تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۱۳ | ۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا


آشنایی مختصر با شخصیت و آراء و نظرات علوم

قرآنی آیت الله جوادی آملی

 

 

 

 

 

مؤلف:حسن فیروزنیا کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

 

 

 

 

 

 

دانشکده اصول الدین- قم

سال:1389

 

 

 

الف) زندگینامه آیت الله جوادی آملی " دام عزه"

           آیت الله شیخ عبدالله جوادی آملی در سال 1312 ه.ش در شهر آمل بدنیا آمد.پدرش مرحوم میرزا ابوالحسن جوادی از عالمان و واعظان پرهیز کار شهر بودواجدادش تا چند نسل، از روحانیون و مبلغان احکام الهی آن جا بودند.جد ایشان مرحوم ملا فتح الله آملی از روحانیون برجسته و مبلغ احکام  الهی وشریعت اسلامی وناشر آثار اهل البیت(علیهم السلام) بود.ایشان به  ذکراحکام و مناقب آن بزرگواران می پرداخت ومدتی در خفقان حکومت شاهنشاهی پهلوی، ممنوع المنبر شد.

 پس ازپایان دروس دوره ابتدایی،از آنجاکه خانواده ایشان علاقه خاصی به روحانیت داشتند، تصمیم گرفتندکه ایشان را از طلاب مسجدجامع آمل گردانند، به همین منظور در سال 1325 شوق آموختن معارف اسلامی وعلوم الهی،وی را به حوزه علمیه آمل کشاند. در این حوزه، ادبیات، شرح لمعه، قوانین، شرایع،امالی شیخ صدوق و... را از محضراستادانی چون آیت الله فرسیو،آیت الله غروی،شیخ عزیزالله طبرسی، آقا ضیاء آملی، شیخ احمد اعتمادی، شیخ ابو القاسم رجایی، شیخ شعبان نوری وپدرش میرزا ابوالحسن جوادی آموخت.

          استاد درحوزه علمیه مسجد جامع آمل کتب جامع المقدمات سیوطی، حاشیه حاجی،مطول و مقداری از کتاب شرح لمعه را نزد مرحوم پدرش،آقای اشراقی،آقای اعتمادی و دیگر اساتید آموخت و بخشی از کتاب قوانین را نزد آقا ضیاءآملی و آقای غروی فرا گرفت.

 شرح لمعه را نزد حجه الاسلام میرزا رضا روحی(پدر خانمش) و شیخ عزیز الله طبرسی و... امالی شیخ صدوق وحفظ قرآن وتفسیر را در روزهای تعطیل نزد آقا ضیاء آملی فرا گرفت.

تحصیل در حوزه علمیه تهران:

          استاد در سال 1329به تهران رفت وبا راهنمایی آیت الله شیخ محمد تقی آملی تحصیلات خود را در مدرسه مروی تهران ادامه داد.درآنجا رسائل و مکاسب راازمحضراستادان شیخ اسماعیل جاپلقی،حاج سیدعباس فشارکی وشیخ محمدرضا محقق فرا گرفت واز درس هیئت، طبیعات اشارات، بخش هایی ازاسفار وشرح منظومه آیه الله شعرانی بهره برد.

هم چنین در درس تفسیر قرآن،بخشی از شرح منظومه، بخش الهیات و عرفان اشارات و بحث نفس اسفار آیت الله الهی قمشه‌ای شرکت کرد. شرح فصوص الحکم را از محضر آیت الله فاضل تونی و درس خارج فقه واصول را از محضر آیت الله محمد تقی آملی تلمّذ نمود.

ورود  به حوزه علمیه قم :

           در سال 1334با تشویق آیه الله محمد تقی آملی برای تکمیل تحصیلات وارد حوزه علمیه قم شدواز اساتید بزرگ بهره مند شدکه خود استاد چنین می نویسد:

« درحوزه علمیه قم نیز توفیق یارمان شدوتوانستیم محضر بزرگان علماءواستوانه های مهم علم وتقوا را درک کنیم و به حوزه درسی آن ها راه یابیم»

           استاد درحوزه علمیه مدتی ازدرس خارج فقه آیه الله العظمی بروجردی استفاده کرد وبیش از 12سال دردرس خارج فقه آیت الله محقق دامادوحدود7سال در درس خارج اصول امام خمینی(رحمة الله) حضور یافت.وهمچنین حدود 5سال در درس خارج آیت الله میرزا هاشم آملی شرکت کرد. اما به دلیل علاقه ی وافر به علوم عقلی وقرآنی، از همان ابتدای ورود به حوزه قم، رابطه علمی خود را با فیلسوف ومفسر بزرگ قرآن آیت الله طباطبا یی آغاز کرد که این ارتباط تا آخرین لحظات عمر آن عالم بزرگ ادامه یافت.برخی از دروسی که ازمحضرایشان آموخت، عبارت است از بخش های سفرنفس کتاب اسفار و معاد آن ( درس خارج اسفار) الهیات و برهان شفا، تمهید القواعد، علم حدیث، تفسیرقرآن کریم، شرح اشعار حافظ، تطبیق فلسفه شرق وغرب وبررسی فلسفه های مادی ومارکسیسم.

 

جایگاه علمی استاد:

          زندگی علمی استاد با توجه به اینکه براساس اعتقاد وایمان برحکمت بنا شده، تمامی علومی راکه درطی سالیان طولانی آموخته اند، زمینه ای برای یک حرکت جوهری در نفس و حقیقت خود ساختند وبه آنچه دانا شدند، دارا شدند وبه تعبیر خود ایشان از گوش به آغوش کشاندند و نه تنها در تدریس، تالیف وتصنیفِ عالی ترین متون فلسفی- عرفانی بلکه درطرح قویم‌ترین مباحث تفسیری توفیقات فراوانی یافتند.

استاد پس از اتمام تحصیلات، فعالیت هایشان بر تدریس ونشر معارف الهی متمرکز گردید ودر سطوح و دوره‌های مختلف از جمله شرح اشارات ، شرح تجرید، شرح منظومه، شواهد الربوبیه، التحصیل، شفاء، دوره کامل اسفار، تمهید القواعد، شرح فصوص الحکم، مصباح الانس، درس خارج فقه، تفسیر موضوعی و ترتیبی قرآن کریم و... را تدریس نمود.

 

فعالیت های اجتماعی استاد:

           از جمله مهمترین فعالیت های ایشان در این بعد، تبلیغ اندیشه های امام خمینی(ره)، تقویت بنیه اعتقادی مردم وحضور در مبارزات مردم آمل ، عضویت در دستگاه قضایی،مجلس خبرگان رهبری و... می توان اشاره کرد. درسالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به شکل بنیادین به کار فرهنگی و تقویت بنیة اعتقادی مردم می پرداخت ودر جلسات مذهبی عمومی وکلاس ها،اندیشه های امام خمینی(ره) را بیان می کرد. با ذکر نام و فتواهای امام به تبلیغ مرجعیت ایشان می پرداخت و اعلامیه  هاو سخنان روشنگر امام را به گوش مردم می رساند.این فعالیت ها،حساسیت رژیم را برانگیخت وایشان بارها به ساواک وکلانتری احضار و ممنوع المنبر گردید.درآستانه پیروزی انقلاب اسلامی نیز با تعطیل درس های حوزه،به آمل رفت  ورهبری مردم را در مبارزه با رژیم طاغوت  برعهده گرفت که در اثر هدایت هاوتلاش های ایشان،مردم آمل موفق شدند مأموران رژیم را به تسلیم وادارند وخود تامین امنیت و حفظ نظم شهر را عهده دار شدند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسؤولیت دادگاه انقلاب وحاکمیت شرع آمل از سوی امام خمینی(ره)به ایشان واگذار شد وایشان ضمن تدریس نظام قضایی اسلام برای طلاب وروحانیون،در جهت تثبیت وتحکیم ارکان نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران همت گماشت وپس ازآن در سال های 1358و1359به عضویت شورای عالی قضایی درآمد و به تهیه وتدوین لوایح قضایی اسلامی و آموزش آن به قضات پرداخت. هم چنین ایشان یکی از اعضای فعال مجلس خبرگان رهبری بود. استاد چند سال متوالی، منصب امامت جمعه قم را برعهده داشتند که به این وظیفه بزرگ تا آبان ماه سال 1388ادامه داد ولی به دلیل کهولت سن و ضعف جسمانی و فزونی کارهای نیمه تمام مانند تفسیر تسنیم، ازامامت جمعه خدا حافظی کردند.

 

سفرهای خارجی استاد:

           پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دستور رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره)و نیز مقام معظم رهبری(دام ظله العالی سه سفرتبلیغی برون مرزی داشتند:

دی ماه 1367برای تسلیم وتعلیم پیام تاریخی امام خمینی(ره)به رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی آقای گور باچف عازم مسکوشد.

در مرداد 1369به چندکشوراروپایی از جمله آلمان، فرانسه، انگلستان،وایتالیا و... سفرکردندکه درآنها ضمن دیداربا شخصیت ها وگروه ها وانجمن های مذهبی وغیرمذهبی به تبیین مبانی اسلام پرداخت.

در شهریور ماه 1379برای شرکت در نشست هزاره ادیان، به مقر سازمان ملل در نیویورک رفت وبه قرائت وشرح پیام رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای پرداخت.در حاشیه این نشست، با برخی از رهبران و پیروان ادیان، مذاهب،دیداروتبادل نظرکرد وبرخی مبانی اسلام را برای آنان بازگو نمود.

آثار علمی استاد:

            استاد علامه،در طول حیات پر برکت خویش، جهت شناساندن حقایق ناب اسلامی در زمینه های گوناگون،آثار ارزشمندی که برگرفته از عمق تفکر وزبر دستی خود در معارف عالیه اسلام می باشد،را ارائه کرده اند.  مهمترین آثار ایشان در چند شاخه تقسیم شده که اهم آن ها عبارت است از تفسیر، حکمت،فقه،معارف الهی ومانندآن.

 اینک به شرح مختصری از عناوین این آثار که توسط موسسه اسراءچاپ ومنتشر شده است،می پردازیم:

 

 

•           تفسیر:

      آثار استاد در این زمینه به دو بخش تقسیم می شود،تفسیر ترتیبی و تفسیر موضوعی. تفسیرترتیبی از آغاز قرآن کریم شروع شده و تا کنون هجده مجلد آن، از سوره حمد تا سوره نساء آیه شانزده، به زیور طبع آراسته شده است. تفسیر موضوعی با عناوین مختلفی از جمله، قرآن در قرآن،توحید درقرآن، وحی و نبوت در قرآن، معاد درقرآن،سیره پیامبران درقرآن،سیره پیامبراکرم(ص)درقرآن، مبادی اخلاق در قرآن ومراحل آن، فطرت درقرآن، معرفت شناسی در قرآن، صورت وسیرت انسان درقرآن، حیات حقیقی انسان در قرآن وهدایت درقرآن و...چاپ گردید.

حکمت وکلام:

     دراین باره آثار ارزشمندی تحت عنوان «رحیق مختوم»در چند بخش به شرح حکمت متعالیه پرداخته اند وهمچنین عناوینی چون فلسفه صدرا، فلسفه حقوق بشر، فلسفه تبیین براهین اثبات خدا، فلسفه علی بن موسی الرِّضا (علیه السلام) والفلسفه الالهیه،فلسفه زیارت،فلسفه حق وتکلیف دراسلام،فلسفه منزلت عقل در هندسه معرفت دینی ،فلسفه شمس الوحی تبریزی(سیره عملی آیت الله طباطبایی)را به جامعه علمی عرضه نمود.

عترت: در این خصوص نیز آثاری چون،ادب فنای مقربان در 5جلد،عصاره خلقت[درباره امام زمان(عج)]،حماسه وعرفان(به فارسی وعربی)،گنجورعشق،مراثی اهل البیت(علیهم السلام)،عید ولایت،حکمت علوی ولایت علوی،تجلی ولایت در آیه تطهیر،قرآن در کلام امام علی(ع)،وحدت جوامع در نهج البلاغه، علی(علیه السلام) مظهر اسمای حسنای الهی،دنیا شناسی ودنیا گرایی در نهج البلاغه،شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ظهور ولایت در صحنه غدیر،حیات عارفانه امام علی(علیه السلام)،حکمت نظری وعملی در نهج البلاغه، شمیم ولایت،ولایت در قرآن(درباره علی علیه السلام)ونسیم اندیشه از خود به یادگار گذاشته است.

فقه: درباره فقه آثاری از جمله کتاب الخمس،درس خارج فقه،کتاب الحج ج1وج2،استفتائات ارائه فرموده اند.

کلام: دراین مورد آثاری چون؛ کلام جدید- انتظار بشر از دین،کلام جدید-نسبت دین ودنیا(بررسی ونقد نظریه سکولاریسم)،کلام جدید-دین شناسی،کلام جدید-شریعت در آینه معرفت،کلام قدیم-ولایت فقیه(ولایت وفقاهت وعدالت)به زیور طبع آراسته شده است.

 

حقوق اجتماعی: شامل؛ سروش هدایت درسه مجلد،سر چشمه اندیشه در پنج مجلد،مهر استاد،بنیان مرصوص امام خمینی(ره)

معارف الهی:

آثاری از جمله؛ رازهای نماز، صهبای حج،جرعه ای از صهبای حج، اسرار الصَّلوه، علی بن موسی الرِّضا(ع)

و القرآن الحکیم، حکمت عبادات،قرآن حکیم از منظر امام رضا(ع)، زن در آینه جلال وجمال، ونزاهت قرآن از تحریف به یادگار گذاشته اند.

 

 سرِّ نام گذاری تفسیرترتیبی« تسنیم»:

نام این تفسیر بر گرفته ازکلام خدا می باشد. " وَمِزَاجُهُ مِن تَسنِیم" و حضرت رسول (ص)است که آن را والا ترین شراب طهوری می شناساندکه خودوخاندان پاکش از آن می نوشند:

"هو اشرفُ فی الجنة یشربُه محمدٌ وآلُُ محمدٍوهم المقربون السابقون رسولُ اللهِ(ص)وعلیُ بن ابی طالب والائمة وفاطمة وخدیجة صلوات الله علیهم وذریتهم… " وساقی آن ذات اقدس الهی است"وَسَقَاهُم رَبُّهم شراباً طهوراً  " که ساغر آن حقیقت نفیس معرفت ومحبت به اوست"انَّ الابرار لفی نعیم... یسقون من رحیقٍ مختوم وختامه مسکٌ وفی ذلک فلیتنافسِ المتنافسون ومزاجه من تسنیم عیناًیشرب بها المقربون  "

  چون میان درسیر وسلوک خویش متفاوتند،بهره های بهشتی آنان نیز گوناگون است، برخی همانندابراراز شراب گوارای «رحیق مختوم» سیراب می شوند که مهر مشکین صیانت از باطل برآن نهاده شده و از گزند هر نوع آلودگی منزه است وبهره مقربان، شراب چشمه تسنیم است که قراح محض وصراحی ناب است استاد دراین باره فرموده اند:

 آن چه در بهشت یافت می شود اعم از نوشیدنی وخوراکی از قذارتهای زیانبارمصون است لیکن خلوص،صفا وناب بودن مراتبی دارد ومومنان دردنیا به آن ها موفق شده اند وچون عقاید واخلاق و اعمال اهل بیت(علیهم السلام)از هر نظر خالص بوده،آنان از چشمه تسنیم برخوردارند که مقداری از آن چشمه در شراب ابرار واصحاب یمین ممزوج می شود.

 دهاق تسنیم جام مالامالِ پیاپیِ شرابِ خالصِ توحیدووحدت ناب است وآن را ازساقی جواد خواستن وازولای الوهی مست شدن گواراست. «اللَّهُمَّ اسقِنی مِنَ الرَّحیقِ المَختُومِ الَّذی خِتَامُهُ مِسکٌ وفی ذلک فَلیَتَََنافَسِ المُتنافِسونَ اللَّهمَّ اسقنی مِن تسنیمٍ عیناًیَشرِبُ بِهَا المُقربونَ»

 

جایگاه تفسیر المیزان در تفسیر "تسنیم" و شاخص های تفسیر استاد:

از اواخر قرن 14تحولی در نهضت تفسیرقرآن بوجود آمدکه در واقع بازگشت به قرآن بود.از جمله کسانی که با رویکرد تفسیری قرآن به قرآن وارد عرصه تفسیر شده علامه طباطبایی (ره) بوده است که استاد جوادی آملی  ضمن اینکه همواره از ایشان به بزرگی ونیکی  یاد می کنند،شیوه استاد خویش را ادامه داده و ومحور کار تفسیری خویش برگزیده اند.

 

تناسب میان تسنیم والمیزان:

رابطه ی میان این دو تفسیر در چندشاخه خلاصه می شود:

•           تبیین:به لحاظ بیان می توان تفسیر تسنیم را تفسیر المیزان فارسی نامیدبه این دلیل که به تبیین زبان علمی المیزان پرداخته است واز آن به عنوان محوریت کار بهره می برد.به عبارتی دیگرویژگی تسنیم زبان انتقال است که زبان علمی وفنی المیزان رافارسی کرده ازآنچه که حاوی تأملات تفسیری وعلمی فراوان است،خواص از آن بهره می برند.

•           توسیع:به لحاظ مقتیضات زمان حاکم بر دوره تفسیر المیزان بسیاری از مباحث که در المیزان سربسته وکلی بیان شده وشاکله آن درالمیزان مطرح شده،توسط استاد توسعه یافته وبرجسته گردیده است.

•           تعمیق:که همان پرداختن به قابلیت های جدیدی است که در آیات در بستر زمان وشرایط مختلف پیدا می کند،هرچند ممکن است اصل آن در المیزان مطرح شده باشد.

 

تفاوت های میان دو تفسیرالمیزان و تسنیم:

گرچه تفسیر تسنیم هم از نظر اسلوب وهم از نظر ساختار اصلی،مشرب تفسیری " المیزان"راپی می گیرد،لیکن تفاوت های ویژه ای در چند جهت مشاهده می شود:

1- مولفه اصلی آن این است که جز از منظر قرآن به آیات نگریسته نشود وتار و پود همه علوم و دست مایه های مقدمی آن در نظام فکری قرآن طراحی ومعماری شده است وتفسیری قرآنی محض عرضه شده است.استاد فرزانه مبنای حاکمیت مطلقه قرآن بر قرآن ونفی هرنوع حاکمیت وولایت علمی برقرآن راهمواره مدنظرداشته نور بصر دانسته باتمام اعتقادوباوربراین اسلوب قرآنی حرکت کرده است.واصرار ورزیدن وطرح هیچ علمی از علوم را مستقلاًدرکناروحی پسندیده ندانسته است.از این رهگذرقالب های فقهی،کلامی،عرفانی وحکمی آن از قلب قرآنی بهره دارد وهرگزنه تنها محدوده های تنگ این علوم وسعت دریای معارف آیات الهی را تحدید نکرده، بلکه خود نیزازاین قلزم فسیح وسعت یافته وصبغه قرآنی گرفته است.

2- جامع نگری قرآن در همه عرصه های انسانی حقیقت بارز دیگری است که دراین تفسیر به گونه ای شفاف نمایانده شده است.،قرآن نه تنها قداست ارتباط عبدبامولارادرمیدان عبادت ترسیم می کندبلکه می خواهدتمامی روابط انسانی راعبادی کرده وعبودیت محضه رابرسراسروجودانسانی حاکم گرداند.

3- یکی از ممیّزه های اصلی تفسیر تسنیم، تدوین ونگارش آن در زمان تحقق نظام اسلامی وآزادی دین است؛ فرصتی که علامه طباطبایی(ره) در زمان تالیف تفسیرقیم خود نداشته واهل نظر، نیزه های توهُّم وتیرهای تخیل نشان رفته به حقایق علوی معارف عرفانی آن را مشاهد می کنند.که بواسطة اندیشه های آسمانی امام خمینی(ره)، حصارهای زمان می شکندوعلوم ومعارف غنی اسلامی را از کنج زندان بدعت وانزوای حبس تحریف، رهانیده ویک فرصت بی بدیل برای مولِّف مفسِّر رخ نمود واستاد گرانمایه نیز با ارایه بهترین اسلوب بدون کمترین اضطراب معارف مخفی شده المیزان را یکی پس از دیگری تبیین کرده است.

3- طرح مباحث فقهی وتفسیرآیاتی که متضمن احکام و حدود الهی است و در تفسیر شریف المیزان تعرضی به آن نشده در دهاق تسنیم به صورت جامع ومبسوط موردپردازش قرار گرفته است.که دوبهره اساسی رابه همراه دارد: یکی ازآن دو مهم ودیگری اهم است. نکته مهم آن که، بازبان ومشرب تفسیری علامه(قدَّس سره)به این گونه آیات پرداخته شده که به حق می تواند فضای خالی آن را پرکند و نکته اهم آن که، فقه نیز در خدمت قرآن درآید.

 

برخی از شاخصه های ویژه تفسیر تسنیم:

1- از نشانه های بارز دیگر این تفسیر گشودن ابواب سپهر معارف واسرار الهی است،که در قالب نکات و لطایف بدیع آورده شده است، که از مهمترین ذخایر قرآنی اشتمال آن بر بطون معانی است که طبق روایت معروف بر چهارمرحله وصف شده که البته هر یک از مراحل آن مواقف عدیده ای دارد:" کتاب الله علی اربعه اشیاء؛علی العباره و الاشاره واللطائف والحقائق..." 

2- از نکات برجسته این تفسیر تبیین جایگاه هر یک از ثقل اکبر(قرآن) وثقل اصغر(روایات)و نحوه ارتباط آن دو با یکدیگر در تفسیر است؛ مسلکی که در نوع تفاسیر شیعی از این منظر به آن پرداخته نشده است. شیوه تفسیری استاد ضمن تثبیت پایگاه اول معرفتی دینی وثقل اکبر(قرآن) پاسخ صحیح به آن دسته ازروایاتِ است که حجیت روایات را در گروعدم مباینت با قرآن دانسته وعرضه روایات به قرآن را بدین منظورتوصیه می کند.

3- ازخصائص زنده تفسیر دهاق تسنیم تبیین مشرب های مختلف تفسیری اعم ازکلامی،حِکمی،عرفانی ونظایر آن است که بابرشماری نقص های جدی برخی از آن‌ها راه صحیح ومسلک مستقیم فکری عرضه می‌شود تا در سایه آن، برداشت مستقیم قرآنی نیزعائدگردد.البته این معنا درتفسیردهاق تسنیم تنها برای خواص اهل نظر و اوحدی اهل بصر روشن می شود.

4- از برجستگی‌های آموزنده این تفسیرروش اخلاقی طرح مباحث آن است. بدون شک ازنکات مهم قرآنی، ظهور ادب و اخلاق الهی است که در کلام و گفتار او تجلی کرده و قرآن از این رهگذر مأدبه و جایگاه ادب است.از این رو استاد فرزانه نیز با تخلق به اخلاق قرآن اثر گران سنگ خود، دهاق تسنیم را مظهر ادب قرآنی قرار داده و با آهنگ ادبی و نزاهتی آن در همة زمینه ها سخن گفته و قلم زده است.

5- از جمله امتیازات شایسته این تفسیرآن است که گرچه این کتاب محصول تراوشات اندیشه بلند و افکار ناب مولِّف حکیم آن است، لیکن از این جهت که غالب مباحث آن در حوزه های درسی و در جمع وسیعی از فضلای سخت کوش حوزه بوده از اتقان علمی ویژه برخوردار و قابلیت‌های فراوانی را در خود فراهم کرده تا بتواند پاسخگوی نظرات، شبهات و سوالات مختلف باشد.

6- ویژگی‌های دیگر این تفسیر قویم در این مقالت مجمل نمی‌گنجد، تنها ذهن وقَّاد و ژرف نگر است که با غوَّاصی در بحر مهارف آن، مرجان جان و لولوء دل می‌یابد، اما به عنوان تذکر چند مورد را یادآوری می‌کند:

الف) این اثر واجد دو خصیصه ارزشمند در صنعت تدوین است:

1- متن کتاب به رغم اتقان و استحکام مطلب سعی شده به زبان فارسی روان با واژگان آشنا نگاشته شود تا زمینه بهره‌وری بیشتر از آن فراهم آید.

2- عبارات،معانی ومضامین آن از ثقل ووزانت خاصی برخورداراست.

 

جایگاه ومسائل علوم قرآنی درآثار استاد:

 

از علوم قرآن تعاریفی مختلف شده که می‌توان نتیجه گرفت که بیشتر صاحب نظران به مباحث علوم قرآنی از این منظر نگاه می‌کنند که این علوم همان ابزار لازم در فهم آن بوده و در واقع مباحث مقدماتی می‌باشد که برای شناخت قرآن و برای ورود به آن و پی بردن به تعالیم و فهم آن لازم می‌باشد.

استاد جوادی آملی گر چه به طور مجزا به این مباحث نپرداخته است و در دیدگاه ایشان از علوم قرآنی به صورت یک فن برای فهم قرآن یا کار تفسیر آن، به کار نرفته است اما به عنوان مجموعه معارفی که برای مفسر لازم و حتمی است تا در سایه این معارف به فهم عمیق‌تری از آیات به دست آورد، مد نظر قرارداده و در اثنای مباحث تفسیری به فرا خور آیات به آن‌ها اشاراتی نموده است.

 استاد از مجموعه مباحث علوم قرآنی در تفسیر تسنیم خود به مباحثی چون اختلاف قراءات، ناسخ و منسوخ،محکم و متشابه، اسباب نزول، علوم مناسبات، مکی و مدنی و... پرداخته‌اند که در این مجال بر آن شدیم به طرح خلاصه‌ای از دیدگاه آن استاد فرزانه درباره برخی از مسائل علوم قرآنی بپردازیم :

 

 

الف)اختلاف قراءات:

قراءات جمع قراءت می باشد،که مصدر سماعی از فعل قرأ می باشد.

راغب می گوید: قرائت عبارت است ازتالیف حروف وکلمات در خواندن،بنابراین هر جمع و تألیفی را نمی‌توان قرائت گفت.

زرقانی درمناهل العرفان می‌نویسد: علم قراءات علمی است که به وسیله آن کیفیت نطق(تلفظ)کلمات قرآن وراه اداءآن به طور متَّفق ومختلف بانسبت دادن هرشکلی به ناقل آن(یکی از ائمه قراءت)دانسته می‌شود.

استاد محمد هادی معرفت مفهوم اصطلاحی قرائت را چنین تعریف کرده‌اند:

هرگاه تلاوت قرآن به گونه‌ای باشد که نص وحی الهی حکایت کندو بر حسب اجتهاد یکی از قرُّاء معروف بر پایه اصول مضبوطی که در علم قرائت شرط شده باشد، قرائت قرآن تحقق یافته است.

 

در تفسیر حضرت استاد بحث مستقلی در زمینه قراءات مطرح نشده است و هر چند ایشان مسئله اختلاف قراءات را پذیرفته اند اما اولویت را به نص موجود قرآن کریم اختصاص داده اند ایشان در موارد محدودی به قراءات دیگری(و لو غیر مشهور)اشاره کرده و لطایفی از آیه برداشت کردند، مثلاً ذیل آیه37 سوره بقره در مورد"تلقِّی کلمات"آورده اند:

در قرائت غیر مشهور"آدم"به عنوان مفعول برای "فتلقّی"منصوب و کلمات به عنوان فاعل مرفوع واقع شده است و مطابق این قرائت، آیه بدن معناست که کلمات به ملاقات آدم رفتند، چنان که مطابق آیه"لاینال عهدی الظالمین"عهد الهی به ستمگران نمی‌رسد. نکته لطیفی ازآن استیناس می‌شود این است که فیض‌های معنوی مانند فیض‌های مادی نیست که سواء للسائلین باشد و هر کسی طلب کند به آن برسد، بلکه رسیدن به آن مبتنی بر اعطای خداوند و عنایتی از جانب اوست.

هم چنین در ذیل تفسیر آیه 4سوره حمد درباره کلمه«مالک» در آیه" مالک یوم الدین  "این گونه بیان فرموده که"مالک، مَلِک، ملیک "سه اسم از اسمای حسنای خداوند سبحان است که دارای ریشه واحد(مِلک، مَلک)بوده و به معنای سلطه خاصی است که زمینه ساز هرگونه تصرف در شیء مملوک باشد همانند سلطه‌ای که انسان بر مال خود دارد. با استیلا و سلطه‌ای که حاکمان بر مردم دارند(و به آن مُلک گفته می‌شود)هر سه وا‍‍‍ژه "مالک، ملک و ملیک" در قرآن کریم آمده است ،نشان از مالک مطلق بودن و مالکیت مطلق خداوند متعال است که در روز قیامت ظهور می‌کند.

 

ایشان به اختلاف نظر مفسران اشاره نموده و می‌نویسد:

"کلمه مالک را بیشتر قاریان«مَلِک» قرائت کرده‌اند و بسیاری از مفسران نیز همین قرائت را ترجیح داده‌اند گر چه قرائت "مالک" اکنون مشهورتر است. مالک از مِلک و مَلِک از مُلک مشتق است و مالک بودن خداوند همان قیمومیت او نسبت به موجودات و تقوُّم موجودات به اوست. مَلک بودن خداوند نیز همان سلطنت، نفوذ و فرمانروایی او بر اشیا است."

ایشان در ادامه به ادله طرفداران قرائت مَلِک و مالک اشاره نموده و قرائت مالک را ارجح می‌داند.

کلمه"یوم"و"یومئذٍ"در بیشتر استعمال های قرآنی آن، مربوط به جهان آخرت(برزخ وقیامت) است و در همه آن‌ها به صورت ظرف مطرح شده است نه مملوک و این زمینه‌ای است برای استیناسی قرآن که بر اساس آن موارد می‌توان در آیه کریمه "مالک یوم الدین"نیز آن را ظرف دانست، نه مملوک، به خود ایشان: "معنای آیه کریمه" مالک یوم الدین" این است که در آن روز خدا مالک اشیا است و مالکیت او در آن روز بر همگان ظاهر می‌شود، نه به این معنا که خداوند مالک آن روز است."

2- هم چنین درباره واژه «صراط»این چنین می‌فرماید:

درباره واژه" صراط" سخنان گوناگونی  باز گو شده است، عده ای اصل آن را از سراط(باسین)و به معنای بلعیدن دانسته اند و برخی آن را به صورت زاء خالص بدون اماله یا اشمام قرائت کرده اند... و آن چه به می‌رسد احتمال تعدد لغت باشد، نه قلب وتبدیل. و به هر تقدیر آن چه که مطابق با قواعد عرب باشد قرائت آن صحیح است.

تذکر این نکته خالی از فایده به نظر نمی‌رسد که استاد جوادی آملی هم چون استاد فرزانه خویش آیت الله طباطبایی هر چند اختلاف قراءات را پذیرفته اما اولویت را به نص موجود قرآن کریم اختصاص داده اند و کمتر به بحث قراءات پرداخته‌اند و چننین بر می‌آید که ایشان به قرائت مشهور عنایت داشت و از قبول سایر قرائت‌های شاذ و نادر امتناع دارند.

 

ب)ناسخ ومنسوخ:

 

نسخ در لغت، معانی مختلفی دارد از جمله ازاله، نقل و ابطال. نسخ به معنی ازاله در زبان صحابه وتابعان فراوان به کارمی‌رفته و لفظ ناسخ را بر مخصِّص و مقیِّد نیز اطلاق می‌کردند. 

 تعریف:نسخ عبارت است از برداشته شدن حکمی از احکام ثابت دینی در اثر سپری شدن فرصت و مدت آن. 

استاد و علامه طباطبایی در بیان تعریف نسخ دیدگاه نزدیکی دارند:

علامه در تعریف نسخ می نویسند: نسخ در قرآن همان بیان انتها و اعتبار حکم منسوخ است و با توجه به همین حقیقت مآلاًبه شبهات منکرین نسخ و ادعای کسانی که پذیرش نسخ را ملازم با جهل و خطای خداوند متعال پنداشته‌اند، پاسخ می‌گوید . 

استاد در باره نسخ و منسوخ به تخصیص زمانی معتقداند و می‌فرمایند :

روح نسخ در احکام الهی به تخصیص زمانی بر می‌گردد، نسخِ یک حکم،به این معناست که امتداد زمانی آن حکم تا این حد معین بوده و اکنون عمرش به سرآمده است وحکم جدیدی به جای آن ‌می‌نشیند،یعنی حکم صادر شده اساساً زمان اجرای آن موقت بوده است.

به عنوان مثال ایشان در این مورد به حد زنای زنان اشاره کرده که بر اساس آیه 15سوره نساء حکم چنین عملی، حبس زناکار تا لحظه مرگ است ولی در آخر همین آیه می‌فرماید :"او یَجعَل اللهُ لَهُنَّ سبیلاً" اشاره شده که بعداً حکم سابق که حبس ابد بود به سر آمد و برداشته شد. 

از نظرگاه استاد، در مورد نسخ احکام شرعیه در آیین محمدی (ص) خطوط کلی شریعت ثابت است و در احکام جزئی نیز به شرط وجود دلیل معتبر،آن احکام نسخ می‌شود.

" احکام شریعت گذشته از آن چه به خطوط کلی فقه،اخلاق،حقوق باز می‌گردد، خواه از سنخ منهاج، شریعت قابل نسخ باشد و خواه از سنخ حکم حکومتی، اگر دلیل معتبری در شریعت لاحق وجود داشته باشد، نسخ می‌شود."

استاد با توجه به آیه "واذا بدَّلناآیة مکان آیة..."فرمودند: ممکن است در محور قانون گذاری، قانونی نسخ شود و قانونی دیگر به جای آن وضع نگردد. لیکن ظاهر این است که عنصر محوری معنای نسخ، همان ازاله و ابطال است، نه نقل، تحویل و تبدیل،گر چه گاهی با آوردن بدل همراه است، زیرا اگر در حقیقت نسخ، تحویل و تبدیل مأخوذ بود، اطلاق این واژه در موردی که فقط ازاله است نه ابدال و ابطال است نه تحویل و تبدیل، باید مجاز باشد و بدون قرینه به کار نرود، درحالی‌که چنین نیست.

 

ج)علم مناسبت :

مناسبت در لغت به معنی قرابت و نزدیکی آمده است.مراد از آن یافتن ربط و پیوند میان آیات قرآن کریم

است . مناسبت دانشی ارزشمند است که به وسیله عقل ها شناخته می شوند و منزلت کلام گوینده آشکار می‌شود. و فایده آن، یافتن استحکام و انسجام آیات در سایه ارتباط با یکدیگر است.

استاد متعرض ارتباط میان سور با ترتیب موجود نشده، اماسوره هایی که دارای محتوای نزدیک به هم‌اند را با هم مرتبط می‌داند و هم چنین سوره‌هایی که دارای حروف مقطعه یکسان‌اند یا برخی از حروف مشترک درآن‌ها وجود داردرا با هم در ارتباط می‌دانند. اما پیوند میان آیات یک سوره و ارتباط و انسجام کلی سوره و ربط تمام آیات با یکدیگر و در بیان خطوط کلی سوره، اهتمام بیشتری مبذول داشته اند.

که استاد بحث تناسب آیات را در قسمت لطایف و اشارات در مجلدات اولیه تفسیر خویش طرح کرده‌اند. مثلاً در تناسب آیه خلافت با آیات قبل از آن آمده است:

"ممکن است این آیه استدلال آیه سابق"هو الذی خلق لکم مافی الارض جمیعاً"  باشد که آن نیز ادامه استدلال آیه اسبق"کیف تکفرون باللهِ وکُنتُم اَموَاتاً فَاَحیَاکُم... " به حساب می‌آید.

پس از آن که خداوند در دو آیه قبل به نعمت‌های ویژه انسان اشاره کرده و همه نظام کیهانی را برای انسان و هدف ازآفرینش آسمان وزمین را بهره مندی انسان دانست،می‌توان گفت که آسمان و زمین با همه شئون آن ها برای انسان آفریده شده است. پس زمینه این پرسش فراهم می‌شود که انسان کیست که این مجموعه عظیم برای او آفریده شده است؟ به بیان دیگر همه آن چه برای انسان آفریدیم بر اثر مقام خلیفة اللهی انسان واجد شرایط است"

هم چنین در تناسب میان آیات99 و100با آیات قبل ازآن چنین می‌فرمایند:

در پی لجاجت ها و بهانه جویی های یهود برای ایمان نیاوردن به آیات الهی و رسول گرامی(ص)، در آیات قبل سخن از بهانه ی آنان در ارتباط با آورنده وحی یعنی جبرائیل بود و در آیات مورد بحث، سخن از بهانه آنان درباره خود وحی است.

 

د)اسباب النزول :

علمای علوم قرآنی به مسئله اسباب نزول توجه و اهمیت زیادی قائل‌اند و فایده آن را چنین می‌دانند "فهم حکمت تشریع حکم الهی و وقوف بر معنای آیه است."

استاد ضمن بیان مطالبی درباره شان نزول و اسباب نزول، معتقد ند "آن دسته از شان نزول ها که به صورت تاریخ یا روایتِ فاقد سند معتبر آمده است فاقد حجیت یا فاقد نصاب لازم در حجیت خبر دانسته‌اند، اگر چه ممکن است زمینه ساز برداشت‌های تفسیری باشند.

اما روایات دارای سند صحیح معتبر را دارای حجیت ذکر کرده اند وآن ها را راهگشای خوبی برای مفسر می دانند و معتقدند که"در این صورت آیه به گونه‌ای تفسیر می‌شود که با مورد خود هماهنگ باشد"

استاد همانند علامه طباطبایی سبب نزول را محدود کننده آیه نمی‌دانند و می‌فرمایند:

آیات قرآن هرگز در محدوده سبب و شان نزول خود محصور نمی‌شود و گرنه کتاب الهی، جهانی و جاودانه نخواهد بود."وَلَو اَنَّ الآیهَ اذ اَنزَلَت فی قومٍ ثُمَّ مَاتَ اولئکَ القَومُ مَاتَتِ الآیهُلما بقی من القرآن شیء ولکن القرآن یجری اوله علی آخره مادامت السموات و الارض.

 

ه) محکم ومتشابه:

احکام یعنی اتقان و استواری .اگر کلام دارای دلالت روشن باشد به این وصف توصیف می‌شود.  متشابه، لفظی که دارای احتمال وجودِ معانی متعدد است.

محوریت موضوع محکم ومتشابه در قرآن به آیه 7 سوره آل عمران بر می گرددکه قرآن را مشتمل بر آیات محکم و متشابه می داند . استاد در این زمینه لزوم فهم متشابهات در پرتو آیات محکم را مطرح نموده اند.همچنین براین اعتقادندکه محتوای آیات محکم نیزبایدبه اصول دین برگردد.

استاد درباره متشابهات قرآنی ابتدابه طرح آن ها سپس به نقد شان تا هشت وجه ومبسوط تر،از بیانات علامه طباطبایی می‌پردازند،که ما به سه مورد از آن ها می‌پردازیم و بقیه را به عهده خود خواننده محترم می‌گذاریم:

اول: پذیرش قرآن کریم عبادت است و اگر همه آیات قرآن، محکم بود، درک و پذیرش آن به سهولت انجام می‌گرفت، لیکن با وجود متشابهات این عمل عبادی، سختی و مشقت و اجر بیشتری دارد.

نقد: این وجه ناتمام است، چون اگر این رنج در ارتقای معرفت انسان نقشی نداشته باشد، معرف کمال قرآن نیست، از سوی دیگر هر رنجی که اجر ندارد، زیرا رنج و اجر لازم و ملزوم یکدیگر نیستند.

دوم: متشابهات قرآنی وسیله‌ای برای بیداری تحقیق و رهایی از تقلید است.

نقد:این وجه نیز ناتمام است، زیرا فهم محکمات قرآنی نیز بدون تحقیق میسر نیست، چون محکمات هم با استدلال آمیخته‌اند،وپی بردن به تلازم مقدم وتالی در قیاس‌های استثنایی قرآن، تحقیق و نجات از دام تحقیق است.

سوم: سرِّ اشتمال قرآن کریم بر متشابه رجوع مردم به اهل بیت(علیهم السلام)و برقراری پیوند علمی با آنان است.

نقد: نقد این وجه به آن است که، سخن گفتن با مردم وتبیین معارف بلند آن برای آنان و جریان سیل خروشان علوم و معارف به ذهن بشر،پدید آمدن پدیده کف تباشه را در پی دارد.

یعنی گریزی از تشابه نیست و مرجع حقیقی حل آن، ائمه هدی (علیهم السلام)هستند، زیرا آنان مبیِّن و مفسِّرقرآن کریم و بلکه آنان قرآن ، ممثل اند و همان گونه که محکمات را روشن می‌کنند، متشابهات را نیز به محکمات برگردانده معنای حق آن را می‌نمایانند، اما آیات متشابه قرآن بدین منظور نیامده است.

هم چنین اگر اشتمال قرآن بر تشابه برای حفظ پیوند مردم با ائمه(علیهم السلام)بود، نباید روایات نیز دارای متشابهات می‌شد، با آن که احادیث نیز مانند آیات قرآن کریم تشابه دارد.

 

و)شناخت مکی ومدنی:

بدیهی است که دو شهر مقدس مکه و مدینه واطراف آن ها، محل نزول و مهبط وحی آیات الهی بودند.و منظور از شناخت آیات مکی ومدنی؛ باز شناسی و تمییز آیاتی که قبل ازهجرت پیامبر(ص)نازل شده از آیاتی که بعد از هجرت نازل شده است.

شناخت آیات وسور مکی ومدنی از جمله علوم قرآنی محسوب مشود که بعضی آگاهی از آن را نیزلازمه تفسیر دانسته اند.ازجمله فایده شناختن مکی و مدنی در تفسیر یکی اینست که:آیات ناسخ از منسوخ شناخته می‌شوند.  و دیگر این که در اطلاع از اسباب و مکان نزول آیات و در نتیجه در مفاهیم قرآن موثر است.

بی توجهی به مکی یامدنی بودن آیه یا سوره،ممکن است موجب اشتباهات تفسیری یا تطبیقی گردد. به عنوان مثال آیه113سوره توبه در مورد استغفار پیامبر برای خویشاوندان مشرک را به ابوطالب(ع)ربط داده اند"ماکان للنبی والذین آمنواأن یستغفروا للمشرکین ولوکانوا أولی قربی من بعد ماتبین لهم انهم اصحاب الجحیم"حال آن که،سوره توبه در مدینه نازل شده و آن هم در سال 8 هجری وحضرت ابوطالب سه سال قبل رحلت کرده‌اند.

استاد بر این اعتقاد است که با بررسی محتوا و معارف سوره و تطبیق آن با حوادث و مناسبت های مرتبط با آن می‌توان مقطع زمانی نزول سور را مشخص کرد. به عنوان مثال با بررسی محتوای سوره بقره، مقطع زمانی نزول آن را یا 18ماه آغاز هجرت(از ربیع الأول سال یکم هجری تا رمضان سال دوم)و یا12ماه (از رمضان سال یکم هجری تا رمضان سال دوم) دانسته اند و این که نزول این سوره، پس از شش ماه از هجرت پیامبر (ص)آغاز شده باشد بعید دانسته شده است.

به نظر می‌رسد پذیرش اقوال تاریخی برای زمان و مکان نزول در منظر استاد، مشروط به تطابق با محتوای سور بعد از بررسی آن هاست. ایشان بخش عمده آیات سوره بقره را نازل در مقطع زمانی آغاز هجرت تا ابتدای جنگ بدر دانسته و بخش کمی ازآن را نازل شده پس از جنگ بدرمی دانند.

واز آن جا که پدیده مکی و مدنی بودن آیات و سور قرآن در سیرتشریع احکام، شناخت تحولات تاریخ صدر اسلام، تمییز ناسخ و منسوخ ونیز سیر نزول قرآن نقش آفرین است، ضبط روایات مکی و مدنی و نیز نقد و بررسی آن ها همواره مورد توجه قرآن پژوهان و مفسران اسلامی قرار داشته است.

آیت الله جوادی آملی در مورد بحث فضای نزول مکی ومدنی می فرمایند:

سوره های مکی فضای نزول ویژه ای دارد که با فضای نزول سوره های مدنی متفاوت است وچون فضای نزول هر سوره با محتوای آن سوره تاثیر متقابلی دارد، یکی از معیارهای تشخیص مکی بودن یا مدنی بودن سوره‌ها نیز بررسی محتوای آن سوره است.

استاد بحث مفصلی درباره شناخت فضای نزول سور مکی و مدنی دارند، و بیان می‌دارند:

1-فضای نزول سوره های مکی:

الف) بر اثر دعوت به توحید و نفی بت پرستی تنها در فضای مکه، ناآرامی قومی حاکم بود، و چون اسلام هنوز از مرز مکه یاحجاز خارج نشده بود و بحران بین المللی وجود نداشت، بنابراین آیه یا سوره ای در مورد سایر ملل و اقوام نازل نشد.

ب) پدیده نفاق درمکه پوشیده بود و بستر مناسبی برای ظهور نداشت، بنابراین سخنی از جهاد و جنگ با کافران نیز در میان نیست.

ج) در فضای مکه شرایط مساعدی برای تشریع احکام دین به طور گسترده فراهم بود و مناظره با اقلیت های دینی (یهودونصاری )نیز جایگاهی نداشت و... .

2-فضای نزول سوره های مدنی:

الف) به علت استقرارحکومت اسلامی و قدرت یافتن مسلمانان،احکام جهاد و جنگ به طور مبسوط نازل شده است.

ب)مناظرات سختی بین مسلمانان و یهودیان و نصاری درگرفته است، در نتیجه آیات مدنی، در راستای پاسخ به آن ها و تبیین مسائل مربوطه است.

ج)فرصت مناسبی برای تبیین احکام دینی وفقهی فراهم شده است، بنابراین آیات فراوانی در این راستا در مدینه نازل شده است و... .

بی توجهی به مکی ومدنی بودن آیه یا سوره، ممکن است موجب اشتباهات تفسیری یا تطبیقی گردد. مثلاً آیه 113سوره توبه در مورد استغفار پیامبر(ص)برای خویشاوندان مشرک را به ابوطالب ربط داده اند"ماکانَ للَّنبیِّ  والَّذینَ امَنُوا اَن یَستَغفِرُوا  للمُشرکینَ  ولَوکانُوااولی قُربی مِن بَعدِ مَاتَبَیَّنَ لَهُم اَنَّهُم اَصحابُ الجحیمِ"چنانچه می دانیم؛ سوره توبه مدنی است وآن هم در سال هشتم هجری؛ درحالی که حضرت ابوطالب سه قبل از هجرت، رحلت کرده بودند.

استاد بر این عقیده است که با بررسی محتوای سوره بقره، مقطع زمانی نزول آن 18ماه آغاز هجرت یا12ماه دانسته‌اند.و این که نزول این سوره پس از 6ماه از هجرت پیامبر(ص) آغاز شده باشد،بعید دانسته شده است.

به نظر می‌رسد پذیرش اقوال تاریخی برای زمان و مکان نزول در منظر استاد؛ مشروط به تطابق با محتوای سوره ها بعد از بررسی آن هااست. ایشان بخش عمده آیات سوره بقره را نازل در مقطع زمانی آغاز هجرت تا ابتدای جنگ بدردانسته و بخش کمی از آن را نازل شده پس از آن جنگ می‌دانند. 

 

 

 

فهرست منابع

 

1)         دیاری محمد تقی، درآمدی برعلوم قرآنی

2)         معرفت، التمهید

3)         سبحانی، فروغ ابدیت

4)         جوادی آملی عبدالله، تسنیم

5)         زرکشی عبدالله، البرهان

6)         مهر  استاد نشر موسسه اسراء

7)         پایان‌نامه بررسی مبانی وروش تفسیری آیه الله جوادی آملی(با تغییر واضافات)- محمد مهدی داور پناه

8)         مجلسی، بحار الانوار،

9)         پایان‌نامه بررسی تطبیقی آراء علوم قرآنی آیت الله جوادی آملی وعلامه طباطبایی- سیدمجید زارع موسوی

10)        راغب اصفهانی، مفردات راغب

11)        طباطبایی محمد حسین،قرآن دراسلام

 

 



  • پوسته های وطن
  • آریس موب
  • کارت شارژ همراه اول