تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٤ | ٩:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

وقف و ابتداء قسمت دوم

ادامه رموز سجاوندی:

«ج» نشانه «وقف جایز الطرفین»: به موجب این علامت وقف و وصل هر دو جایز است ولی وقف بهتر است و در جاهایی قرار داده می‌شود که جهت وقف و وصل هر دو موجود است ولی جهت وقف قویتر باشد. (تقریبا مترادف با وقف کافی)، در قرآن‌های با رسم‌الخط عربی، «ج» نشانه تساوی جهت وقف و وصل می‌باشد، مانند: «سوره کهف، آیه 13.»[1].

«ز» نشانه «وقف مجوّز»: به موجب این علامت وقف و وصل هر دو جایز است ولی وصل بهتر است و در جاهایی قرار داده می‌شود که جهت وقف و وصل هر دو موجود است ولی جهت وصل قویتر باشد، مانند: سوره بقره آیه 10.[2]



«ص» نشانه «وقف مرخَص»: به موجب این علامت وقف بین فواصل آیات و داستان‌‌های طولانی و جمله‌های معترضه در صورت نبودن نَفَس جایز است و در جاهایی قرار داده می‌شودکه کلام ما بعد. از حیث معنامربوط به ماقبل باشد ولی چون آیه یا داستان طولانی است و نمی‌توان آن رابه یک نفس خواند، وقف اشکالی ندارد، و بعد از وقف، اعاده هم لازم نیست زیرا جملة بعد با وجود ارتباط به ماقبل مفهوم می‌باشد، مانند: وقف بر کلمة «بَناءً» در آیة‌: «سورة بقرة ،آیه 22.»[3]

جملة «و انزل من السماء ماءً» ارتباط به ماقبل دارد چون فاعل انزل ضمیر است که به ماقبل باز می‌گردد ولی با این حال، جمله مفهوم می‌باشد و دیگر نیازی نیست که جمله قبلی از اعاده و با این جمله وصل کنیم.

«لا» نشانه «وقف غیر جایز»: به موجب این علامت وقف جایز نیست و وصل لازم است و در جاهایی قرار داده می‌شود که وقف بین دو عبارت، معنی کلام را تغییر دهد (مترادف با وقف قبیح یا اقبح) و در صورت وقف، اعاده قبل با مراعات حُسن ابتدا احتماً لازم است، مانند: «سورة بقره، آیه 120 ».[4]

این علامت در آخر آیات زیر نیز می‌آید که در این موارد اگر چه وقف جایز است ولی وصل از هر جهت بهتر است، مانند. «سوره علق، آیه 9 و 10 »[5]

لازم به یاد آوری است که مبنای تقسیم‌بندی علماء در وقف و ابتدا مختلف است بعضی مبنای آن‌ها برحُسن وقف و ابتداء است و برخی دیگر مبنای آن‌ها تنها بر حُسن ابتداء است،و مبنای علامه سجاوندی بنابر ادّعای این الجوزی (صاحب کتاب اَلنَّشر فی قراءات العشر) همین است و از این رو ایشان معتقدند: در بیشتر جاهایی که علاّمه سجاوندی با علامت «لا»مشخّص کرده می‌توان وقف کرد زیرا معنی جمله تمام و مفهوم است ولی جملة بعد را نمی‌توان بدون اعاده قبل شروع کرد زیرا که وابستگی کامل با جملة قبل دارد.[6]

بعد از علامه سجاوندی علمای قرائت، علامت‌های دیگری اضافه کرده‌اند که به چند نمونة آن به طور اختصار اشاره می‌کنیم.

«قف»: امر به وقف.

«ق»: قولی است بر وقف.

«صل»: وصل نیکو است.

«صق»: وصل به ماقبل.

«صب»: وصل به مابعد.

«جه»: وقف مرخص.

«ک»: کذلک.

«قلا»: قولی وقف ولی وقف نکن.

در بعضی از قرآن‌ها بر یک محل چندین نوع از علامت‌های وقف را قرار داده‌اند تا اقوال مختلف در جواز و عدم جواز وقف را آورده باشند و این کثرت علامت‌ها باعث سردرگمی قاری قرآن می‌شد.

از این رو علمای مصر در سال 1342 هجری قمری به منظور اتّحاد و اتّفاق رموز وقف و ابتداء در همة قرآن‌های کشور خود علامت‌های ذیل را انتحاب کردند:

«م»: نشانه وقف لازم.

«لا»: نشانه وقف ممنوع.

«صلی»: نشانه برتری وصل و جواز وقف.

«قلی»: نشانه برتری وقف و جواز وصل.

«ج»: نشانه جواز وقف.

«........»: نشانه جواز وقف بر یکی از دو موضع و بر هر دو نمی‌توان وقف کرد.

در کتاب «تجوید القرآن» رموز وقف‌ها را با معنای آن به صورت شعر درآورده:

قاریا این نظم را بشنو کنون تا ترا در وقف باشد رهنمون

«م» وقف لازم است مگذار از او             گر گذشتی بیم کفر است اندرو

«ط» وقف مُطلق آمد مر ترا                   نگذری زو هر کجایابی ورا

«ج» جائز بگذری زوهم رواست               لیک ایستادن در او بهتر توراست

«ز» مُجَوَّز ایستی هم در خور است             لیک بگذشتن از او اولی‌تر است

«ص» را وقف مَرَخَّص خوانده‌اند                جمله قُرّاء در تَنَفُّس مانده‌اند

وقف کن آنجا که آیت بنگری                «لا»اگر بینی مُرَکّب بنگری

ب ـ آشنایی با روش وقف کردن برآخر کلمات

برای وقف کردن بر آخر کلمات وجوه مختلفی ذکر کرده‌اند که مهمترین آن‌ها وقف «اسکان» و «ابدال» می‌باشد، در اینجا پنج حالت آن را بیان می‌کنیم.

«اسکان»: یعنی «ساکن کردن» و اصل در وقف (بر کلماتی که آخرشان متحرّک است) می‌باشد زیرا معنی وقف، باز داشتن است و در این جا آخر کلمه رااز حرکت باز می‌دارد. همچنین وقف ضد ابتداء است و همان طوری که ابتداء باید با حرکت باشد، وقف نیز باید با سکون باشد.

«ابدال»:یعنی «تبدیل کردن حرفی به حرف دیگر»، کلماتی که با تنوین فتحه ختم شده باشد در هنگام وقف تبدیل به الف مدّی می‌شود و تفاوتی نمی‌کند بعدش الف آمده باشد (مانند: کِتابًا) و یا نیامده باشد (مانند: ماءً).

تذکّر: در مواردی که به یاء ناخوانا ختم شده است (مانند: هُدًی) در هنگام وقف یاء به شکل الف خوانده می‌شود (هُدی) قبلا در بحث تنوین و حروف ناخوانا در این باره توضیح داده شد.

همچنین کلماتی که به تاء گرد (ـة ـ ة) ختم شده باشد در حال وقف تبدیل به هاء ساکن می‌شوند، مانند:

رَحْمَةً: در هنگام وقف خوانده می‌شود رَحْمَهْ

بَقَرَةٌ: در هنگام وقف خوانده می‌شود بَقَرَهْ.

«اِلحاق»: به معنای «اضافه کردن» است و در این جا مراد اضافه کردن «هاء سَکت» به آخر برخی از کلمات است.

«هاء سَکت»، هاء ساکن زائده‌ای است که به آخر کلمه اضافه می‌شود و معنی ندارد. علّت آوردن این هاء ساکن، حفظ حرکت آخر کلمه در افعال و حفظ توازن آیات در اسماء‌ است.

موارد «وقف الحاق» به روایت حفص از عاصم هفت مورد است که در نگارش قرآن رعایت شده و موارد آن را قبلا در بحث «هاء سکت» شرح داده‌ایم.

تذکّر: هاء سکت در وقف و نیز در وصل خوانده می‌شود.

«اشمام»: عبارت است از: «اشاره کردن به حرکت، بدون تلفّظ صدای آن». وقف اشمام فقط هنگامی است که حرف آخر کلمه «مضموم» باشد، و بدین صورت است که بعد از تلفّظ حرف آخر کلمه به صورت ساکن، لب‏ها را به صورت تلفّظ ضمّه جمع می‌‏کنیم.

«رَوْمْ»: عبارت است از: «آوردن مقدار کمی از حرکت»، (تقریباً یک سوّم آن) و این در صورتی است که حرکت حرف آخر «ضمّه» یا «کسره» باشد.

فایده وقف اشمام و روم، فهماندن حرکت آخر در حالت وقف است، بنابراین در صورتی مفید خواهد بود که شنونده‏ای حاضر و در حال گوش دادن باشد.

وقف‏های دیگری نیز داریم که آشنایی با آن‏ها چندان لزومی ندارد، هر چند که سه مورد اخیر هم لازم نبود، چرا که در وقف الحاق، هاء سکت آن عملاً آورده شده و در وقف و وصل خوانده می‏شود. دو مورد اخیر هم تنها در صورتی مفید خواهد بود که شنونده‏ای مستقیماً در حال شنیدن باشد، با این حال باید به حرکت لب قاری نیز توجّه داشته باشد و با ادبیات و معنی کلمات عرب هم آشنایی کامل داشته باشد تا بتواند از حرکت آخر کلمه معنی لازم را بفهمد. بنابراین تنها وقف «اسکان» و «ابدال» می‏باشد که هر قاری حتماً باید با نحوه وقف کردن آن آشنایی داشته باشد تا در هنگام قرائت، آن را رعایت کند.

در اهمیّت رعایت روش وقف اسکان و ابدال همین بس که فقهای بزرگوار، رعایت آن را در قرائت نماز لازم می‏دانند(عروة الوثقی فی احکام القرائة، مسأله 39) و حضرت امام خمینی (قدس سره) در رساله عملیّه خود (مسأله 1004) می‏فرماید:

«احتیاط مستحب آن است که در نماز، وقف به حرکت و وصل به سکون ننماید و معنی وقف به حرکت آن است که زیر یا زبر یا پیش آخر کلمه‏ای را بگوید و بین آن کلمه و کلمه بعدش فاصله دهد، مثلاً بگوید الرّحمن الرّحیم و میم الرّحیمِ را زیر بدهد و بگوید مالک یوم الدّین. و معنی وصل به سکون آن است که زیر یا زبر یاپیش کلمه‏ای را نگوید و آن کلمه را به کلمه بعد بچسباند مثل آن که بگوید الرّحمن الرّحیمْ و میم الرّحیمْ را زیر ندهد و فوراً مالک یوم الدّین را بگوید».

بحث وقف و ابتداء نکات بسیاری دارد ان شاء اللّه در بحث تجوید با جزئیات آن آشنا خواهید شد. هدف ما از این بحث آشنایی معلّمین با مختصری از مباحث وقف می‏باشد.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] .سوره کهف، آیه 13.

[2] . سورة بقره، آیه 10.

[3] .سورة بقره، آیه 22.

[4] . سورة بقره، آیه 120.

[5] . سوره علق، آیه 9 و 10 .

[6] . النشر، جلد 1، صفحة 234.

منبع: سایت حوزه



  • پوسته های وطن
  • آریس موب
  • کارت شارژ همراه اول