تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢۸ | ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

متن شعرواره زیر حاصل برخی اندیشه های نویسنده وبلاگ می باشد این اولین اثر شعرواره ایشان می باشد. در این اثر به گوشه ای از مشکلاتی اشاره شده که به جامعه ما یعنی ایران اسلامی چنگ انداخته. امید است مرضی خداوند و اهل خرد و هر انسان آزاد اندیش واقع گردد.

توجه:چنان چه ایراداتی مشاهده گردید بزرگواری نموده آن را به نویسنده انتفال دهید.

 بسم الله الرحمن الرحیم

عمری گذشته اَ زَمون ، کنیم نگاهی به خودمون

آثار خوبی و بدی مانده به جا دردلمون؛

گاهی زخود و زدیگرون، پر میشه از غصه وغم درونمون

از حرفا و از رفتارمون، آتش میزنیم به دل آقامون(امام زمان علیه السلام)

 گاهی درونمون شعف و نشاط داد می‌زنه، بیشتراز اون ناله و فریاد می‌زنه.

میگه: بابا به من هم سر بزنید، پا رو قلبم نذارید.

چرا به من لطفی ندارید؟ دیر میشه ها! عمرا به سرعت میره ها، چرا شما خبر ندارید؟

(اشاره به آیه 60/یس« أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ»

میگه بیایید با هم خوب تا بکنید، گره و غصه ها رو ازدل هم وابکنید.

دلهاتونو به هم نزدیک بکنید، دست از اختلافاتتون هم بکشید،

روسرِ یتیماتون دست نوازش بکشید.

اکثرآدما که گوش به حرف حق نمیدن. به حرفای خوب دل نمیدن.

سرشون توکار خودشونه، عده ای سرگرم گوشی محبوب دلشونه،

آن یکیا هماره غرق تبلتاشونه، برخی دیگر سرگرم تلویزیونا کارشونه.

بعضی سرگرم ٱنتن و دیش ماهوارشونه. تو خیابون، تو کوچه و بیابون،

مغازه و محل کسب و کارشون،

تو ماشین و قطار و مترو و هواپیما پا میذاری همه سرگرم خویشن.

انگار که از جنس دیگرن، از فضا، جای دیگه رسیده‌ان.

عاطفه و محبتا رنگ ‌بازیدن.

(اشاره به آیه20سوره حدید«اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ ...»

دشمنا دارن شب و روز کار میکنن، اسلام و مسلمونارو رسوا میکنن.

میگن هر چی بَدیه به خاطر این مُسلموناست.

توی مسلمونا یه عده بَدا گفته میشه شیعیان، که برای ما سختترین دشمنانَن،

باید که ما دست به کار شیم، ریشه اونا را از بیخ و بُن بتَراشیم.

اونا ما بچه شیعیا را تشبیهِ پرنده دوردست می‌کنن. هر روز گزینه هاشون رو میز میذارن.

شب که میشه از رو میز بر میدارن، توخواب گزینه ها را ورق میزنن.

نوبت ایران که میشه پرنده را با گلوله از دور می‌زنن.

صبح که میشه از خواب خام خود می‌خیزن، همه اش کابوس و خیال و خواب می‌بینن .

دوباره فردا که میشه گزینه ها، رو جای خود میذارن.

خلاصه میگن:

این پرنده هر طور شده باید که نابود شِه.میگن که دور دسته،

بکِشیم بهمون نزدیک شِه، تیرهامون نکنه هدر شه،

چکنیم پایین بیاد، تو تیررس گلولمون بیاد.

تئوریسناشون ادامه میدن، میگن: با عکس و فیلم، با برنامه، با صرف هزینه ی کَلون،

با خوراک زیبای آنتن و ماهوارمون، افزایش فساد و بی بندباری میانشون،

مثل مسلمونای آندلس، یه روزی  به زانو در میآریمشون.

ولی بچه های شیعه، گول این حرفا نمیخورن،

ترسی از اونا ندارن، تا دارن الگویی مثل علی، اولاد علی، همیشه آماده نبردن.

مثل مرد با دشمنا میجنگن.خم به ابروها نمیارن.

خودشونو حفظ میکنن از تباهی، از گناه و از بی خدایی.

وِرد زبانشون هماره یا علی است، چون مقتاشون علی است.

دشمنا دنیارو علیه ما بد میکنن، شیعه ستیزی را شعار خود میکنن.

زهی خیال باطل، که تو دل‌ها جا وامیکنن.

اما نمیدونن مردم دنیا بیدارن، فریب این حقه ها روجا میذارن.  

خلاصه چِبگم از غصه و قصه هامون؟! این یه طرف قضیه!

اون طرفشم آدما یه عده، تو مجلس و تو شورا و مسجد و محله.

هر کی برای خودش یه پادشاهه، کاری به حرف حق نداره.

وقتی پای حق میآد وسط همه، با سر میگن آره آره!

اما به هنگام عمل، یکی گرفتار درد جسم و جانه.

اون یکی وقت نداره ، اون دیگری بی حاله.

اون یکی میگه: واجب کفایه، راستی اصلاً به من ربطی نداره؛

و آن دیگری هم چقدر بی خیاله.

ادامه دارد ... إن شاء الله

لطفاً از انتشار یا کپی برداری این مطلب یا قسمتی از آن، بدون ذکر منبع خودداری فرمایید.



  • پوسته های وطن
  • آریس موب
  • کارت شارژ همراه اول