تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱۸ | ٥:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

باسمه تعالی

تقدیم به خوبان عالم، خوبانِ خوب، رهپویان طریق وصال معبود؛ آن هایی که رفتارها و گفتارها، نجابت و اخلاق را از مادران خوبش می آموزند و به نسل های بعد از خود سینه به سینه منتقل می سازند. آفرین و هزاران آفرین به چنین مادرانی که درد زمانه را تشخیص و درمان آن را به نسل خویش گوشزد می کنند.


خوبی ها باید به خوبان برسد. تنها کاری که در این راستا می توانم انجام دهم انتقال این گونه ابیات و اشعار به هم کیشان و خوبان عالم است؛ یا پخش آن سرود در مکانهای مناسب است .یک کار با ارزش فرهنگی است. امید است خداوند از همه ما به شایستگی قبول بفرماید.

اینک متن سروده خانم پروانه نجاتی که توسط سیده زهراء شایگان 8  ساله اجراء و در برنامه مشاعره دانشجویی که از شبکه تلویزیونی نیز پخش گردید تقدیم شما خوبان:


متن شعر حیا از پروانه نجاتی:

اجراء شده توسط سیده زهراء شایگان 8  ساله در برنامه مشاعره دانشجویی

 

زهرا مامان بیا صمیمی باشیم / مثل دو تا دوست قدیمی باشیم

بیا با هم حرف بزنیم بخندیم / در رو به روی غصه ها ببندیم

درسته دختر خوبه دلبر باشه / تو خوشگلی از همه کس سر باشه

جلوه تو ذات دختره می دونم / کار خداست مقدره می دونم

همه می گن دخترا برگ گلن / داداش میگه البته یه کم خلن

چسب روی دماغ یعنی که زشتن / به فکر خط خطی سرنوشتن

پشت این رنگ و روغنا دروغه / پشت اینا یه طرح بی فروغه

مردا میگن که خوشگلا نجیبن / راستش و بخوای دخترا مثل سیبن

سیب زمین افتاده بو نداره / رهگذر هم پا رو دلش می ذاره

سیب های روی شاخه چیدن دارن / از دست باغبون خریدن دارن

بهار خانوم دل نگرون توام / دلواپس روز خزون توام

حالا که می خوای بری توی خیابون / خودتو بگیر چراغ نده تو میدون

وقتی که حوا پا گذاشت تو عالم / به دو می خواست بره به سمت آدم

زد تو سرش فرشته گفت: حاج خانوم / چه میکنی فردا با حرف مردم

روتو بگیر با این لپای داغت / بشین بذار آدم بیاد سراغت

آره مامان اینم حرف کمی نیست / حجب و حیا قصه مبهمی نیست

این روسری یعنی که تو نجیبی / شکوفه معطر یه سیبی

این روسری پرچم اعتقاده / نباشه  گلبرگها اسیر باده

زلفاتو از روسری بیرون نذار / چشمای هیز و سمت زلفات نیار

مردای خوب پرده دری نمی خوان / عشقای لوس سرسری نمی خوان

باید بدونی زندگی بازی نیست / توهم قرص های اکستازی نیست

اونهایی که پلاس کافی شاپن / احساسات دخترارو می قاپن

اونی که می ره پارتی های شبونه / تو کار و بار انگل دیگرونه

مردای خوب کاری و اهل دلن / مردای بد توی خیابون ولن

مردای خوب فقط نجابت می خوان / از زنشون غرور و غیرت می خوان

علاف مو فشن که مرد نمیشه / تا لنگ ظهر به رختخواب سیریش بشه

مردی که قیچی میزنه به ابرو / از اون نگیر سراغ زور بازو

مردی که بند انداخته مرده؟ نه نیست / برا کسی شریک درده؟ نه نیست

جوهر مردی نداره، زغاله / نه مرده و نه زن؛ تو حس و حاله

برق لب و کرم که اومد تو کار / مردونگی برو خدا نگه دار

ابرو کمون خیابونا شلوغن / پر از فریب حرفای دروغن

دوست دارم دیونتم، اسیرم / یه روز اگه نبینمت میمیرم

یکی دو روز بعد تو همین خیابون / یه لیلی دیگه ست کنار مجنون

برا کسی بمیر که راستی مرده / جر نزنه، نپیچه، برنگرده

بله به کسی بگو که عاشق باشه / تو حرف عاشقونه صادق باشه

یعنی باید شیفته روحت باشه / تشنه چشمه شکوهت باشه

آره گلم سرت رو درد نیارم / این لوده بازی ها رو دوست ندارم

گیس طلایی به چشماشون زل نزن / با فوکلات به دستاشون پل نزن

همپای دخترای بد راه نرو / با چشم باز مامان توی چاه نرو

 

والسلام



  • پوسته های وطن
  • آریس موب
  • کارت شارژ همراه اول