تاريخ : ۱۳٩٥/۳/٩ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ؛اى اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخى ظنّ و پندارها معصیت است و نیز هرگز (از حال درونى هم) تجسس مکنید و غیبت یکدیگر روا مدارید، هیچ یک از شما آیا دوست مى‏دارد که گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید (پس بدانید که مثل غیبت مؤمن به حقیقت همین است) و از خدا پروا کنید، که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است

کلمه غیبت به طوری که در مجمع البیان آمده عبارتست از: در غیاب کسی عیبی از او بگویی که وجدان بیدار، تو را از آن نهی کند و اگر او بشنود، ناراحت شود، به همین جهت بدگویی دنبال سر فردی که تظاهر به فسق و گناه می کند را، جزو غیبت نشمرده اند، چون اگر بشنود که در غیاب او چنین گفته اند،ناراحت نمی شود.

مفهوم غیبت در روایات:

صحاح اللّغه مى گوید: «غیبت آن است که انسان پشت سر کسى که عیب و عملش پوشیده است سخنى بگوید که اگر به گوش او برسد ناراحت شود».

مصباح المنیر مى گوید: «غیبت آن است که عیوب پنهانى کسى را که از فاش شدن آن ناراحت مى شود (پشت سر او) باز گویى کنى».

مرحوم شیخ انصارى از بعضى از بزرگان علما نقل کرده است که اجماع و اخبار معصومین(علیهم السلام) دلالت دارد بر این که حقیقت غیبت آن است که از دیگرى (در پشت سرش) چیزى بگویى که اگر بشنود ناراحت شود.(1)

این مضمون در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است.

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که غیبت آن است که درباره برادر مسلمانت چیزى بگویى که خداوند آن را بر او مستور داشته است.(2)

---------------------------

. مکاسب محرّمه شیخ انصارى، صفحه 41

2. وسائل الشّیعه، جلد 8، ابواب احکام العشره، صفحه 602

اقسام غیبت(آیت الله مجتبى تهرانى)

غیبت بر چند قسم است:

1. گفتارى : غیبت گفتارى مشهورترین نوع غیبت است، یعنى انسان، نقص برادر مؤمنش را به دیگران بگوید.

2. نوشتارى: شخص، عیبى را که مى‏خواهد بگوید، بنویسد؛ در این صورت به جاى شنونده، خواننده وجود دارد.

3. کردارى: فرد عیب دیگرى را با نمایش به دیگران بفهماند.

4. کنایى: کسى با استفاده از جمله‏هایى کنایى، عیوب دیگرى را در غیاب او به دیگران بفهماند؛ جمله‏هایى مثل «خدا را شکر که به ما ریاست نداد» یا «از بى‏حیایى به خدا پناه مى‏برم» که کنایه از بى‏لیاقتى و بى‏حیایى شخص غایب هستند.

5. اشاره‏اى: یعنى با اشاره‏اى دست و سایر اعضا، عیب دیگرى را بازگوید که اشاره مى‏تواند لفظى یا عملى باشد.

روایت شده که زنى وارد خانه پیامبر (ص) شد و میهمان عایشه بود. وقتى برخاست و رفت، عایشه با دستش اشاره کرد و با این اشاره مى‏خواست بگوید که او کوتاه قد بود. حضرت فرمود:

قد اغتبتها. تو از آن زن غیبت کردی. [1]

انواع عیب و نقص

در مباحث پیشین آورده شد: غیبت آن است که انسان پشت سر برادر یا خواهر مؤمنش عیب یا نقصى را که نزد مردم معروف نبوده یا شنونده نمى‏داند، باز گوید.

حال باید به بحث از انواع و چگونگى این عیب و نقص پرداخته شود.

عیب ونقص اقسامى دارد که عبارتند از:

1. نقص روانى و نفسانى: مانند آن که شخص به رذیله‏اى مانند حسد یا تکبر مبتلا باشد و پشت سر او یه این رذایل اشاره شود.

2. نقص بدنى: مانند آن که شخص بیمارى یا نقص عضوى دارد که کسى از آن آگاه نیست.

3. نقص دینى: مثل آن که شخص در نماز سستى کند و در جایى که او حضور ندارد، این عیب را مطرح کنند.

4. نقص مالى: مانند آن که پشت سر مؤمن آبرومندى که توانایى مالى ندارد، سخنانى دال بر فقر و ناتوانى مالى او به زبان آورده شود یا به طریقى دیگر فهمانده شود. این عمل اگر از روى دلسوزى هم باشد، غیبت به شمار مى‏آید.

5. نقص نسبى: مانند آن که بگوید پدر یا اجداد فلان شخص، خسیس یا فاسق یا... بوده‏اند.

برخى بزرگان، بیان نقص‏هاى موجود در لباس، خانه و سایر متعلقات شخص را نیز غیبت به شمار آورده‏اند. [2]

 [1]. قالت عایشه دخلت علینا امراه فلما ولت او مأت بیدى أنها قصیره. فقال النبى (ص) قد اغتبتها. ورام بن ابى فراس: مجموعه ورام، ج 1، ص 118.)

[2]. فیض کاشانى: المحجه البیضاء، ج 5، ص‏255.

اخلاق الاهی ( أفات زبان ) ج4 -ص

 



  • پوسته های وطن
  • آریس موب
  • کارت شارژ همراه اول