تاريخ : ۱۳٩٤/۱٠/۱۸ | ٩:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

نگاه دین اسلام به زن یک نگاه برابر با مرد در برخورداری  از فضایل و کمالات عالیه انسانی است، اسلام زن را مهمترین بخش اجتماع بشری میداند همانطورکه برای جنس مرد  این شأن را نیز  قائل است. مکتب اسلام جامع مکاتب آسمانی است. دستورات اسلام مطابق با نیازمندی های زندگی مادی و معنوی، فردی و اجتماعی در ابعاد مختلف آن است.

زن در نگاه اسلام یک ریحانه سراسر لطافت است به شرطی که او جایگاه خود را بشناسد و در مسیر تعیین شده ای که خداوند برایش مقرر داشته قرار بگیرد. اگر این جایگاه از طرف او شناخته نشد یا با وجود علم، تزلزلی در جایگاه او بوجود آمد، خسارات و ضررهای فردی و اجتماعی سنگینی به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل فرامین خداوند به بشر همه مطابق با اهدافی است که از خلق او داشته است. خداوند به هیچ چیز و هیچ نیرو، تأثیر و تأثری نیاز ندارد و اگر دستوری داده همه برای مصلحت بشر بوده است.یکی از شبهاتی که برای جنس زن مطرح است "مسأله مشورت با او" و " سپردن کارهای مدیریت کلان میانی" در جامعه است. از این رو ما برآن شده ایم این مسأله را بشکافیم و به نتایجی مثبت برسیم امید است مورد استفاده قرار بگیرد:

طبق نقل برخی روایات از مشورت با زنان برحذر داشته شده است.تحلیل چنین امری چگونه است؟

در پاسخ به این شبهه باید گفت که اولاً روایات در این مبحث زیاد نیست. ثانیاً در خود روایات قیودی را ذکر کرده که این برحذر داشتن کلیت و عمومیت ندارد.ثالثاً خود قرآن کریم نگاه دقیق روی مسأله مشورت دارد و تخصیص نزده است که با چه کسانی مشورت شود و با چه کسانی نشود. رابعاً تخصیص مورد مشورت را در روایات ائمه جستجو می کنیم. خامساً به توضیحات ذیل عنایت ویژه شود تا مسأله کاملاً تبیین گردد:

از امیر المومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه آمده است که


از امیر المومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه آمده است که عنوان می دارد؛«ایاک و مشورة النساء فان رأیهن الى افنٍ و عزمهنَّ الى وهنٍ؛ در امور بسیار مهم از مشورت با زنان بپرهیز، زیرا که رأی آنان زود سست می‌شود وتصمیم آنان ناپایدار است.»[1]

لازم به ذکر است که عبارت فوق قسمتی از وصیت امیرالمومنین علی علیه السلام به فرزندشان امام حسن علیه السلام است که در نهج البلاغه آورده شده است و در روایت دیگری اضافاتی دارد که در نهج البلاغه به آن اشاره نشده است. در روایت بحار این گونه است:«إِیَّاکَ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ إِلَّا مَنْ جَرَّبْتَ بِکَمَالِ عَقْلٍ فَإِنَّ رَأْیَهُنَّ یَجُرُّ إِلَى الْأَفَنِ وَ عَزْمَهُنَّ إِلَى وَهَن ..؛ از مشورت با زنان غیر از مواردی که به کمال عقل آزمایش شده اند بپرهیزکه رای آنان ناقص و تصمیم آنان سست است» [2]

همان گونه که آیت الله جوادی آملی تذکر می دهند « چنین تعبیرهایى به لحاظ غلبه خارجى موضوع در زمان بیان آن است. یعنى در آن زمان که زنان از تعلیم و تربیت صحیح محروم بودند. در صورتى که اگر شرایط درست براى فراگیرى آنها در صحنه تعلیم و تربیت فراهم شود اگر غلبه بر عکس نشود لااقل غلبه با مردان نخواهد بود تا منشاء نکوهش گردد. یعنى اگر زنان در پرتو تعلیم صحیح و تربیت وزین پرورش یابند و چون مردان بیندیشند و چون رجال تعقل و تدبر داشته باشند تمایزى از این جهت با مردها ندارند و اگر گاهى تفاوت یافت شد، همانند تفاوتى است که در این مورد بین خود مردها نیز مشهود است. مثلاً اگر زنان مستعد به حوزه‏ها و دانشگاه‏هاى علمى راه یابند و همانند مردان به فراگیرى علوم بپردازند و در دروس مشترک آگاهى کامل یابند دیگر نمى‏توان گفت روایاتى که در نکوهش زنان آمده و احادیثى که در پرهیز از مشورت با آنها وارد شده و ادله‏اى که در نارسایى عقول آنان رسیده اطلاق دارد و هیچ‏گونه استثنایى نسبت به زنان دانشمند و محقق ندارد بلکه قطعاً اینگونه زنان، مستثنا خواهند بود و در این زمینه تمایزى با مردها ندارند»

پرهیز از مشورت با زنان در کلام امیرالمؤمنین(ع) از جنبه‌ی روان‌شناسانه قابل توجه است چرا که «پژوهش‌های انجام شده، نشان می‌دهد در چهار مورد از پنج هیجان اساسی (شادی، عشق، ترس، اندوه و خشم) زنان هیجان‌های شدیدتر و فراوان‌تری گزارش می‌کنند تا مردان و آن هیجان مورد استثنا – که مردان بر زنان پیشی می‌گیرند – خشم است. زنان هیجان‌های ظریف (شادی، عشق، ترس و اندوه) را با شدت و فراوانی بیشتری تجربه می‌کنند»خانم «کلیود السون» روان‌شناس اعلام می‌کند: «… به این نتیجه رسیده‌ام که خانم‌ها، تابع احساسات و آقایان تابع عقل هستند» بنابراین، با توجه به احساساتی‌تر بودن طبیعی زنان (که در جای خود حکیمانه و برای نقش زن ضروری است)، محدودیت‌هایی در بهره‌گیری از نظر مشورتی آنان تا مادام که به پختگی و دانایی نرسد، لحاظ شده است، اما اگر زنی بر اساس دانایی، زیرکی و کسب تجربه بر احساسات و ترس خود فایق آمده و به پختگی و کاردانی لازم برسد، مانعی از مشورت با او نیست.[3]

نکته دیگر  این که روایت در مقام نهی از مشورت در امور خاص (مانند حکومت داری یا قضاوت و ...) یا اموری که به او مربوط نیست نه مطلق مشورت . امیر المومنین علی علیه السلام در ادامه همین وصیت می فرماید:«...وَ لَا تُمَلِّکِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا یُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِکَ أَنْعَمُ لِبَالِهَا وَ بَالِکَ وَ إِنَّمَا الْمَرْأَةُ رَیْحَانَةٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ وَ لَا تُطْمِعْهَا أَنْ تَشْفَعَ لِغَیْرِهَا ؛ و کاری که برتر از توانایی زن است بر او تحمیل نکن، زیرا چه نیک است حال او و حال تو و نیز زن گل بهاری است، نه پهلوانی سختکوش و خشن. مبادا او را به طمع ورزی کشانی تا برای دیگران به ناروا شفاعت کند»[4]

توضیح آنکه در این خطبه ضمن اشاره به لطافت زن (النساء ریحانه لیس بقهرمانه ) عدم کارگیری زن به عنوان کارگزاری حکومت اشاره می شود و از عدم قبول شفاعت زن در امور حکومتی سخن به زبان می رود. از این رو ممکن است منظور از مشورتی که در صدر خطبه مورد نهی قرار گرفته است مشورت در امور حکومتی و سیاسی و قضایی باشد. چرا که این امور نیازمند عقلانیت ، شجاعت و دوراندیشی ویژه ای است و چه بسا لطافت روحی و روانی زنان سبب اتخاذ تصمیم احساسی گردد.

نکته دیگر روانشناسانه این است که زنان و مردان در نوع هوشیارى با هم متفاوت هستند. مردان، هوشیارى با دید متمرکز دارند و زنان هوشیارى با حواس و دید باز. همین مسأله در نوع قضاوت مرد و زن تأثیر مى‏گذارد. مردان در صدور رأى تمام جوانب مخفى را مى‏بینند اما خانم‏ها به اشد مجازات فکر مى‏کنند، زیرا همان گونه که در ابراز محبت سریع هستند در اعمال خشم هم شدید هستند. زنان از هر 100 محرکه 90 محرک را درک مى‏کنند و ذهن آنها معمولاً شلوغ‏تر از مردان است و از این رو در تصمیم‏گیرى‏ها با هم متفاوت هستند. این متمرکز بودن مردان و گستره نگرى زنان در تصمیم‏گیرى‏هاى آنها نقش زیادى دارد. زنان براى حل مشکل چندین راه حل را پیدا مى‏کنند لذا قدرت تمرکز در یک راهکار و تصمیم‏گیرى را ندارند. نکته دیگر اینکه زنان همیشه خواهان برقرارى ارتباط هستند. از این رو تمایل دارند تا دیگران را در تصمیم‏گیرى‏هاى خویش شرکت دهند و چون سلیقه‏هاى افراد گوناگون است روند انتخاب و تصمیم‏گیرى زنان نسبت به مردان که محور تصمیم‏گیرى‏هاى آنها، خودشان و قدرت تعقل آنهاست، کندتر خواهد بود.

روان شناسان مى‏گویند: مردان در ابتدا خودشان تصمیم مى‏گیرند و بعد آماده هستند که بر مبناى اطلاعات دیگران تصمیم خویش را تغییر دهند، اما زنان با دخالت دادن دیگران در تصمیم گیریها و در نظر گرفتن تمام سلیقه‏ها و خواسته‏هاى افراد خانواده تصمیم مى‏گیرند و سعى‏مى کنند در تصمیم‏گیرى‏هاى خود، نظر همه را تا حدى تأمین کنند.

جان گرى محقق انگلیسی  مى‏گوید: «مرد ابتدا هدف را پیدا مى‏کند، بعد حرف مى‏زند و زن حرف مى‏زند و بعد هدف را پیدا مى‏کند»

البته ناگفته نماند که واقعیت فوق سبب برتری مطلق هوشی مرد بر زن نیست بلکه تفاوت هوشی زن و مرد را سبب می‌گردد.بی‌شک سطح هوش هیجانی ،کلامی و هنری زنان بالاتر از مردان و در مقابل سطح هوش مکانیکی و ریاضی و فلسفی مردان قوی تر است ویکی از رموز وظایف مادری و همسری در زن و وظایف اجتماعی و حکومتی در مرد مبتنی بر همین تفاوت در هوش است.

با این بیان مشخص می‌شود که امیرالمومنین علی علیه السلام در این فراز از نامه 31 نهج البلاغه در صدد نکوهش زنان و ایراد نقص به آنان نیستند بلکه مى‏خواهند زنان و مردان را توجه دهند به این که این دو جنس با توجه به ساختار آفرینششان متفاوتند و آگاهى از تفاوت‏هاى زن و مرد در نوع تصمیم‏گیرى‏ها چه در عرصه خانواده و چه در سطح کلان آن یعنى اجتماع، باعث مرزبندى توقعات مى‏شود و در سایه این آگاهى‏ها زنان و مردان سعى مى‏کنند به یکدیگر فرصت داده و زمینه را براى تصمیم‏گیرى صحیح و عقلانى فراهم سازند. بنابراین حضرت على‏علیه السلام تفاوت‏هاى زن و مرد در تصمیم‏گیرى را با بینشى هوشمندانه بیان فرموده‏اند: «ایاک و مشاورة النساء فان رأیهن الى افن، و عزمهنّ الى وهن» از مشورت با زنان بپرهیز که رأى آنان زود سست مى‏شود و تصمیم آنان ناپایدار است.

ناپایدارى و سستى در تصمیم‏گیرى زنان از یک سو به علت تأثیر عواطف و احساسات بر آنان و از سوى دیگر همان گونه که بیان شد برخاسته از دید گسترده و باز (غیر متمرکز) آنهاست. و «وهن در عزم» ممکن است اشاره به کندى در تصمیم‏گیرى آنها باشد که معمولاً به خاطر دخالت دادن دیگران در تصمیم‏گیرى‏هاست. با این توضیح روشن مى‏شود که ممکن است دلیل عمده منع مشورت با زنان از سوى معصومین‏علیه السلام و بزرگان، این باشد که مردم علاوه بر این که در تصمیم‏گیرى‏هاى خویش نباید عواطف و احساسات خودشان را در قلمرو عقل و قضاوت‏هاى خود دخالت دهند، بلکه باید از نفوذ و دخالت عواطف و احساسات زنانه نیز ممانعت نمایند.

اما با همه این حرفها از این نکته نباید غافل بود که پرهیز از مشاوره با زنان به همه اصناف آنان بر نمى‏گردد. بلکه زنانى که به کمال عقلانى‏رسیده‏اند از این قاعده مستثنى هستند. چنان که حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید: «ایاک و مشاورة النساء الاّ من جربت بکمال عقل» از مشورت با زنان بپرهیزید مگر زنانى که کمال عقل آنان آزمایش شده است.

از این حدیث شریف این نکته مهم فهمیده مى‏شود که حضرت در نامه 31 و نیز در خطبه‏اى که زنان را ناقص‏العقل یاد مى‏کند، در صدد سرزنش و معیوب دانستن آنان نیست بلکه در صدد بیان اوصاف طبیعى زنان است و اگر نقصان عقل و ناپایدارى تصمیمات زنان در سرشت و نهاد آنها بود، با این کمال عقل که در حدیث فوق آمد، منافات خواهد داشت، بنابراین حالت طبیعى زنان چنین است؛ اما زنانى هستند که مى‏توانند عقل خویش را شکوفا کرده و تصمیمات پایدار و جدى بگیرند.

از این گذشته این قضیه مربوط است به عقل نظرى و عقل معاش که ارتباطى با فضیلت ندارد. به عبارت دیگر اگر زن به خاطر ساخت فیزیولوژیکى و جنسیتى خود در مرحله مدیریت اجرایى از مرد ضعیف‏تر است و عاطفه قوى وى عقل اجرایى و اجتماعى‏اش را تحت‏الشعاع قرار مى‏دهد، در نتیجه بدیهى است که مشورت با او در این زمینه ها نیز به صلاح نیست مگر این که عقل او در این موارد، و به تجربه ثابت شده باشد.

از این رو همه زنان و به خصوص زنان تحصیل‏کرده با آگاهى از این تفاوت‏ها و شناخت حالات طبیعى خویش مى‏توانند قوه تعقل خویش را تقویت و عواطف و احساسات خویش را مهار نمایند و در تصمیم‏گیرى‏ها پا به پاى مردان پیش روند. لذا رفتار عملى حضرت على‏علیه السلام نیز بیان گر همین موضوع است که آن حضرت بارها حضرت زهراعلیها السلام را مورد مشورت قرار مى‏دادند و یا امام حسین‏علیه السلام در واقعه کربلا از حضرت زینب علیها السلام به عنوان مدیر اجرایی و جهت دهنده اصلی واقعه عظیم کربلا استفاده کردند. بنابراین زنان هم مى‏توانند به کمال عقل دست یابند و تصمیماتى جدى و عقلانى بگیرند.

نکته قابل ذکر دیگر این که امیر المؤمنین تنها مشورت با زنان را منع نکرده است بلکه با کسانى دیگر را هم منع کرده است که از مجموع سخنان‏علیه السلام و دیگر معصومین مى‏توان فهمید مشورت با افراد ترسو، بخیل، حریص، ضعیف‏الایمان، ضعیف‏العقل و... ممنوع است. و در این جهت فرقى بین زن و مرد نیست و اساساً جنسیت دخالتى در آن ندارد. بنابراین مهم‏ترین هدف مشورت، یافتن بهترین گزینه و شیوه‏هاى اجرایى است .

مشورت با مستشار عاقل، آزاد مرد و متدین، خیرخواه، دوست حقیقی، خداترس، و اینکه بتوانی مشاورت را آگاه کنی از امور پنهانی خود و علم آن نسبت به موضوع مانند علم خودت باشد که به افراد دیگر نرسد، از دیگر شرایط تعیین شده برای انجام یک مشورت از ناحیه معصومان علیهم السلام است.

خلاصه این که از نظر اسلام هیچ قیدی برای مشورت با زنان نیست جز در امور سیاسی مهم و مملکت داری که علت آن هم به خاطر وجود خصوصیات خاصی است که در زنان وجود دارد نه این که خداوند این قدرت را از آنان گرفته باشد و به مردان داده باشد.به عنوان نمونه رسول اکرم(ص) می‌فرماید: « «آمِرُوا النِّساءَ فی بناتِهنَّ» » «در امور مربوط به دختران با زنان مشورت کنید».[5]  

یا مرحوم علامه جعفرى فرمودند، نظام خانواده در اسلام نظام شورایى با سرپرستى و مأموریت اجرایى مرد است.[6]روایات نقل شده از على(ع) یا سایر روایات اثبات مى‏کند که مقصود از «بر حذر بودن از زنان خوب» یا «برحذر داشتن از مشورت با زنان» دقت در گفتار و اندیشه‏هاى زنان معمولى است و یا زنان هوسباز ، کم خرد ، تبه کار و تهى مغزى که دل به زخارف فریبنده دنیا بسته و چشم از حقایق برتر فرو بسته‏اند. اما زنانى که از زر و زیور دنیا اعراض کرده و به تعقل پرداخته‏اند، مانند مردان شایسته مورد مشورت هستند و به تعبیر علامه جعفرى روایاتى نظیر «ایاک و مشاوره النساء الاّ من جربت بکمال عقل» مؤید نظریه «درون شورایى و برون سرپرستى مرد» در نظام خانوادگى از دیدگاه اسلام است.

مولف: حسن فیروزنیا- دی ماه94



[1] - نهج البلاغه نامه 31/116

[2] - بحار الانوار ج100ص253- ط. بیروت

[3] - روان‌شناسی عمومی از نظریه تا کاربرد/کارل هافمن (و دیگران)/ج۲.ـ ر.ک: فمنیزم علیه زنان/کتاب نقد/سید ابراهیم حسینی/شماره ۱۷/ص ۶۴

[4] - همان (نهج البلاغه نامه 31/116)

[5] - نهج الفصاحه، ص156

[6] - علامه جعفرى، زن از دیدگاه امام على(ع)، تنظیم و تلخیص، محمدرضا جوادى،تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1378، ص 51 و104

 



  • پوسته های وطن
  • آریس موب
  • کارت شارژ همراه اول