور ‏جنگ و صلح مى‏دهد، دیدار فراوان با مردم دارد و کار بدنى دشوارترى دارد، و حشر بیشترى مى‏طلبد و... و ‏لازمه این امور، مرد بودن است. همچنانکه در سطوح دیگر مدیریت بخشهایى وجود دارد که مخصوص زن ‏است و مرد حق ندارد دخالت کند، اما چون ضرورت ایجاب مى‏کند مرد شرکت مى‏نماید.‏ ‎ ‎شاید کسى بگوید: اگر رهبر، مرد باشد، زن هم بالاخره باید با او در تماس باشد و این مشکل دوجانبه ‏است‎.‎ ‎ ‎جواب این مطلب روشن است. رهبر هر روز با تمام جامعه در ارتباط است، ولى زن گاهى با رهبرى یا ‏قاضى یا فرمانده جنگ و فرمانده قوا که مرد است، در ارتباط قرار مى‏گیرد و این ارتباط کارِ روزانه او نیست، ‏البته اگر زن، غیر از مقام ولایت عامه یکى از مسؤولیت‏هاى مهم کلیدى دیگر را به عهده بگیرد، باز هم محذور ‏برخورد روزانه با صدها مرد متقاضى، متشاکى و مانند آن وجود دارد و به همین جهت کارهاى اجرایى را ‏تقسیم نموده‏اند.‏ ‎ ‎خلاصه کلام آن که مرجعیت یک سمت اجرایى است، اما پشتوانه مرجعیت، ریشه و بهاى مرجعیت به ‏فقاهت و اجتهاد و عدالت است، و در این امور ذکورت و انوثت شرط نیست، ممکن است زنى در سایه فقاهت ‏و عدالت بتواند شاگردانى تربیت کند که آنها مرجع تقلید بشوند و این هیچ محذورى ندارد، اما خودش مقام ‏مرجعیت نداشته و کار اجرایى نپذیرد. گرچه در این مورد نیز همان گونه که اشاره شد اگر محذور جانبى وجود ‏نداشته باشد اصالتاً منعى نیست، مخصوصاً اگر مرجعیت زنان را به عهده بگیرد، همانطور که مى‏تواند امام ‏جماعت زنان باشد.‏ ‎ ‎‏(زن در آئینه جلال و جمال، صفحات 399 ـ 403.)‏

 برگرفته از سایت إسراء



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٥ | ٤:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

از امام علی النقی علیه‌السلام چه می‌دانیم؟

حضرت امام علی النقی علیه السلام در سال 214 هجری قمری و ظاهرا در مدینه به دنیا آمده اند. آن بزرگوار در سن شش سالگی و پس از شهادت پدرشان امام جواد (220 ه.ق ) به امامت رسیدند و تا سال 254 ه.ق – و به مدت 34 سال – عهده دار این منصب سترگ الهی بودند.

مادر ایشان بنابر مشهور سمانه نام دارد. از امام، چهار پسر و یک دختر باقی ماندند: امام حسن عسکری  علیه السلام، حسین، محمد و جعفر - معروف به کذّاب – و عِلیّه. فعلا به این چند سطر درباره حیات شخصی ایشان بسنده می کنم.

حکّام زمانه امام دهم

امام هادی در طول دوران امامتشان با 6 نفر از خلفاء عباسی معاصر بودند: معتصم عباسی (م 227 ه.ق) واثق(م 232 ه.ق) متوکل(م 247 ه.ق ) منتصر (م 248 ه.ق ) مستعین(م 251 ه.ق ) معتز (م 255 ه.ق ) که در این میان دوران متوکل عباسی هم به لحاظ طول زمان و هم به لحاظ ثبات حکومت عباسی دارای جایگاه خاصی است.

می دانیم که متوکل دشمنی خاصی با اهل بیت علیهم السلام داشته است و به ویژه نسبت به امیرالمومنین بی ادبی می کرده است. اساسا تبعید امام هادی علیه السلام از مدینه به سامرا و تحت نظر قراردادن ایشان در آن جا از اقدامات متوکل برای کنترل حضرت قلمداد میشود. شواهد بسیاری بر این مدعی است، از جمله تصریح سبط ابن جوزی بر این مطلب. او از قول دانشمندان تاریخ نقل می کند که متوکل به یحیی بن هرثمة گفت: ( اذهب الی المدینة و انظر فی حاله و اشخصه الینا ).

تاریخ انتقال حضرت سال243 ه.ق بوده است و همانگونه که شیخ مفید تصریح فرموده ده سال و چند ماه در اقامت جبری به سر می بردند. (هر چند سبط ابن جوزی آن را 20 سال و 9 ماه ذکر کرده است. )

 پایگاه اجتماعی امام

مکانت و منزلت معنوی حضرت در جامعه را می توان از داستانی که جناب کلینی در کافی شریف روایت کرده است فهمید. خلاصه آن چنین است که :

« متوکل در اثر یک بیماری در آستان مرگ قرارگرفته بود. با توصیه پزشکی ایشان (امام هادی علیه السلام)، مشکل متوکل برطرف می شود و مادرش مبلغ ده هزار دینار به حضرت تقدیم می کند.»

زیارت جامعه یک دوره امام شناسی شیعی را به صورت روشن مطرح نموده است و اگرچه از نظر اعتبار سند محل بحث واقع شده لکن از جمله مواردی است که در اثر قوت متن اعتبار و ارزش بالائی را در میان بزرگان ما پیدا نموده است و آنها متن حدیث را دلیل بر صدور آن می دانند از اینجا معلوم می شود که منزلت ایشان حتی در بین نزدیکان خلیفه نیز روشن بوده است. دنباله قضیه هم جالب و در عین حال تلخ است:

«بعد از چند روز، فردی در نزد متوکل سعایت (و سخن چینی) امام را می کند و مدعی می شود که حضرت اموال و اسلحه جمع کرده است. متوکل دستور بازرسی شبانه منزل امام را صادر می کنند و اموال را توقیف کرده و می برند اما بعد معلوم می شود که این اموال را مادر خلیفه فرستاده بوده است و مشکل برطرف می شود. هنگامی که مامور بازرسی برای عذرخواهی خدمت امام بر می گردد ایشان این آیه را خواندند.»(سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون) قضیه دیگری در این زمینه وجود دارد که نشان دهنده ارج مظلومیت آن حضرت است. مسعودی در مروج الذهب نقل می کند که در مورد دیگری از امام نزد متوکل بدگوئی می کنند. او جماعتی از ترکها را مامور کرد امام را بازداشت کنند. آنان شبانه به منزل حضرت ریختند و امام را در حالیکه مشغول تلاوت قرآن بود دستگیر کرده نزد خلیفه آوردند. مجلس شراب بود و متوکل جام شرابی در دست داشت. حضرت را احترام کرد و در کنار خود نشاند و با کمال وقاحت به ایشان مشروب تعارف کرد. امام فرمود بخدا قسم هرگز با گوشت و خون من تا کنون مشروبی مخلوط نشده است. متوکل از امام در خواست خواندن شعر کرد اما امام با خواندن چند بیت شعر آموزنده درباره مرگ از فرصت استفاده کرده و مجلس معصیت را به مجلس تذکر تبدیل نمودند.

از آنجا که ترجمه اشعار حضرت سبب طولانی شدن نوشتار می شود از ذکران آن صرف نظر نمودیم.

در هر صورت بی تردید بخش زیادی از امامت حضرت هادی علیه السلام در شرایط نامناسبی سپری شده است و امام نمی توانستند آزادانه به فعالیتهای علمی و تربیتی خود بپردازند.

دور امّا نزدیک

با اینکه امام هادی علیه السلام در بخش مهمی از زندگانی خود از حضور در جمع شیعیان و ارادتمندان دور بودند اما با استفاده از دو راه ارتباط خویش را با آنها حفظ کردند:

راه اول : از طریق وکلای خود با شیعیان ارتباط داشتند:

اساسا با گسترش تشیع از زمان امام صادق علیه السلام شبکه وکالت هم توسط ائمه اطهار مورد توجه قرار می گیرد و شیعیان مناطق دوردست بوسیله نوّاب و وکلا با ائمه ارتباط پیدا می کردند.

اساسا با گسترش تشیع از زمان امام صادق علیه السلام شبکه وکالت هم توسط ائمه اطهار مورد توجه قرار می گیرد و شیعیان مناطق دوردست بوسیله نوّاب و وکلا با ائمه ارتباط پیدا می کردند امام هادی علیه السلام هم در همین راستا این روش را ادامه دادند. ایوب بن نوح، جعفر بن سهیل صیقل، علی بن جعفر همانی ، فارس بن حاتم قزوینی ، علی بن ریان بن صلت قمی، علی بن حسین بن عبد ربه ، ابو علی بن راشد، علی بن مهزیار اهوازی ابراهیم بن مهزیار اهوازی، ابراهیم بن محمد بن همدانی، محمد بن فرح، خیران احمد بن اسحاق قمی و از همه مهمتر عثمان بن سعید عمری اسامی 14 وکیل امام است که در اختیار داریم.

راه دوم : از راه مکاتبه و نامه نگاری با ارادتمندان:

آنگونه که مرحوم آیة الله میانجی در کتاب ارزنده مکاتیب الائمة جستجو کرده اند از آن حضرت 266 نامه در موضوعات مختلف به دست ما رسیده است.

میراثی گرانسنگ

علاوه بر نامه های یاد شده احادیث منقول از آن امام همام بخش دیگری از میراث حضرت را برای ما به یادگار گذاشته اند که یکی از مهمترین و معروفترین آنها زیارت جامعه کبیره است. جناب شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه این زیارت عالی قدر را از آنحضرت روایت کرده اند.

زیارت جامعه یک دوره امام شناسی شیعی را به صورت روشن مطرح نموده است و اگرچه از نظر اعتبار سند محل بحث واقع شده لکن از جمله مواردی است که در اثر قوت متن اعتبار و ارزش بالائی را در میان بزرگان ما پیدا نموده است و آنها متن حدیث را دلیل بر صدور آن می دانند.

امید است که خوانندگان محترم توفیق قرائت و مطالعه این زیارت شریف را که در کتب مختلفی ذکر شده است از دست ندهند و از مضامین آن بیشترین بهره را ببرند.

سید محمد مهدی رفیع پور (مدرس حوزه علمیه قم)

تهیه شده از سایت تبیان با اندکی تصرف: حسن فیروزنیا

 

 



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٥ | ٤:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

حکایتی خواندنی درباره امام هادی علیه السلام

بعد از آن، راهی منزل خویش گشتم و فتح بن خاقان نیز به دنبال من آمد و گفت: شکّی ندارم که تو از حضرت ابوالحسن، امام هادی علیه‌السلام تقاضا کرده ای که برایت دعا نماید و دعای آن حضرت مستجاب شده است، پس خواهش می‌کنم که از او تقاضا کنی تا برای من نیز دعا نماید.

به گزارش جهان، مرحوم شیخ طوسی و برخی دیگر از بزرگان آورده‌اند: شخصی به نام ابوالحسن، محمّد بن احمد به نقل از عمویش حکایت نماید: روزی از روزها به قصد دیدار و ملاقات حضرت ابوالحسن، امام هادی علیه‌السلام حرکت کردم و چون بر آن حضرت وارد شدم عرضه داشتم: خلیفه، سهمیّه و جیره مرا به اتّهام این که از اطرافیان و دوستان شما می باشم، قطع کرده‌اند. پس چنانچه ممکن باشد، از او بخواهید که سهمیّه مرا برگرداند، قبول می‌کند؛ و همانند گذشته کمک‌های خود را نسبت به من پرداخت می‌نماید.

حضرت در جواب فرمود: انشاء الله درست خواهد شد. پس به منزل خود بازگشتم و چون شب فرا رسید، شخصی درب منزل آمد و دقّ الباب کرد، وقتی درب منزل را گشودم، دیدم که فتح بن خاقان مامور متوکّل ایستاده است، هنگامی که چشمش به من افتاد، گفت: در منزل خود چه می‌کنی؟ زود باش، که خلیفه تو را احضار کرده است، پس به همراه او راهی دربار متوکّل شدیم و چون بر او وارد شدیم دیدم نشسته است و منتظر من می‌باشد.

پس همین که چشمش به من افتاد، اظهار داشت: ای ابوموسی! ما همیشه به یاد تو هستیم؛ لیکن تو ما را فراموش کرده ای، اکنون بگو که از ما چه طلب داری؟ گفتم: کمک‌های گوناگونی که تاکنون بر من می‌شده است، آن‌ها را قطع نموده‌اند؛ پس دستور داد که کمک‌ها و سهمیّه من همانند سابق و بلکه چند برابر افزایش و پرداخت شود.

در پایان از آن حضرت، تقاضا کردم و عرضه داشتم: یا ابن رسول اللّه! چنانچه ممکن باشد، دعائی را به من تعلیم نما که هرگاه بخوانم، دعایم مستجاب شود؟ پس حضرت فرمود: این دعائی را که به تو تعلیم می‌دهم، من خود زیاد می‌خوانم و از خداوند متعال خواسته‌ام، که هرکس آن را بخواند ناامید نگردد

سپس از نزد خلیفه خداحافظی کرده و بیرون آمدیم؛ و به فتح بن خاقان گفتم: آیا علیّ بن محمّد هادی علیه‌السلام امروز اینجا آمده است؟

اظهار داشت: خیر. گفتم: آیا نامه ای برای خلیفه نوشته است؟ پس جواب داد: خیر. بعد از آن، راهی منزل خویش گشتم و فتح بن خاقان نیز به دنبال من آمد و گفت: شکّی ندارم که تو از حضرت ابوالحسن، امام هادی علیه‌السلام تقاضا کرده ای که برایت دعا نماید و دعای آن حضرت مستجاب شده است، پس خواهش می‌کنم که از او تقاضا کنی تا برای من نیز دعا نماید.

هنگامی که به محضر مبارک امام هادی علیه‌السلام وارد شدم و سلام کردم، فرمود: ای ابوموسی! آیا مشکلت برطرف شد و خوشحال گردیدی؟

عرضه داشتم: بلی، یا ابن رسول اللّه! ای سرورم! به برکت دعای شما راضی و قانع شدم. سپس حضرت نیز مرا مخاطب قرار داد و فرمود: خداوند متعال نسبت به ما اهل بیت - عصمت و طهارت - آگاه است که ما در مشکلات به غیر از او رجوع نمی‌کنیم، همچنین در ناملایمات و گرفتاری‌ها فقط به او توکّل و تکیه می‌نماییم، بنابراین هرگاه تقاضا و خواسته ای داشته باشیم خداوند متعال از روی لطف و تفضّل مستجاب می‌نماید. بعد از آن، به حضرت عرضه داشتم: فتح بن خاقان به من التماس دعا گفت، که از شما تقاضا کنم تا برایش دعا نمایی.

امام علیه‌السلام فرمود: فتح در ظاهر با ما دوستی می‌نماید ولی در واقع از ما بیگانه است، ما برای کسی دعا می‌کنیم که خالص، تحت فرمان خداوند سبحان باشد و اِقرار و اعتقاد به نبوّت حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله داشته؛ و نیز اعتراف به حقوق ما اهل بیت رسالت داشته باشد. سپس حضرت افزود: من برای تو دعا کردم و خداوند متعال آن‌را مستجاب گرداند.

 خداوند متعال نسبت به ما اهل بیت - عصمت و طهارت - آگاه است که ما در مشکلات به غیر از او رجوع نمی‌کنیم، همچنین در ناملایمات و گرفتاری‌ها فقط به او توکّل و تکیه می‌نماییم، بنابراین هرگاه تقاضا و خواسته ای داشته باشیم خداوند متعال از روی لطف و تفضّل مستجاب می‌نماید. بعد از آن، به حضرت عرضه داشتم: فتح بن خاقان به من التماس دعا گفت، که از شما تقاضا کنم تا برایش دعا نمایی

در پایان از آن حضرت، تقاضا کردم و عرضه داشتم: یا ابن رسول اللّه! چنانچه ممکن باشد، دعائی را به من تعلیم نما که هرگاه بخوانم، دعایم مستجاب شود؟

پس حضرت فرمود: این دعائی را که به تو تعلیم می‌دهم، من خود زیاد می‌خوانم و از خداوند متعال خواسته‌ام، که هرکس آن را بخواند ناامید نگردد:

*یا عُدَّتی عِندالعُدَد وَ یَا رَجَائِی وَ الْمُعْتَمَدُ وَ یَا کهفی وَ السَّنَدُ وَ یَا وَاحِدُ وَ یَا أَحَدُ وَ یَا قُلْهُوَ اللَّهُ أَحَدُ أَسْئَلَکَ اللَّهُمَّ به حقِّ مَنْ خَلَقْتَهُ مِنْخَلْقِکَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِی خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ أَحَداً انَّ تُصَلَّیعَلَیْهِمْ وَ انَّ تَفْعَلْ بِی (کَذَا وَ کَذَا).*

«ای ذخیره من به هنگام شمارش ذخیره‌ها و ای امید من و تکیه گاهم و ای پناهگاه و ملجاءام ای یکی و ای یکتا و ای قل هو الله احد خدایا از تو می‌خواهم به حق کسانی که خلقشان کردی واحدی از خلقت همسان ایشان نیست اینکه برایشان درود فرستی و برای من فلان حاجت را برآوری»

منبع :

چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی علیه‌السلام ؛ عبداللّه صالحی به نقل از:آمالی شیخ طوسی: ج 1، ص 291، مدینة المعاجز: ج 7، ص 436، ح 2437، بحارالانوار: ج 50، ص 127، ح 5.



  • پوسته های وطن
  • آریس موب
  • کارت شارژ همراه اول