تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٢٧ | ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا
حضرت آیت الله جوادی در درس اخلاق بیان فرمودند:
توصیه به محاسبه اعمال قبل از ورود به ماه مبارک رمضان
 


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اسراء: حضرت آیتالله جوادیآملی در ادامـۀ مباحث درس اخلاق خود که در مسجد احمد آباد شهرستان دماوند برگزار گردید درباره بخش پایانی ماه مبارک شعبان  فرمودند:
آنچه در بخش پایانی ماه پر برکت شعبان که به نام شهر و فیض خاصّ وجود مبارک پیامبر(علیه و علی آله آلاف التحیّة والثناء) است [مطرح می‌باشد] این است که ما مسئله محاسبه را درست ارزیابی کنیم. سرّش این است که همه ما در هر شبانه‌روزی موظّفیم اهل حساب باشیم برای اینکه بهترین سرمایه را که عمر است داریم می‌دهیم باید ببینیم در برابر این سرمایه چیزی گرفتیم یا نگرفتیم این وظیفه هر روزهٴ ماست. در روایات ما هم هست که ائمه(علیهم السلام) فرمودند: «لیس منّا مَن لم یحاسِب نفسه»[1] کسی که اهل حساب نباشد از ما نیست برای اینکه این سرمایه یعنی عمر را دارد می‌دهد باید ببیند چه چیزی به دست آورده اما سرّ طرح این مسئله محاسبه در چنین روزی که در بخش پایانی ماه پربرکت شعبان هستیم آن است که هر کسی برای خود سالی دارد این قبلاً هم به عرضتان رسید یک کشاورز اول سالش اول پاییز است یعنی درآمدها را آن وقت حساب می‌کنند یک دانشجو اول سالش اول سال تحصیلی است وقتی سال تحصیلی قبل تمام شد آن وقت آن کارنامه خود را بررسی می‌کند هر کسی یک تاجر یا کشاورز یا یک دامدار سالی دارد یک اول سال عمومی است که همه دارند که به نام فروردین است آن در حقیقت سال نو شدن حیات گیاهی است آن حیات انسانی نیست آن سالی که دین آن را ترغیب می‌کند در دعاها (یک) در روایات (دو) این است که اول ماه مبارک رمضان اول سال است چون هم در دعاهای روز اول ماه مبارک رمضان آمده هم روایاتی که ماه مبارک رمضان را معرفی کرد دارد ماه رمضان اول ماه‌های سال است[2] سرّش آن است کسانی که در مسائل اخلاقی کار می‌کنند در مسئله محاسبه نفس کار می‌کنند در مسئله مراقبه نفس کار می‌کنند عمر را که سرمایه است می‌دهند بعد می‌بینند در برابر این سرمایه چه چیزی به دست آوردند, اینها از اول ماه مبارک رمضان شروع می‌کنند آخر ماه شعبان که شد دیگر آخر سالشان است حسابرسی می‌کنند یک تاجر آخر سال که شد کاملاً حسابرسی می‌کند یک دانشجو آخر سال تحصیلی که شد که امتحان نزدیک است کاملاً حسابرسی می‌کند. در روایات ما اول ماه مبارک رمضان اول سال جدید است ماه شعبان آخرین ماه است لذا انسان باید محاسبه کند که در این یک سالی که گذشت من این عمری که دادم چه چیزی گرفتم این مطلب اول لذا ماه شعبان را کاملاً ماه محاسبه می‌دانند.
حضرت استاد با اشاره به آیه 105 سوره توبه بیان داشتند: در قرآن کریم در سورهٴ مبارکهٴ توبه هست که هر کاری کنید خدا می‌بیند پیامبر می‌بیند ﴿قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ﴾[3] در سورهٴ مبارکهٴ حشر می‌فرماید همه شما مراقب باشید ببینید چه کردید ﴿ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ﴾[4] قرآن به ما فرمود عمر, سرمایه است شما با این سرمایه یا خرید و فروش کنید یا اجاره بدهید بالأخره انسان زمینی که دارد خانه‌ای که دارد مالی که دارد یا می‌فروشد و استفاده می‌برد یا اجاره می‌دهد یکی از این دو کار را باید بکند دیگر آنهایی که شهید شدند خرید و فروش کردند ماها که توفیق شهادت نداشتیم باید اجاره بدهیم خب بالأخره این سرمایه را این عمر را این وقت را یا انسان باید مستقیماً بفروشد فرمود: ﴿إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم﴾ کذا و کذا و کذا بعد فرمود: ﴿فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ﴾[5] به شما بشارت بدهم یک معامله خوبی است برای اینکه چه معامله‌ای بهتر از اینکه آن خریدار، عوض و معوّض هر دو را به آدم می‌دهد کدام معامله خوب است معامله‌ای که آدم چیزی را بدهد نفع ببرد بله این خوب خوب است اما اگر چیزی را بدهد به کریمی آن کریم چیزی اضافه کند همان را به آدم برگرداند از این بهتر دیگر چیست خدا عوض و معوّض هر دو را به ما برمی‌گرداند نه اینکه عوض را بگیرد جان ما را بگیرد که کجا ببرد؟! جان ما را به ما می‌دهد از این معامله بهتر؟! اگر کسی ـ خدای ناکرده ـ با شیطان معامله کرد او آن قدر خائن است که عوض و معوّض هر دو را می‌برد نه اینکه سر آدم کلاه بگذارد نه اینکه آدم ضرر کند یک وقت است کسی فرشی دارد به کسی می‌فروشد او فریب می‌دهد این فرش را ارزان از آدم می‌خرد خب او بالأخره عوضی داد کم, معوّض را گرفت اما اگر فریبکار بود عوض و معوّض هر دو را گرفت [چه باید کرد] شیطان سواری می‌خواهد مطابق آیه سورهٴ مبارکهٴ «اسراء» به خدا عرض کرد من سواری می‌خواهم ﴿لَأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ﴾[6] این «احتنک» یعنی حَنک و تحت حنک او را گرفت این سوارکارهای مسلّط چه کار می‌کنند حنک و تحت حنک اسب را دارند دهنه می‌زند شیطان گفت من چنین کاری می‌کنم من سواری می‌خواهم خب اگر کسی با شیطان معامله کرد شیطان عوض و معوّض (هر دو) را می‌برد نه اینکه سر آدم کلاه بگذارد آن وقت انسان می‌شود بنده او هر چه او گفت باید اطاعت کند اینکه در سورهٴ مبارکهٴ توبه فرمود خوشا به حال شمایی که معامله کردید برای اینکه او عوض و معوّض هر دو را به شما می‌دهد.
حضرت آیت الله جوادی آملی اذعان داشتند: این شهدای بزرگوار تجارتشان این بود که سرمایه‌ای داشتند و از راه خرید و فروش پیشرفت کردند عدّه‌ای جانشان را رفتند بدهند ولی اعضایشان را خدا خرید اینها جانبازان هستند با اینها معامله کرد اما با اینها چطور معامله می‌کند به اینها هم عوض و معوّض (هر دو) را می‌دهد وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) در آن نامه‌ای که برای دربار معاویه نوشت فرمود خیلی‌ها می‌روند در میدان جنگ جانباز می‌شوند اما از خانواده ما اگر کسی رفت دو دستش را داد دو بال فرشته خدا به او می‌دهد می‌شود جعفر طیّار[7] فرمود ما با دیگران فرق می‌کنیم. خیلی‌ها در جریان جنگ جهانی اول جنگ جهانی دوم جانباز شدند آنها دیگر جانباز انقلاب اسلامی که نشدند بنابراین اگر کسی سرمایه‌ای دارد باید تجارت کند کسی خانه‌ای دارد زمینی دارد یا بالأخره این زمین را می‌فروشد استفاده می‌کند خانه را می‌فروشد استفاده می‌کند یا اجاره می‌دهد غیر از این که نمی‌شود آنها که رفتند شهید شدند معامله کردند با بیع, ما که توفیق شهادت نداشتیم باید اجاره بدهیم دیگر این اجاره همان است که در قرآن کریم دارد که ما به اینها اجر می‌دهیم[8] اجر و اجرت به چه کسی می‌دهند به کسی که عقد اجاره دارد پس ما هم تعبیر بیع داریم هم تعبیر اجر آنها که شربت شهادت نوشیدند فروختند و گرفتند که البته هر دو را گرفتند ماها که آن توفیق را پیدا نکردیم باید اجاره بدهیم دیگر اجاره بدهیم یعنی چه؟ اگر کسی خانه خود را اجاره داد به دیگری یعنی چه؟ یعنی آ‌ن مستأجر باید از آن استفاده کند نه صاحب‌خانه ما اگر وقتمان را به خدای سبحان اجاره دادیم این یعنی چه؟ یعنی هر چه او می‌خواهد باید انجام بدهیم نه هر چه خودمان می‌خواهیم این معنی محاسبه است آن وقت آدم راحت است خب چه کسی خوشحال‌تر از کسی که هر روز دارد سود می‌برد آنهایی که نه خرید و فروش کردند نه اجاره دادند چیزی در دستشان نیست شما جوان‌هایی که هستید ورزش کنید تماشا کنید لذّت ببرید اما به اندازه تأمین سلامتتان یک وقت است کسی بیست سال می‌دود بعد از بیست سال از او سؤال بکنید که چه دارید میوه کار خودش را به شما نشان می‌دهد مثل یک درخت این درخت بیست سال تلاش و کوشش می‌کند شب و روز زمستان‌ها کمتر, تابستان‌ها و بهار بیشتر بعد از بیست سال از این درخت سؤال بکنی چه چیزی داری این میوه را در می‌آورد می‌گوید این, یک وقت است انسان بیست سال تلاش و کوشش می‌کند بعد از بیست سال یک آدم قراضه می‌شود مثل یک اتوبوس و مینی‌بوس این مینی‌بوس که بیست سال تلاش می‌کند بعد از بیست سال یک آهن قراضه است دیگر اینکه میوه ندارد یک وقت است یک جوان بیست سال درس می‌خواند مثل شجره طوباست که میوه دارد یک وقت یک جوان بیست سال بازی می‌کند بعد از بیست سال یک دیسک کمر دارد و یک دردسر دارد خب آدم دو گونه کار می‌کند از آن جوانی که حالا یا نظامی است یا انتظامی است یا دانشجوست یا طلبه است یا کاسب است بالأخره در راه صحیح قدم برداشت از او سؤال بکنی که محصول بیست سال شما چیست می‌گوید خدمات اجتماعی من این است حالا یا علمی یا نظامی یا غیره خدمتی کردم مثل اینکه از یک درخت سؤال بکنی تو در این بیست سال چه کردی می‌گوید این میوه من است اگر از مینی‌بوس سؤال کنی تو چه کردی از درخت سؤال کنی تو چه کردی درخت حرفی برای گفتن دارد می‌گوید من هر چه کردم به پای خودم ریختم ریشه خودم را تقویت کردم او می‌گوید من هر چه کردم خاک کردم و پشت سر انداختم خب این لطیفه را شما از کجا استفاده می‌کنید از همان آیه سورهٴ مبارکهٴ بقره در سورهٴ بقره فرمود کسانی که خدمت می‌کنند ﴿مَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ اِبْتِغاءَ مَرضاتِ اللّهِ﴾ یا سایر خدمات ﴿تَثْبِیتَاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾[9] یک وقت است کسی مرتب آب می‌گیرد به این و آن می‌پاشد خب این هم کاری است دیگر حالا یا با دهن آب می‌ریزد می‌خندد یا با سطل این را خیس می‌کند او را خیس می‌کند یک وقت است کسی یک سطل آب روزانه می‌گیرد به ریشه خودش می‌ریزد خب این دو گونه آب ریختن است آنکه در سورهٴ مبارکهٴ بقره است فرمود آنهایی که کار خیر می‌کنند ﴿تَثْبِیتَاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾ این دارد به ریشه خودش آب می‌رساند خب آبیاری می‌کند خب البته بعد از بیست سال میوه می‌دهد اما او دارد به این آب می‌پاشد به آن آب می‌پاشد این تعبیر لطیف سورهٴ مبارکهٴ بقره یعنی این کار خیری که می‌کنید درست است دیگری استفاده می‌کند شما اگر آب ریختید به پای این غنچه گل‌تان منظره برای شما, ارزشش برای شما, معطّر بودن برای شما, عابری که از کنار منزل شما می‌گذرد البته شامّه او هم معطّر می‌شود او هم استفاده می‌کند اما یک فایده اندک است هر کار خیری که انسان برای دیگری بکند برای دیگری خانه بسازد مدرسه بسازد درمانگاه بسازد بیمارستان بسازد اساس این خیر, تثبیت موقعیت خودش است مثل اینکه در منزل خودش درخت خوبی کاشت دیگری از منظره‌اش بهره می‌برد این است لذا در سورهٴ مبارکهٴ اسراء فرمود هر کار خیری که کردی برای خودت کردی ﴿إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِکُمْ﴾ این «لام», «لام» اختصاص است و اگر ـ خدای ‌ناکرده ـ کسی کار بدی کرد ﴿وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا﴾[10] آن هم برای خودت است هیچ کس به دیگری بد نمی‌کند اگر کسی در درون خانه خود یک چاه و کنیف بدبویی حفر کرد خب در تمام شبانه‌روز خودش در زحمت است البته گاهی هم شامّه عابرین را آسیب می‌رساند بله, لذا این «لام», «لام» اختصاص است که در سورهٴ مبارکهٴ اسراء فرمود: ﴿إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ﴾ باز ﴿فَلَهَا﴾ حالا بعدها سراینده‌های ما گفتند:
اگر بار خار است خود کشته‌ای٭٭٭ وگر پرنیان است خود رشته‌ای[11]
مردم مشغول دو کار هستند خیلی از شماها شاید این درخت‌های پرتیغ جنگلی را دیدید که در عربی به آن می‌گویند قتاد این درخت هیچ میوه‌ای ندارد مگر تیغ, هر چه هم به او بیشتر آب دهید تیغ‌هایش تیزتر است, حرف این سراینده این است که «اگر بار خار است» تیغ محصول کار شماست «خود کشته‌ای», «وگر پرنیان است» پرنیان همین ابریشم است «اگر پرنیان است خود رشته‌ای» یا انسان مشغول رشته پرنیانی است یا آبیاری آن درخت پرتیغ است این معنی محاسبه است که می‌گویند ماه شعبان که آخر سال است انسان باید حساب‌هایش را بررسی کند تا سال جدید وارد بشود ببیند که آیا خرید و فروش کرده مثل شهدا(رضوان الله علیهم) یا مثل جانبازان که بخشی را خرید و فروش کردند که حشرشان با اولیای الهی است, نشد, اجاره دیگر آدم نه بیع بکند نه اجاره آن وقت اجری نمی‌برد اینکه در بسیاری از آیات دارد اجر آنها با خداست اجر برای اجیر است
معظم له در خطاب به خانواده های شهدا و ایثارگران فرمودند: شما خانواده‌های معظّم شهدا, جانبازان که به لطف الهی تلاش و کوشش کردید این نعمت را قدر بدانید البته جامعه قدر شما را می‌داند ولی عمده آن است که خودتان قدر این نعمت‌ها را بدانید دعاهای شما که ـ ان‌شاءالله ـ مستجاب است برای نظام دعا کنید فرزندانتان را جامعه‌تان را با دعا تأمین کنید از خدای سبحان بخواهید که توفیق مراقبه و محاسبه را نصیب همه ما بکند که ما با زبان آزاد قلب آزاد صدر مشروح وارد سال جدید یعنی اول ماه مبارک رمضان بشویم ان‌شاءالله.
 
 


[1] . الکافی, ج2, ص453.
[2] . الکافی, ج4, ص66 و ج4, ص72 و 73.
[3] . سورهٴ توبه, آیهٴ 105.
[4] . سورهٴ حشر, آیهٴ 18.
[5] . سورهٴ توبه, آیهٴ 111.
[6] . سورهٴ اسراء, آیهٴ 62.
[7] . نهج‌البلاغه, نامه 28.
[8] . سورهٴ بقره, آیهٴ 62 و... .
[9] . سورهٴ بقره, آیهٴ 265.
[10] . سورهٴ اسراء, آیهٴ 7.
[11] . شاهنامه فردوسی, فریدون, بخش20.



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۱٦ | ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند... و او را بدینگونه سیر نمایند.

بعد از 70 سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم

آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که گرسنگی بر او غالب شد. طاقتش تمام شد و از کوه پایین آمد و به خانه آتش پرستی که در دامنه کوه منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد، آتش پرست 3 قرص نان به او داد و او بسمت عبادتگاه خود حرکت کرد.
سگ نگهبان خانه آتش پرست به دنبال او راه افتاد، جلوی راه او را گرفت...
مرد عابد یک قرص نان را جلوی او انداخت تا برگردد و بگذارد او براهش ادامه دهد، سگ نان را خورد و دوباره راه او را گرفت، مرد قرص دوم نان را نیز جلوی او انداخت و خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت مرد به راهش ادامه دهد. مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت : ای حیوان تو چه بی حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟

به اذن خدای عز و جلٌ ، سگ به سخن آمد و گفت: من بی حیا نیستم، من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم، شبهابی که به من غذا داد پیشش ماندم ، شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم، شبهایی که مرا از خانه اش راند، پشت در خانه اش تا صبح نشستم...

تو بی حیایی، تو که عمری خدایت هر شب غذای شبت را برایت فرستاد و هر چه خواستی عطایت کرد، یک شب که غذایی نرسید، فراموشش کردی و از او بریدی و برای رفع گرسنگی ات به در خانه یک آتش پرست آمدی و طلب نان کردی...

مرد با شنیدن این سخنان منقلب شد و به عبادتگاه خویش بازگشت و توبه کرد



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٩ | ٦:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

-چگونه می‌توان امام زمان(ارواحنا له الفداء) را شناخت؟

 جواب:

یک شناخت تاریخی داریم و یک شناخت واقعی که مهم‌تر از اولی است. عمده آن ‏است که ما حضرت را حقیقتاً بشناسیم و حضرت ما را ببیند نه ما حضرت را ببینیم‏‎.‎
در زمان پیامبر‌(صلی الله علیه و آله و سلم) (که مقامش بالاتر از همه‎ ‎ائمه است) ‏کم نبودند کسانی که وجود مبارک حضرت را می‌دیدند، اما خدای سبحان درباره آنها در ‏قرآن فرمود: ”وَتَراهُم یَنْظُروُنَ اِلَیْکَ وَهُمْ لا یُبْصِرُون“(١) آنها را می‌بینی که به تو نگاه ‏می‌کنند ولی تو را نمی‌بینند، اهل نظرند ولی اهل بصیرت نیستند. اگر ما سعی کنیم ‏وجود مبارک امام زمان‌(علیه السّلام) ما را ببینند، هنر است.‏
در قرآن کریم آمده است: خدا که به کُلّ شیءٍ بصیر است روز قیامت به یک عده ‏نگاه نمی‌کند، ”وَلا یُکَلّمُهُمُ اللّه ولا یَنْظُرُ اِلَیهِم یَومَ القِیامَةِ ولا یُزَکّیهِم“.(٢) آنگاه تشریفی ‏را نسبت به عده‌ای اعمال نمی‌کند. اگر ما واقعاً در مسیر صحیح حرکت کنیم، حضرت ما ‏را می‌بیند، و دیدن و نظر تشریفی ایشان برای ما شرف است و گر نه دیدن فیزیکی ‏خیلی کار ساز نیست. همچنان که خیلی‌ها پیامبر اکرم‌(صلی الله علیه و آله و سلم)، ‏امیرالمؤمنین(علیه السّلام) و حضرت زهرا‌(علیها‌السلام) را می‌دیدند، ولی بصیرت ‏نداشتند. دیدن‌های تشریفی مهم است، نه نگاه صوری، البته گاهی همان نگاه صوری ‏هم پدید می‌آید و انسان وجود حضرت را از نزدیک زیارت می‌کند و فیضی می‌برد و ‏مشکل او هم به برکت حضرت از طرف ذات اقدس اله حل می‌شود. اما مهم همان دیدن ‏از روی بصیرت است.‏

‏(١) سوره اعراف، آیه‎ ١٩٨‎‏.‏
‏(٢) سوره‎ ‎آل‌عمران، آیه‎ 77

اخذ شده از سایت اسرا



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٩ | ٦:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

-حیات حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء چگونه با قوانین علمی توجیه ‏می‌شود؟

 جواب:

اولاً حیات طولانی امام زمان(علیه السّلام) بر خلاف عادت است نه بر خلاف علّیت. ‏یعنی به طور عادی کسی نمی‌تواند هزار یا ده هزار سال زندگی کند اما به صورت غیر ‏عادی (خرق عادت) این کار ممکن است‎.‎ ثانیاً اگر بدانیم انسان چیست و بدنش را چه کسی اداره می‌کند، این سؤال اصلاً برای ‏ما مطرح نیست. برای عرفا و حکمای بزرگ چنین سؤال‌هایی اصلاً مطرح نیست‎.‎ بنده یک وقتی به داندانپزشک محترمی مراجعه کردم، او می‌گفت بعضی‌ها هستند که ‏دندان‌هایشان صد سال دوام دارد و نمی‌پوسد؛ ولی اگر فولاد صد سال شب و روز کار ‏بکند فرسوده می‌شود. چون فولاد و آهن اگر فرسوده شد دیگر جایگزین نمی‌شود اما ‏دندان هر روز عوض می‌شود، مرتب سلول‌های جدید جای سلول‌های مرده و قدیمی را ‏می‌گیرند. با این توضیح اگر تمام ذرات بدن در حرکت و تعویض هستند و روح آدمی ‏حرکات تمام این ذرات را دقیقاً تحت کنترل دارد در این صورت اگر روح انسان کاملی، بر ‏خلاف عادت (نظم عادی) بهترین سلول‌های را جایگزین کند، و دقیق‌ترین کنترل‌ها را روی ‏قسمت‌های مختلف بدن داشته باشد، یک انسان کامل می‌تواند حتی میلیون‌ها سال ‏نیز زنده بماند (و این مطلبی است که علم پزشکی امروز به اثبات رسانده است).‏ این مثلی که مُلای رومی ذکر می‌کند که اگر شما روز یا شب در کنار نهر روانی که آب ‏آن خیلی آرام در حرکت است بنشینید و تصویر خورشید یا ماه در این جوی آب بیفتد و ‏مانند آینه‌ای باشد که شما تصویر خود را در آن می‌بینید صدها عکس می‌آید و می‌رود و ‏شما خیال می‌کنید ساعت‌ها با عکس خود روبرو بوده‌اید در حالی که آینه‌ها و ‏عکس‌های متعدد در هر لحظه آمدند و رفتند‎.‎ شد مبدل آب این جو چند بار ‎ ‎عکس ماه و عکس اختر بر قرار همین بزرگوار در جای دیگر می‌گوید‎:‎ ای برادر تو همان اندیشه‌ای ‎ ‎ما بقی خود استخوان و ریشه‌ای بنابراین اگر کسی روح و سلطه آن را بر بدن خود بشناسد، سَیَلان و حرکات و تعویض ‏ذرات بدن را تحت کنترل روح بداند و قدری با حکمت و عرفان آشنا شود، اصلاً این اشکال ‏که چطور یک انسان می‌تواند یک میلیون سال، دو میلیون سال یا بیشتر بماند برایش ‏مطرح نیست. اگر روح پیوندش با خالق جهان هستی به حدی بود که قدرت خاصی ما ‏فوق قدرت افراد عادی پیدا کرد می‌تواند همان طوری که بدن خود را می‌گرداند، خارج از ‏بدن خود را هم اداره کند. زیرا خارج از روح او حکم بدن او را دارد.‏ وجود مبارک حضرت امیر‌(سلام اللّه علیه) در نهج البلاغه ضمن روایتی نورانی در خطبه ‏قاصعه می‌فرماید من در حضور پیامبر اکرم علیه آلاف التحیة والثناء ایستاده بودم، ‏مشرکین حجاز به پیامبر‌اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند اگر تو پیغمبر هستی ‏یک معجزه حسّی بیاور تا تو را بپذیریم. فرمود چه کنم؟ گفتند: دستور بده نیمی از ‏درختی که روبروی توست از نیمه دیگر جدا شود و به حضور تو بیاید. حضرت فرمود اگر ‏این کار را انجام دادم ایمان می‌آورید؟ گفتند: بلی. حضرت علی(علیه السّلام) در ادامه ‏می‌گوید: من دیدم این درخت دو نیم شد، نیمی از آن در جای خود ایستاد و نیم دیگر ‏حرکت کرد و جلو آمد بطوری که شاخه‌هایش روی دوش ما قرار گرفت. مشرکین گفتند: ‏دستور بده نیمه دیگر آن هم از جای خود حرکت کند و نزد تو بیاید. پیامبر اکرم‌(صلی الله ‏علیه و آله و سلم) این کار را هم انجام دادند. بعد گفتند: دستور بده این دو نیمه درخت ‏به هم متصل شود و سرجای اول برگردد با وجود این، مشرکین باز ایمان نیاوردند. ‏کرامات همه محال عادی هستند، نه محال عقلی مجال عقلی کرامت بردار نیست مثل ‏‏5=2×2 این شدنی نیست، اعجاز بردار هم نیست. به هر حال حیات حضرت ولی ‏عصر(عجل‌اللّه تعالی فرجه الشریف) محال عادی است نه محال عقلی.‏



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٢ | ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

برخی از مهمترین آداب زیارت از مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی (با اندکی تصرف):

1- غسل پیش از بیرون رفتن براى سفر زیارت.

2- ترک کلام بیهوده و لغو و مخاصمه و مجادله در راه.

3- غسل براى زیارت هر امامى و آن که بخواند دعاى وارده آن را و بیاید آن در اوّل زیارت وارث.

4- طهارت از حدث کبرى و صُغرى.

5- پوشیدن جامه هاى پاک و پاکیزه و نو و نیکو است سفید بودن رنگ آن.

6- در وقت رفتن به روضه مقدسه گام‌ها را کوتاه برداشتن و به آرامى و وقار سیر نمودن و خاضع و خاشع بودن و سر به زیر انداختن و به بالا و اطراف خود التفات ننمودن .

7- خوشبو نمودن خود را در غیر زیارت امام حسین علیه السلام .

8- در وقت رفتن به حرم مطهّر زبان را به ذکر تکبیر و تحمید و تسبیح و تهلیل و تمجید مشغول کردن و به صلوات فرستادن بر محمّد و آل محمّدعَلیهمُ السلام دهان را معطّر نمودن .

9- بر در حرم شریف ایستادن و اذن دخول طلبیدن و سعى در تحصیل رقّت قلب و خضوع و شکستگى خاطر نمودن به تصوّر و فکر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منوّر و این که مى‌بیند ایستادن او را و مى‌شنود کلام او را و جواب مى‌دهد سلام او را چنان چه به همه این‌ها شهادت مى‌دهد در وقت خواندن اذن دخول وتدبّر در محبّت و لطفى که به شیعیان و زائران خود دارند و تأمّل در خرابی‌هاى حال خود و خلاف‌ها که به آن بزرگواران کرده و فرموده‌هاى بى حدّ که از ایشان نشنیده و آزارها و اذیّت‌ها که از او به ایشان یا به خاصّان و دوستان ایشان رسیده که برگشتن آن به آزردن ایشان است و اگر به راستى در خود نگرد قدم‌هایش از رفتن باز ایستد و قلبش هراسان و چشمش گریان شود و این روح تمام آداب است.

10- بوسیدن عتبه عالیه و آستانه مبارکه است و شیخ شهید رَحَمهُ اللّهُ فرموده که اگر زیارت کننده سجده کند و نیّت کند که از براى خدا سجده مى‌کنم به شکر این که مرا به این مکان رسانیده بهتر خواهد بود .

11- مقدّم داشتن پاى راست در وقت داخل شدن و مقدّم داشتن پاى چپ در وقت بیرون آمدن مانند مساجد .

12- رفتن به نزد ضریح مطهّر به نحوى که بتواند خود را به آن بچسباند و توهّم آن که دور ایستادن ادب است وَهْم است زیرا که وارد شده تکیه کردن بر ضریح و بوسیدن آن .

13- در وقت زیارت پشت به قبله و رو به قبر منوّر ایستادن و ظاهراً این ادب مختص به معصوم است و چون از خواندن زیارت فارغ شد گونه راست را به ضریح بگذارد و به حال تضرّع دعا کند پس گونه چپ را بگذارد و بخواند خدا را به حقّ صاحب قبر که او را از اهل شفاعت آن بزرگوار قرار دهد و مبالغه کند در دعا و الحال پس برود به سمت سَرِ مطهّر و رُو به قبله بایستد و دعا کند .

14- ایستادن در وقت خواندن زیارت اگر عذرى ندارد از ضعف و درد کمر و درد پا و غیرها .

15- گفتن تکبیر در نزد دیدن قبر مطهّر پیش از شروع در خواندن زیارت و در خبرى است که هر که تکبیر بگوید پیش روى امام علیه السلام و بگوید لااِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لاشَریکَ لَهُ نوشته شود براى او رَضْوانُ اللّهِ الاْکْبَر .

16- خواندن زیارات مَأثُوره وارده از سادات اَنام عَلیهمُ السلام و ترک خواندن زیارت‌هاى مخترعه که بعض ‍ بى‌خردان از عوام آن‌ها را با بعضى از زیارات تلفیق کرده و نادانان را به آن مشغول ساخته شیخ کلینى رَحَمهُ اللّهُ روایت کرده از عبدالرحیم قصیر که گفت وارد شدم بر حضرت صادق علیه السلام و گفتم فدایت شوم از پیش ‍ خود دعائى اختراع کردم فرمود واگذار مرا از اختراع خود هرگاه تو را حاجتى روى دهد پناه بر به حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله و دو رکعت نماز کن و هدیّه کن آن را بسوى آن حضرت الخ .

17- به جا آوردن نماز زیارت و اَقَلِّ آن دو رکعت است شیخ شهید فرموده که اگر زیارت براى پیغمبر است نماز را در روضه مطَهَّره به جا آورد و اگر در حَرَم یکى از ائمّه است در بالاى سر به جا آورد و اگر به جا آورد آن دو رکعت را در مسجد مکان یعنى مسجد حرم جایز است و علامه مجلسى رَحَمهُ اللّهُ فرموده که نماز زیارت و غیر آن را به گمان فقیر در پشت سر و بالاى سر کردن بهتر است.

18- خواندن سوره یس در رکعت اوّل و سوره الرَّحْمن در رکعت دوّم اگر براى آن زیارتى که نماز آن مى‌خواند کیفیّت مخصوصى ذکر نفرموده باشند و آن که دعا کند بعد از نماز به آن چه وارد شده یا به آن چه در خاطر او مى‌رسد براى دین و دنیاى خود و تعمیم دهد در دعا زیرا که آن به إجابت نزدیکتر است .

19- شیخ شهید رَحَمهُ اللّهُ فرموده که کسى که داخل حرم مطهّر شود و ببیند که نماز جماعت منعقد شده است ابتدا به نماز کند پیش از آن که زیارت کند و هم چنین ترک کند زیارت را و داخل نماز شود اگر وقت نماز شده و اگر نه ابتدا کردن به زیارت اولى است چه آن غایت مقاصد او است و اگر در بین زیارت نماز به پا شد مستحب است از براى زائران که زیارت را قطع کنند و روى آورند به نماز و کراهت دارد ترک آن و بر ناظر حَرَم است که مردم را امر کند به نماز .

20- شیخ شهید رَحَمهُ اللّهُ از جمله آداب زیارت شمرده تلاوت کردن قرآن نزد ضَرایح مطهّره و هدیّه کردن آن را به روح مقدّس مَزُور و نفع آن به زیارت کننده عاید مى‌شود و متضمّن تعظیم مَزُور است .

21- ترک نمودن سخنان ناشایسته و کلمات لغو و بیهوده و اشتغال به صحبت‌هاى دنیویّه که همیشه در هر جا مذموم و قبیح و مانع رزق و جالب قساوت قلب است خصوص در این بقاع مُطهّره و قُباب سامِیَه که خداى تعالى خبر مى‌دهد از بزرگى و جَلالَت آن‌ها در سوره نُور ((فى بُیُوتٍ اَذِنَ اللّهُ اَنْ تُرْفَعَ)) الایة .

22- بلند نکردن صداى خود در وقت زیارت چنان چه در هدیّة الزّائرین ذکر کردم .

23- وداع کردن امام علیه السلام را در وقت بیرون رفتن از بلد آن حضرت به مأثور یا به غیر آن .

24- توبه و استغفار نمودن به جهت گناهان و بهتر کردن حال و کردار و گفتار خود را بعد از فراغ از زیارت از آن چه دارا بود پیش از زیارت .

25- انفاق کردن به قدر میسور بر خادمان آستانه شریفه و سزاوار است که خدّام آن محل شریف از اهل خیر و صَلاح و صاحب دین و مروّت باشند و تحمّل نمایند آن چه از زائرین مى‌بینند و خشم خود را بر آن‌ها فرو نشانند و غلظت و دُرُشتى بر آن‌ها ننمایند و بر قضاء حوائج محتاجین اقدام کنند و غُرَبا را راهنمائى و دلالت کنند اگر راه مقصد را گم نمایند و بالجمله بایست خدّام را که به حقیقت و راستى مشغول شوند در خدمات لازمه از تنظیف و حراست و محافظت زائران و غیره .

26- انفاق و احسان بر فقراء مجاورین و مساکین متَعَفّفین بلد امام علیه السلام خصوصاً سادات و اهل علم و مُنْقَطِعین که به مرارت غربت و تنگدستى مبتلا و همواره عَلَمِ تعظیم شعائر الله را برپا نموده و دارا هستند جهاتى را که ملاحظه هر یک از آن‌ها کافى است در لزوم اعانت و رعایت .

27- شیخ شهید فرموده که از جمله آداب تعجیل کردن در بیرون رفتن است در وقتى که دَرْک کرد حَظّ خود را از زیارت براى مزید تعظیم و احترام و شدّت شوق به رجوع و نیز فرموده که در وقتى که زنها مى‌خواهند زیارت کنند بایست که خود را جدا کنند از مردان و تنها زیارت کنند و اگر در شب زیارت کنند اَوْلى است و باید که تغییر وضع کنند یعنى لباس خوب و عالى را به لباس پَسْت بدل کنند که شناخته نشوند و مخفى و پنهان بیرون آیند که کسى کمتر ایشان را بیند و شناسد و اگر با مردان زیارت کنند نیز جایز است اگر چه مکروه است .

التماس دعا



  • پوسته های وطن
  • آریس موب
  • کارت شارژ همراه اول