تاريخ : ۱۳٩٥/٥/٢٧ | ٦:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ح.فیروزنیا

بسم الله الرحمن الرحیم

ذات باریتعالی قابل وصف و توصیف مخلوق نیست، چون او لامتناهی و نامحدود است و به هیچ صفت و وصفی محدود نمیشود. ما فقط به همان اندازه مجازیم که او را وصف کنیم یا بخوانیم که خود در قرآنش فرموده است«وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذینَ یُلْحِدُونَ فی‏ أَسْمائِهِ سَیُجْزَوْنَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ ؛و خدا را نیکوترین نامهاست، بدانها خدا را بخوانید، و آنان را که در نامهاى او به انحراف می گرایند به خود واگذارید، که به زودى کردار بدشان را مجازات خواهند دید.»

حضرت علی علیه السلام می فرماید:«ستایشْ خداوندی را که با آفرینش بندگان، بر وجود خود دلالت فرمود و آفرینش پدیده های نو، بر ازلی بودن او گواه است و شباهت داشتن مخلوقات به یکدیگر، دلیل آن است که او همتایی ندارد. حواس بشری ذات او را درک نمی کند، و پوشش ها او را پنهان نمی سازد...، آن که خدا را وصف کند، محدودش کرده و آن که محدودش کند، او را به شمارش آورده و آن که خدا را به شمارش آورد، اَزَلیّت او را باطل کرده است. کسی که بگوید: خدا چگونه است؟ او را توصیف کرده و هر که بگوید: خدا کجاست؟ مکان برای او قایل شده است. خدا عالم بود، آن گاه که معلومی وجود نداشت؛ آفریدگار بود، آن گاه که آفریده ای نبود و توانا بود، آن گاه که توانایی نبود».

بر این مبنا و دستور قرآن برآن شدیم که مختصر معانی اسماء الاهی را تقدیم مومنانی کنیم که شاید با مطالعه و مرور بر معنای لغوی آن اسماء و صفات ذره ای به دایره معلومات و عقاید و باورهایشان رتبه اعلا ببخشد و از این میان ما نیز برخوردار از پاداش معنوی خداوند گردیم. گر چه مطالعه عمیق متن،کمی وقت گیر باشد اما ارزش نه یکبار بلکه ده ها بار مطالعه را دارد.

در کتاب توحید از امام على بن موسى الرضا علیه السلام از پدرانش از على علیه السلام نقل شده که فرمود:« عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْهَرَوِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تِسْعَةً وَ تِسْعِینَ اسْماً مَنْ‏ دَعَا اللَّهَ‏ بِهَا اسْتَجَابَ‏ لَهُ وَ مَنْ أَحْصَاهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ.(بحار الانوارج4ص187)
همانا خداوند عزیز و جلیل، نود و نه نام دارد که هر کس او را با آن نامها بخواند، دعایش اجابت می گردد و هر کس که آنها را بشمارد و حفظ نماید، وارد بهشت مىشود.»

اسماء الله الحسنی
الله ، الاله ، الرب، الرحمان، الرحیم ، الحی ، القیوم ، الخالق ، الخلاق ، الباریء، المصور، الملک ، الملیک ، الرزاق ، الرازق،
الاحد، الصمد، الهادی، الوهاب ، الفتاح، السمیع ، البصیر ، العلیم، اللطیف، الخبیر ، العفو ، الغفور ، الغفار، التواب ، العلی ،
الاعلی ، المتعالی ، الکبیر ، العظیم ، القوی ، المتین ، الشهید ، الرقیب ، المهیمن ، المحیط ، المقیت ، الواسع ، الحفیظ، الحافظ ،
الوالی ، المولی ، الاول ، الاخر، الظاهر ، الباطن ، الحکیم، الحکم ، المومن ، الصادق، الغنی ، الکریم ، الاکرم ، السلام ،
القدوس، السبوح ، الحمید ، المجید ، الشکور، الشاکر ، الحلیم ، الحق ، المبین ، القدیر ، القادر ، المقتدر، الودود ، آلبر ،
الرووف ، الحسیب ، الکافی ، الکفیل ، الوکیل ، الغالب ، النصیر ، العزیز ، الجبار ، القریب ، المجیب ، القاهر ، القهار، الوارث
، المتکبر ، النور ، المحسن ، الدیان ، المقدم ، الموخر ، الطیب ، الشافی، الجمیل ، القابض، الباسط ، المنان ، الحیی، الستیر ،
السید ، الرفیق ، الوتر ، المعطی ، الجواد، ذوالجلال والاکرام .

اما ترجمه مختصر اسماء و صفات خداوند متعالی:

الله : شامل صفات الوهیت ) شایسته پرستش ( و تمام معانی اسماءالحسنی ) نامهای نیک ( و بهطورکلی دلالتکننده به تمام اسماء
الله الحسنی است . پس الله به معنی الوهیت ) تنها شایسته خدابودن ( و عبودیت ) تنها شایسته عبادت ( برای تمام مخلوقات به
خدا اختصاص دارد .
الاله : به معنی معبود و شایسته پرستش .
الرب : دارای مقام ربوبیت به تمام مخلوقات از جهت آفرینش و مالکیت و تصرف و تدبیر امور مخلوقات عالم .
الرحمن: کسی که دارای صفت رحمت است بر وزن فعلان پس رحمان بر صفت ثابت دلالت میکند که لازمهاش کمال است که آن صفت رحمت است .


الرحیم : رحم کننده به بندگان خود است ، پس رحیم دلالت بر جاری شدن صفت رحمت به رحم شدهها دارد یعنی کسی که هم اکنون به مخلوقات رحم میکند .

الحی : صفت حیات وزنده بودن را شامل میشود ، زندهبودن کامل یعنی پیش از زندهبودن آن عدم نیست ، نابودی برای آن وجود ندارد ، هیچ نقص و عیبی برای آن نیست . پس حی تمام صفات ذات را شامل میشود .

القیوم : صفت قومیت را شامل میشود ، به معنی قائم به خود بودن یعنی به خود متکی بودن و مخلوقات قائم و متکی به او هستند . پس قیوم جامع صفات افعال است .

الخالق : شامل صفت خلق است ، بهوسیله این صفت خدا اراده خلقت میکند و برای به وجود آوردن چیزی بدون اینکه الگویی از قبل برای او وجود داشته باشد بهعبارتدیگر تقدیر اشیاء به اقتضای حکمت خدا .

الخلاق : صفت مبالغه است وبر کثرت خلقت دلالت میکند .

الباریء : به وجود آورنده اشیاء از عدم .

المصور : ایجاد مخلوقات به شکلی که خدا اراده کند .

ازملک ، الملیک : مالک تمام اشیاء ، متصرف در آنها بدون مانع و مدعی .

الرزاق والرازق : عهدهدار روزی بندگان ، روزی دهنده به هر چیزی که نیاز بهروزی دارد .

الاحد ، الواحد : شامل یگانه بودن ویکتا بودن خداست ، خدا یگانه در ذات است هیچ شبیهی ندارد ، خدا یگانه در صفات است

هیچ همانندی ندارد ، یگانه در افعال است و شریک و پشتیبانی ندارد . پس خدا در صفات شکوه و جلال یکتاست و یکتا به صفتهای عظمت وکبریاء و جمال است و خدا معبود به حقی است که هیچ معبود به حقی غیر از او وجود ندارد .

الصمد: سرور بزرگی که دارای صفت علم و حکمت و حلم و قدرت و عزت و عظمت و تمام صفات کمال است . تمام مخلوقات در همه امور خود به خدا رجوع میکنند .

الهادی : کسی که هدایت و راهنمای بندگانش بهسوی سعادت دنیا و آخرت است ، خداوند بهوسیله صفت هدایت ، انسانهای اهل ولایتش و حیوانات و گیاهان را بهسوی آنچه مصلحت آنهاست هدایت میکند .

الوهاب : زیاد بخشنده نعمت )بخشیدن و دادن به غیر عوض است(ومنت گذار نده با بخشیدن نعمتها و عطاکننده نعمتها) روزی و مال و فرزند و رفاه و آسایش و غیره است( .

الفتاح : کسی که بین بندگانش حاکم و داور است و خدا با احکام شرعی و احکام تقدیری و احکام جزایی فرمان میدهد ، کسی که

چشمان صاقین را گشوده و قلبهای آنها را به معرفت و محبت و پذیرش توبه خودش بازکرده و برای بندگانش درهای رحمت و روزیهای گوناگون را بازنموده است توفیقاتی برای آنها به وجود آورده تا به سعادت دنیا و آخرت برسند .

السمیع : تمام صداها را بر هر زبانی و نیازهای گوناگون را میشنود ، پس صداها برای او تفاوت نمیکند و صداها باهم اشتباه نمیشود صدایی از صداها توجه او را به خود جلب نمیکند ، نهان و آشکار برای او یکسان است .

البصیر : تمام چیزهای دیدنی را میبیند و همهچیز را میبیند هرچند که باریک و ریز باشد .

العلیم : علم او هر به چیزی مسلط و احاطه دارد ، آمار تعداد همهچیز را دارد ،علم به آنچه بوده و آنچه خواهد بود را دارد و آنچه نخواهد بود و چگونه نخواهد بود .

اللطیف : به معنی خبیر است و افزودن همانا خدا به لطف و احسان از راهی که هیچ آگاهیای نسبت به آن ندارند به کسانی که او را دوست میدارند میرساند .

الخبیر : دانا به امور پنهانی ، آنچه درنهایت کوچکی باریکی است درصورتیکه علمش به ظواهر واشکار وجود دارد .

العفو: کسی که بدیها را محو میکند و گناهان را میبخشد بلیغتر و به معنا نزدیکتر از غفور است .

الغفور ، الغفار : بسیار آمرزنده و از پوشاندن ) گناهان ( خبر میدهد .

التواب :کسی از بندگان خدا توفیق یابد توبه کند خدا توبهاش را میپذیرد و قبول میکند.

العلی ،الا علی ،المتعالی : کسی که بلند مرتبه مطلق از تمام جهات و مقامات است .

الکبیر ، العظیم : کسی که کبریاء اوصاف وبزرگ صفت است . و معنی کبیر نزدیک به معنای عظیم است ، ولی با آن مترادف نیست ، پس کبیر کاملتر از عظیم است و عظیم را نیز شامل میشود معنای کبیر بیشتر از عظیم است .

القوی : نیرومند .

المتین : کسی که هیچ چیزی نمیتواند او را ناتوان وعاجزکند هیچ پیروزی نمیتواند بر او پیروز شود هیچ فرمانروایی نمیتواند فرمان او را نقض کند .

الشهید : دانا بر هر چیزی است و چیزی از او پنهان نیست .

الرقیب : دانا به چیزهایی که در دلها پنهان است ، حافظ تمام اعمالی است که هرکسی انجام میدهد و هیچ عملی از او پوشیده نیست.

المهیمن : دانا و آگاه به نهان امور و آنچه در دلها نهان است .

المحیط : دلالت بر احاطه خدا به هر چیزی از روی علم و قدرت و تسلط .

المقیت : کسی که به تمام موجودات روزی میدهد و روزیها را بر اساس حکمت و شکرگزاری تقسیم میکند .

الواسع : اوصاف او بیحدواندازه است کسی نمیتواند او را ثنا گوید ، آن چنانکه خودش را توصیف کرده است ، عظمت ، تسلط و مالکیت او در عالم بیحد و اندازه است .

الحفیظ ، الحافظ : صفت حفظ را شامل میشود ، حفظ تمام معلومات بهوسیله علمش ، او حافظ و نگهبان تمام مخلوقات است .

الولی ، المولی : ولایت خاصه و سرپرستی خاص ، عنایت و لطف خدا به بندگان مومن و توفیق تربیت دوری از گمراهی و زیانکاری را اقتضاء میکند .

الا ول : قبل از او چیزی نیست .

الا خر : بعد از او هم چیزی نیست .

الظاهر : بالاتر از او هم چیزی نیست .

الباطن : ذاتش از ادراک عقول و فهم مخلوقات و از چشم آنها پنهان است از شدت آشکار بودن . غیر از او هم چیزی وجود ندارد .

الحکیم ، الحکم : خدا دارای کمال حکم و فرمان و امر و کمال حکمت و دانایی است .

المومن : خدا خود را به توحید توصیف میکند ، فوق آنچه بندگان او را توصیف میکنند ، خدا خود شهادت میدهد که خدایی غیر از او نیست و او ربالعالمین است و او بزرگتر ین شاهد بر توحید و یگانگی خودش است .

الصادق : راستگو در وعده بهشت ووعیده عذاب جهنم است، و در هر آنچه به ما فرموده است .

الغنی : خدا ذات بینیاز است ، کسی که دارای بینیازی تام مطلق از تمام جهات و مقامات برای کمال و کمال صفات است ، که هیچ نقصی به وجهی از وجوه به آن راه نمییابد.

الکریم ، الاکرم : خدا دارای خیر فراوان وسود بسیار است ، او از هر چیزی بهتر وبرتر است .

السلام : خدا سالم وبی نقص از تمام عیبها و نقصها باکمال ذات و صفات و افعال .

القدوس ، السبوح: پاک بودن خدا از نقایص و عیوب و از هر آنچه ضد کمال خداست و عظمتش را نفی میکند .

الحمید : کسی که همه حمدها برای اوست ، حمد شده و ستوده در ذات و اسماء و صفات است .

المجید: صفات خدا بسیار زیاد وباعظمت است ، صفات زیبای او زیاد و باشکوه است.

الشکور ،الشاکر : خدا کسی است که عمل هیچکسی را بی پاداش نمیگذارد ، بلکه بدون حساب به آن پاداش میدهد .

الحلیم: کسی که در عذاب و تنبیه بندگان گناهکار خود به خاطر گناهانشان عجله نمیکند .

الحق : کسی شکی هیچ شک و شبههای در وجود او نیست ، نه در ذات و نه در اسماء و صفات او و الوهیتش هیچ شکی نیست .

المبین : وحدانیت خدا آشکار است ، پس خدا ، خدای حق و آشکاری است که هیچ شریکی در خدای او وجود ندارد .

القدیر ، القادر ،المقتدر :اثبات صفت قدرت برای خداست ، همانا قدرت خدا کامل است .

الو دود: به معنی دوست دارنده مخلوقات با صفات زیبایش ، عطاکننده نعمت زیاد ،دارنده لطف و محبت پنهان ، نعمت دهنده

پنهان و آشکار ، الودود هم به معنی اسم فاعل )واد(یعنی خدا پیامبران ومومنین را دوست میدارد و هم به معنی اسم مفعول

)المودود ( یعنی آنها خدا را از هر چیزی بیشتر دوست میدارند .

البر: به معنی بسیار احسان کننده بر بندگان و خدا عطاکننده دارایی و توانگری به بندگان در سلامتی و مال و اولاد و دوستان ،

احسان کننده توفیق به اطاعت از ربالعالمین وایمان و بخشیدن نعمتها در آخرت است ، احسان خدا به بندگان و همه مردم ،

قابل شمارش نیست و بینهایت است تا به سعادت دنیا و آخرت برسند .

الرووف : شامل صفت رحمت است ، الرووف عالیترین معنای رحمت است که تمام مخلوقات را در دنیا فرامیگیرد ، برای برخی از مخلوقات در آخرت ،که آنها پیامبران ومومنین و بندگان باتقوای خدا هستند .

الحسیب : به معنی کفایت کننده است ، خدا کافی است در تمام امور مهم دنیا و آخرت ، برطرفکننده نیازهای زندگی بندگان در تمام چیزهایی که نیاز دارند، برطرفکننده تمام گرفتاریهای بندگان است .

الکافی : خدا برای مخلوقات در هر آنچه برای آنها اهمیت دارد کفایت میکند همه امور در دست خداست ، خدا در خلق مخلوقات ویاری آنها و استعدادشان برای آن هدفی که آفریدهشدهاند و برای کسانی که به او توکل میکنند و در مبادرت نمودن به اصلاح احوال بندگان باتقوا کافی است .

الکفیل : خدا مسئول امور مخلوقات در روزی و غذایشان است .

الوکیل : خدا مسئول روزی همه مخلوقات و تغذیه آنها است ، مسئول تدبیر امور تمام موجودات جهان و اداره امور آنهاست . و کافی و بس است برای هرکسی که به او امید دارد ، و خداحافظ کسی است که به او متوسل شود .

الغالب : کسی که هر کاری بخواهد انجام میدهد ، هیچکس نمیتواند بر او پیروز شود ، هیچ ارادهای نمیتواند حکم و فرمان او را رد و نقض کند ، کسی نمیتواند فرمان او را رد کند و مانع اجرای فرمان او شود .

النصیر : مسئول یاری بندگان است و مسئولیت یاری پیامبران ومومنان و دفاع از آنها را به عهده دارد ، یاری تنها از جانب خداست ، هرکسی که یاری شده از جانب خدا یاری شده است ، پس هیچ یاری کنندهای غیر خدا وجود ندارد .

العزیز : کسی که تمام معانی عزت رادار است ، عزت قدرت و عزت امتناع و عزت قهر و غلبه .

الجبار: مسلط بر هر چیزی ، کسی که هر چیزی در مقابل او پست است ، همهچیز در مقابل او خوار و مطیع فرمان اوست .

القریب : نزدیک به بندگان مو من دوستدار خدا و دعاکنندگان برای استجابت دعا ، نزدیکی که برای بندگان حقیقتش قابل درک نیست ، تنها آثار قرب به خدا را از لطف و توفیق و عنایتش میشناسند و به آن پی میبرند .

المجیب : دعای دعاکنندگان را می شنود و آنها را اجابت می کند ودعای هیچ مومنی را رد نمی کند ومناجات هیچ مسلمانی را رد نمی کند وخدا دوست دارد بندگانش در همه مصلحتهای امور دنیا وآخرتشان از او بخواهند ، در خوردن وآشامیدن ولباس ومسکن ، همچنین با دعا در هدایت ومغفرت وتوفیق و صالح بودن ویاری کند اورا در اطاعت وهمانند آن از او بخواهند پس این اسم دلالت برکمال قدرت خدا و کمال مالکیت او بر جهان دارد .

القاهر ، القهار :القهار صیغه مبالغه از قاهر ، وکسی که بسیار غالب وچیره با توانایی به تمام موجودات عالم وتمام مخلوقات در برابر او خوار و ذلیل هستند ، خدا برقدرت مواد وعناصر عالم چیره وغالب است .

الوارث : جاوید بعد از نابودی مخلوقات ، زنده ای که نمی میرد ، بازگشت و پایان بسوی اوست .

المتکبر: صفت بزرگی وعظمت را شامل می شود وتا ء تاء یگانگی واختصاص است ، پس کبریاء صفتی است که جز خدا کسی شایسته آن نیست .

النور : صفت نور را شامل می شود منظور نور معنوی است نور هدایت ، نور ایمان به خدا وقرآن ، کلام خدا نور است وقتینور خدا وارد قلب مومنان شد در چهره آنها نور آشکار می شود چهره آنها رانورانی می گردد . خدا متصف به نور بزرگی است که چهره خدا را بربندگانش آشکار می کند ونوری که در قلوب بندگان مومنان روشن می شود .

المحسن : صفت فضل وبخشیدن نعمتها وبخشش و احسان را شامل می شود صفتی است که برای خدا لازم است ، هیچ موجودی به یک چشم به هم زدنی از احسان وبخشش خدا ، خلقت ویاری او بی نیاز نیست .

الدیان : جزادهنده ومحاسبه گر ،پس خدا در روز قیامت تمام مخلوقات را جمع می کند وسپس به اعمالی که از پیش فرستاده اند جزا می دهد به عمل خیر جزای خیر وبه عمل بد جزای بد می دهد .

المقدم ، الموخر : از اسماء دوگانه متقابلی است که هیچ کدام به تنهایی به کارنمی رود ، تقدیم وتاخیر دو وصف برای خداست، این وصف وابسته به خدا هستند ،واز صفات افعال خداست چون این دو وصف به مخلوقات هم تعلق دارد .

الطَیّب : مقدس وپاک از هر عیب ونقصی ، برای اینکه کلمه طیب به معنی پاک بودن و دوربودن از ناپاکی هاست .

الشافی : کسی از اوست شفاء دلها از شبه وشکها وحسادت وکینه ، وشفاء بدنها از بیماری ومرضها ، غیر از خدا کسی قادر به شفاء نیست .

الجمیل : به ثبوت جمال وزیبایی برای خدا در اسماء وصفات وذات وافعال دلالت می کند.

القابض : خدا می تواند به کسی روزی بدهد یا کسی را از روزی محروم کند .

الباسط : خدا به هر کسی از بندگانش که بخواهد می تواند روزی زیاد بدهد .

المنان : نعمت زیاد دهند ه وبخشنده بزرگ و گستراننده احسان ، در اطلاق ، کسی غیر از خدا منان نیست ، برای اوست منت بر بندگان ولی بندگان برخدا منتی ندارند .

الحیی : ثبوت صفت حیاء به خداست برآنچه که شایسته جلال وکمال اوست .

الستیر : پوشاننده ای که بسیاری از گناهان بندگانش را می پوشاند وآنها را رسوا نمی کند وخدا دوست دارد بندگانش خودشان را بپوشانند

السید: کسی که تصرف در امور وتدبیر آنها در جهان از آن اوست همانندی ندارد و سروری است که تصرف در امور واطاعت وذلت وخضوع به او اختصاص دارد و شریکی برای او نیست . سروری حقیقی از آن خداست .

الرفیق : آرام وآسا نی و با آرامش در امور وطول دادن امور .از آرامش او خلقت مخلوقات بتدریج ، بر اساس حکمت ، باقدرت وتوانایی خلقت یک باره مخلوقات .

الوتر : یگانه ای که شریک وهمانندی برای او نیست ، پس این صفت دلالت بر وحدانیت ویگانگی خدا دارد ، و یگانه است در صفات کمال وجلال و همانا برای او شریک وهمانندی در این صفات نیست .

المعطی : خداتنها عطاکننده حقیقی است ، هیچ مانعی در مقابل عطایای او وجود ندارد وهیچ عطا کننده ای غیر از خداوجودندارد .

الجواد :خدا ،زیاد بخشنده ای است که بخشش نعمتهای او تمام مخلوقات را فرا گرفته است .

ذو الجلال و الاکرام : معنای این اسماء چندین برابراست ، تمام اوصاف وصفات خدا را شامل می شود ، پس جلال معنای تعظیم، والاکرام معنای حمد ومحبت را شامل می شود .

وأیَدکم الله بنصره

 



  • پوسته های وطن
  • آریس موب
  • کارت شارژ همراه اول